پیشنهاد‌های مهدی تلوری (٣٨٧)

بازدید
١,١٢٦
تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٢

From day one we must have Chosen a new brand for our products

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

پشیمان، متاسف ، نادم ، ناراحت

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

من شرمنده هستم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با کلاس

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ته چیزی بودن ، در انتهای کاری یا مکانی بودن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در انتهای کاری یا مکانی بودن . ته چیزی بودن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

به کلام دیگه ، به عبارت دیگه ، از دیدگاهی دیگه

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

منطقه شام، سوریه ، اردن ، عراق

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی میل ، بی تمایل، بی انگیزه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

معنی خوشبخت میده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مخالف بودن ، مخالف چیزی بودن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در حالت فعل به معنای نخ کردن هستش

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فرد کاملا غریبه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

افراد کاملا غریبه

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

موسس کاری بودن ، بانی کاری بودن ، مسئولیت کاری را برعهده گرفتن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مشارکت در کاری ، تعاون داشتن ، مشارکت در کاری داشتن ، همدستی در کاری داشتن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

جا به جا کردن ، عقب و جلو کردن ، مثلا جا به جایی فاعل و فعل کمکی در جمله

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خفت گیر ، لخت کن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

منطقه ی امن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دست خط نوشته شده ، امضا به افتخار شخصی نوشتن، امضا

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اون روی سگ منو بالا میاره

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اعصاب رو خراب کردن ، روی سگ کسی بالا آمدن ، عصبانی کردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در حالت فعل به معنای اذیت کردن هستش It bugs me

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اذیت کردن ، آزارم میده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این نظر لطف شماست ، لطف شماست ، دلسوزی شماست

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دلسوزی شما است ، نظر لطف شما است

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این لطف شماست ، این نظر لطف شماست ، دلسوزی شماست

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آسمانخراش، ساختمان بلند ، برج مسکونی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هم خوبه و هم بده ، مزایا و معایب خودش رو داشتن It's a mixed blessing

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نه همچنین، در جواب موافق برای جملات منفی استفاده می کنیم مثال : My father didn't worry about his Appearance، his father didn't either

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودخواه ، فقط علاقه مند به خود

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به حال خود گریه کردن ، غصه خود رو خوردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تصور از خویشتن ، خویشتن انگاری

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نیمرخ چهره

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سیلی درمانی ، تقه درمانی ، بزن درمانی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چهره پیر شده ، روند پیری ، روند پیری چهره

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روند پیری

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ماهی گوشت خوار که بیشتر برای لایه برداری پوست های مرده ی پا در سالن های زیبایی استفاده میشه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اشتباه جا انداختن ، اشتباه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ضد عفونی ، تمیز

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صفت هستش نه فعل ضد عفونی شده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متخصص پوست

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پای قشنگ ، پایی که بشه در اجتماع نشان داد

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پای قشنگ ، پای قابل نمایش

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خوردن و بلعیدن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مرجع ، مورد رجوع ، مورد اشاره

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هیچ کس ، هیچ آدمی ، هیچ جمعیتی ، خلوت ، خالی از جمعیت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با اسم غیر قابل شمارش می آید به معنی بسیار ، خیلی ، مقدار قابل توجهی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نه چندان ، نه خیلی ، نه زیاد ، مقدار کمی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

در گرامر معنی قید شمارنده هستش که تعداد و کمیت فعل ها را نشان می دهد

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

برای پوشش به معنی زشت ، نامناسب، قدیمی می دهد

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پیراهنی که یقه داره و دارای دو یا سه یا چهار دکمه س، یقه دارای زبانه س

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یخه لاک پشتی، یقه اسکی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لباس یه گرد معمولی ، یقه گرد

پیشنهاد
٠

کلی کار دارم . یه عالمه کار دارم . خیلی کار دارم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عقب رفتن ، به عقب برگشتن ، برگشت ، بازگشت

