لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
مترادف ها
حرف، خط، ادبیات، نامه، مراسله، نویسه، موجر، دانش، کاغذ، عریضه، مرسوله، حرف الفباء، حرف چاپی، اثار ادبی، اجازه دهنده
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
لری بختیاری
فیشنادَی
فیشنادَی
گلوند. [ گ َل ْ وَ ] ( اِ ) مرسله را گویند یعنی هر چیز که بطریق تحفه و هدیه بجایی فرستند. || چیزی باشد که آنرا مانند گلوبند از جوز و انجیر سازند و بجایی فرستند. آنرا گلونده نیز گویند. ( از برهان ) ( آنندراج )
نگره های فارسی🇮🇷 نوین برابر واژه🇸🇦
باره، سپاره، سپرده، سپارک، بارینه، رهبار، گسیله، رسینه، رهاورد، باررس، فرستک، فرستار، فرستاده، فرستینه
نمونه
فردا مرسوله را مرجوع میکنم 🇸🇦
فردا باره را واگرد میکنم 🇮🇷
باره، سپاره، سپرده، سپارک، بارینه، رهبار، گسیله، رسینه، رهاورد، باررس، فرستک، فرستار، فرستاده، فرستینه
نمونه
فردا مرسوله را مرجوع میکنم 🇸🇦
فردا باره را واگرد میکنم 🇮🇷
کالا _ اشیا
ارسال شده/فرستاده شده
گسیلانه
فرستانه