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در اداره، سر کار

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لباس غیر رسمی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لباس راه راه، خط خط

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

پارچه چیت . چیت چیتی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لباس شطرنجی ، لباس پیچازی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پارچه شطرنجی، پیچازی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

لباس عجیب و غریب ، جلف ، لباس مسخره معنی لباس تحریک کننده و این خزعبلات رو نمیده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

سکه ، پولک ، پارچه پولک پولکی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شخصیت فردی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مرد خوش گذران ، مرد عیاش ، مرد بی بند و بار ، مرد بی خانواده ، زن باز کثیف

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دارم تو بدهی غرق میشم. خیلی بدهی بالا آوردم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مرتب پول پس انداز می کنم

پیشنهاد
٠

حواسم به دخل و خرجم هست

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به اندازه دخلم، خرج می کنم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صید بیش از حد موجودات دریایی ، شکار موجودات دریایی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فراگرفتن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همیاری ، همکاری ، همکاری و کمک

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غیر انتفاعی، بخش خصوصی، غیر دولتی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Piggy pot

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تا سال دیگه ، تا سال بعد

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ماه آینده همین موقع

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سال آینده همین موقع

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هفته ی آینده همین موقع ها

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خط قرمز ، این خط قرمزه

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اصل اساسی ، قانون نظم

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رعیت

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تا حالا . . . . مثال ؟Have you ever drunk herbal tea تا حالا دمنوش خوردی ؟ ؟Have you ever been to Italy تا حالا ایتالیا بودی؟

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

به معنای استراحت کردن . تمدد اعصاب

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اولویت ها ، تقدم ها ، ارجیحیت ها ، چیزهای مهم تر

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کسی را اغوا کردن ، تحریک جنسی کردن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چیزی آدم را گرسنه کردن. غذایی یا بویی انسان رو گرسنه کنه یا گرسنگی رو تشدید کنه

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کسی را خوشحال کردن . دل کسی را شاد کردن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کسی را عصبانی کردن . به جنون رساندن . دیوانه کردن کسی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کسی را عصبانی کردن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کسی را به آرامش رساندن . آرام کردن شخصی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نقطه نظر خوشبینانه

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دیدگاه بدبینانه

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نگاه خوشبینانه

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دیدگاه مثبت

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دیدگاه منفی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نابرده رنج گنج میسر نمی شود

پیشنهاد
٠

پول الکی به دست نمیاد

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به هیچ وجه ، اصلا ، عمرا

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

غافل شدن ، بی خیال چیزی شدن ، حواس از کاری دور شدن

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این از توانایی مالی من خارجه ، پولش رو ندارم

پیشنهاد
٠

بهت قول شرف میدم

پیشنهاد
٠

بهت قول شرف میدم

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مهمانخانه ی عالی ، مسافرخانه درجه یک

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هتل درجه یک ، هتل ممتاز

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پول آتیش زدن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سکان دوچرخه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مفت خور ، ارزان خر ، بنجل خر

پیشنهاد
٠

سرت به تنت می ارزه ، آدم عاقلی هستی

پیشنهاد
٠

سرت به تنت می ارزه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شما پول کم دارید

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پول کم داشتن به معنای بی پولی کامل نیست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلاس مدرسه ، کلاس درس ، کلاس

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زودرنج ، حساس ( به حرف ها ) ، سوسول

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خشنود کننده ، لذت بخش صفت پخش کننده ی حالت هستش

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مشکل درست کردن ، ایجاد مزاحمت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لطفا" رو همه بلدن معنی دیگه این واژه خشنود کردن ، راضی کردن He's hard to please

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی احتیاطی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ماهی شیر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مردمان اولیه ترکیه ، سوریه و اردن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نظریه ، تاملات ، تفکرات ، تفکر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لطفا دوستانی مثل شایان جان که تخصص زبان ندارند، پیشنهادهای گمراه کننده ندهند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فعل تعجب کردن . متحیر کردن . شوکه کردن .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

صفت دو وجهی ؛ صفت هایی که دو حالت با یک ریشه دارند. صفت پخش کننده مثل boring صفت جذب کننده مثل bored

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

خیال پرداز ، مبتکر فرد توانا در فکر کردن به ایده های تازه و جالب

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

=go home

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دوره پارینه سنگی

پیشنهاد
٠

نمی خوام سنگ اندازی کنم ، نمی خوام جسارتی کرده باشم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

=picky

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

غذای خاص این عبارت نه به معنای غذای ویژه، که بیشتر برای حساسیت غذایی افراد به کار میره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

غذاهای خاص . معمولا برای گفتن حساسیت غذایی به کار میره

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی عقل ، کم عقل ( توهین )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح توهین آمیز برای مردانی که به همسر خود علاقه ندارند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بهداشت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

از خودگذشته

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصطلاح خیابانی برای آلت تناسلی مردان کیر ، خایه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تنبل کون گشاد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چسی اومدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به خانم های مدل ، بازیگرها ، و افرادی که عکس شون رو در مجلات و تبلیغات و محصولات و در و دیوار می چسبونن ، گفته میشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قطار دودی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

چهار چشی اصلاح توهین آمیز به افراد عینکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مایه تیله

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

معنی پول هم میده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آدم دم کلفت ، با نفوذ ، آدم گردن کلفت در ادارات دولتی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به نخل های کوچکی که بیشتر در جنوب شرق آمریکا هستن گفته میشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

زن خراب ، دختر خراب ، دختر اهل لاس زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روزنامه فروش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روزنامه رسان . کسی که روزنامه ها را به مشترکان روزنامه ها و مجلات تحویل می دهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

روزنامه فروش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کسی که به صورت سیار روزنامه می فروشد، کسی که در خیابان روزنامه می فروشد پسر روزنامه فروش روزنامه فروش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

براده ی آهن ، خرده ریزه و آشغال هایی که از جوشکاری، تراشکاری ، دریل کاری به جا می ماند خرده آهن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در اصطلاح های آمریکایی به معنای تلویزیون هستش اما در بریتیش به معنای لباس بی آستین و یا لباس بالا باز گفته می شود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زره پوش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توهین قومیتی ، توهین قومی ، حرف های نژادپرستانه بدی قومیت های دیگه رو گفتن ، توهین طایفه ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رکابی ، لباس بدون آستین ، تیشرت بدون آستین که میشه در عموم هم پوشید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

رکابی ، زیرپوش ، هم معنی با tank top

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معنای رکابی هم می دهد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آغاز ، در شروعِ ، در آغاز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شلوار نیم پا که تا پایین زانو می آید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

همرنگ ، هم نوع ، هماهنگ شده ، مطابقت داده شده ، همگون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سر سلسله ، سر دودمان، موسس رژیم ، موسس سلسله سرخاندان، موسس دودمان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چشم چرون ، هیز ، نگاه ناپاک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دینی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قابل اشتعال، سوختنی ، قابل سوختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به سوراخ های کفش یا لباس که بند از اونها می گذره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

تسلیحات، تجهیزات نظامی ، ادوات جنگی ، وسایل رزم ، جنگ افزار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عمومی ساختن ، عمومی کردن چیزی ، عمومی سازی ، همگانی سازی ، همگانی کردن چیزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پخت حرارتی ، پخت با استفاده از حرارت خود غذا در ظرفی مثل فلاسک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فلاسک ، فلاکس، قمقمه آب ، کلمن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

غرق شده ، غوطه خورده ، تلیت شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ظرف اصلاح ، کاسه اصلاح ظرفی که در آن خمیر یا کف اصلاح می گذارن برای اصلاح ریش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرورش مرغ و طیور ، مرغداری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ادوات و تجهیزات کشاورزی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گاوداری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پرورش دهنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به معنای پیرایش ، کوتاه کردن به قصد زیباتر کردن مثل ناخن یا مو رو کوتاه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجلس سنا رو معمولا با حرف تعریف استفاده می کنند The senate

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مجلس سنا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

توان نظامی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حزب جناح چپ جناح چپ حزب چپی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیاست گذاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سیاست میانه روی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تلفظش میشه جو دِ شی یری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جدای تمامی معنی های دوستان به معنای تیغ نان بری هم هست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کج ، اریب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زنده بودن ، حیات داشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

امروزی ، امروزی ها ، امروز روز ، این روزها ، سال های اخیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برق اصلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چرخشی ، قابل چرخش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غلاف وسیله ای مثل تیغ آرایشگری ، کیف چرمی مثلا برای عینک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صیقل دادن ، برق انداختن ، خوش نما کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

قسمت سخت صدف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوک تیز ، لبه ی تیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Women's movement

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جایگاه فروش بلیط بلیط فروشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کشتی شهربازی ، سفینه فضایی وسیله ای که شبیه کشتی هست و حرکت رفت و برگشت دارد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نابود کردن ، از بین بردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شغل بی آینده شغلی که فقط توش در جا می زنید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I hate to break the news از خبر بد دادن بیزارم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با تیپا کسی رو بیرون کردن با دم کونی کسی رو اخراج کردن با اردنگی اخراج کردن وسط کار اخراج شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکست کامل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از گرسنگی ، از گشنگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از تشگی ، از عطش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به خاطر غفلت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در نبرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

در اصطلاح خیابانی به معنای بی پول هستش I'm busted

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جدای از معنای سنگ و هسته و غیره در اصطلاح خیابانی به معنای بی پول هستش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در اصطلاح یعنی هم جنس باز یا کونی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چفت در که دسته کوچک داره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

خیلی بد افتضاح

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لو دادن یک راز ، فاش کردن راز ، پخش کردن یک راز پخش شدن راز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کله شق

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترسو ، بی تخم ، تخم کاری رو نداشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جدا از معنای زبان ، به معنای ' لحن صحبت هم هست I don't like your mouth

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

الکی حرف زدن ، یه کاری رو سر باد معده انجام دادن ، بدون فکر کار یا عملی رو انجام دادن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افسوس خوردن ، کون سوزی ، پماد مالیدن ( یعنی اونجاش سوخت از حسادت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جدا از معنی میوه به معنای همجنس باز هم هست و حالت توهین داره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جدا از معنی کلمه، اصطلاح قدیمی برای ( ( ( پول ) ) ) هستش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کاملا موافقم، کاملا با مواضع شما موافقم، آی قربون دهنت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پارتی ، مهمانی ، بزن و برقص ، بزم ، دورهمی خفن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صفت می باشد و برابر غیرقابل اعتماده She's too flakey

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

جدا از معنای دونه برف به معنای . . آدم غیرقابل اعتماد هم هست و اسم هستش She's a real flake

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آدم دروغگو، مثل چی دروغ میگه پاره نشی اینقدر دروغ میگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

آخرین شانس ، آخرین بار ، این دیگه بار آخره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

جدا از اینکه به معنای قابلمه هستش ، در حالت فعلی به معنای نقد کردن و کوبیدن یک اثر هنری هم هست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

( توهین ) چهارچشی برای افراد عینکی و حالت توهین استفاده میشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بدون فکر کاری انجام دادن ، از کون تصمیم گرفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

چشم های سکسی و جذاب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حرف مزخرف ، بیخود ، ارواح عمه ت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

I need to get some shuteye

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از هفت دولت آزاد ، بی قید ، رها ، آزاد از محدودیت ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک اصطلاح آمریکا هستش ، یعنی جدی بگیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اغلب اوقات ، بیشتر وقتا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاک کردن ، حذف کردن ، شامل نشدن خط زدن از لیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لاس ، لاس خشکه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

با انگشت به کسی ضربه زدن 👌 اینطوری به کسی ضربه زدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکلک در آوردن، کسی را با ادا مسخره کردن ، کسی را با حرکات دست و صورت مسخره کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برفک تلویزیون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

زیر چشمی نگاه کردن ، یواشکی دید زدن ، یواشکی پاییدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

موم کندو عسل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غارنشین، بربر ، هپلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خواب رفتن پا، گزگز کردن پا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خواب رفتن پا حس گز گز در پا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گیره مو پنجه ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنی کار ساده و راحته مثل آب خوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کتاب جذاب و کیرا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

صبحانه دیر وقت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

فیلم و سریال تکراری اجرای دوباره کار یا پروژه دوباره کاری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نخ کش شدن لباس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سرتق ، آدم لجباز ، یک دنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غذای آلو دو پیازه ، دو پیازه ( نوعی غذا ) غذایی که با سرخ کردن سیب زمینی آب پز با پیاز درست میشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نوعی ساز کلاویه ای

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کانال کولر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

درود بر شما

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مبارک تبریک آفرین

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تبریک مبارکا باشه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Don't slam your fingers انگشتت لای در نمونه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

I slip on my Socks جورابام رو می پوشم . بالا می کشم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

لنگ لنگان راه رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

I Tuck in my shirt پیراهنم رو در شلوارم می ذارم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تخم مرغ سرخ شده و هم زده نیمرو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نیمروی کم پخته شده متضاد اون over hard هستش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نا خودآگاه ضمیر ناخودآگاه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

The frame is crooked تابلو کجه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ورز دادن مالوندن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

از این واژه برای حیوان باردار استفاده می کنیم و استفاده از واژه pregnant برای حیوان آبستن کاملا اشتباهه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

I'm famished گرسنمه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

روده بزرگه داره روده کوچیکه رو می خوره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خشمگین اعصاب تخمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

The oil is rancid

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سایه بان بالای مغازه ، سایه بان بالای پنجره، سایه بان بالای کولر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سایه بان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

The apple is rotten

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

The milk is sour شیر فاسد و خراب شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

The cheese is moldy

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بچه زرنگ ( منفی ) فرصت طلب ، سواستفاده گر، سواستفاده چی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

با معرفت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عکس رسمی عکس پرسنلی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دستگاه زودپز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

صافی ، آشپال، آبکش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مرسی از تعریفات مرسی از این که تعریف و تمجید کردید از من

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

من از ارتفاع می ترسم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترس از ارتفاع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

می تونم از شما خواهشی کنم ؟ می تونم یه درخواستی کنم ؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سبیل گذاشتن سیبیل ها رو اصلاح نکردن

پیشنهاد
٠

نمی خوام شما رو توی دردسر بندازم نمی خوام شما رو ناراحت و معذب کنم

پیشنهاد
٠

نمی خوام شما رو توی دردسر بندازم

پیشنهاد
٠

دمای بدن کسی رو اندازه گرفتن درجه حرارت بدن شخصی رو کنترل کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فشار خون گرفتن تعیین سطح فشار خون

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

هیچ شانسی نیست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

دوست نداشتن چیزی I don't care for broccoli

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بهتره چشم پوشی کنم بهتره بی خیال شم بهتر بگذرم از این داستان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خورشت مرغ خورشتی که پایه ی اون گوشت مرغ به همراه ادویه ، انواع فلفل های تند و آجیل و میوه های خشک و شکلات هستش

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به معنای محتمل بودن ، قریب الوقوع بودن He is liable to change his mind quite rapidly

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

تا اطلاع بعدی ، تا اطلاع ثانوی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به طور ایده آل و عالی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در قیاس ، در مقیاس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به این ترتیب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سن سی و خرده ای سی سال و خرده ای سی و خرده ای سال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در دهه پنجم زندگی بودن توی چهل سالگی بودن میانسال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بر خلاف ، در جهت عکس ، بر عکس ، چپکی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

آدم بد غدا ، بی اشتها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کوتاه و پر ، با بدنی ضخیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

پوست روشن ، چهره روشن خوش بر و رو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بارش شدید باران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یخمک

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هوای گرم و کلافه کننده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بی نهایت گرم ، گرم جهنمی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

تقابل در معنی ( گرامر ) Although they were poor , they were rich in sprite

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برعکسش درسته خلاف اون چیزی که فکر می کردیم درسته برعکس حرف مون شد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اسم جمع : از این عنوان در گرامر برای گروهی از اسم ها بکار می رود که کارها و مشخصات یکسانی دارند مانند: گروه خلافکاران، باند دزدی ، گله بزها ، دسته ی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گروه اندکی از مردم ، تعداد کمی از مردم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یک باند خلافکار و دزد باند دزدها باند خلافکار ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تعداد زیادی از مردم تعداد قابل توجهی از مردم تعداد بالایی از مردم جمعیت انبوهی از مردم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک دسته و تعداد صندلی هم شکل یک تعداد صندلی تعدادی صندلی هم شکل

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک دسته موز ، یک خوشه موز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک گله ی کفتار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یک گله ی سگ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

گروه ماهی ها ، دسته ی ماهی ها گروه جمعیتی ماهی ها

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دسته ی کاغذ

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دسته مثلا دسته ی کاغذ Heap of papers

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نقطه نظر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در دست تولید Rehearsing new products

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وسایل خانه The contents of the house were sold after the owner's death

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

قیچی باغبانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

خشنود

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

وسیله ای که در قسمت صندوق فروشگاه ها استفاده میشه ، کشو' داره برای نگهداری پول و محاسبه قیمت اجناس خریده شده و صدور قبض

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

تهیه و تامین کردن ، مهیا کردن ، فراهم آوردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ارثیه مالی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اخبار رو نگاه اجمالی کردن ، اخبار رو نگاه فوری کردن . رد کردن اخبار با نگاه سر سری

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

هم زدن ، قر و قاطی کردن ، پخش و پلا کردن ، در هم برهم کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نشستن ، جایگیر شدن ، سکنی گزیدن ، مسکن گزیدن ، جایی نشستن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سگدونی ، محل نگهداری سگ ها ، در زمانی که صاحب های سگ ها در مسافرت هستند

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سر ریز شدن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

همچنین Khaki pants به معنی شلوار خاکی رنگ شلوار به رنگ کرمی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شلوار کرمی رنگ شلوار خاکی رنگ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٥

تا زدن لباس ، پارچه یا کاغذ

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

لباس یک تکه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

سُر خوردن ، لیز خوردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

میانه روی ، حد تعادل ، حد وسط

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

کاری رو خیلی خوب و موثر انجام دادن

پیشنهاد
١

Recession بحران اقتصادی ی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دوره ی کوتاه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

از چیزی متنفر بودن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

مدرن و جذاب اما غیر مرسوم جذاب و قشنگ ولی قدیمی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

نشان دادن ، وانمود کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

رنگ تند رنگ جیغ رنگ هایی که به چشم میان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

بدون توجه با وجود

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

بخشش های خیرخواهانه کارهای خیر کمک به مستمندان

پیشنهاد
١

من توی بدهی زندگی می کنم فقط دارم چک پاس می کنم فقط دارم بدهی میدم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

خرج از دخلم بیشتره همیشه هشتم گرو نهه

پیشنهاد
٠

پرداخت کامل بدهی ها تسویه کامل حساب بدهی ها پرداخت صورتحساب ها

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

پرداخت بدهی

پیشنهاد
١

توجه کردن به دخل و خرج حسابگری توی دخل و خرج زندگی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

به اندازه حقوق ، خرج کردن به اندازه دخل ، خرج کردن به اندازه حقوق زندگی کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

بخشنده ، ولخرج ، دست و دلبازی Generous

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٤

ناراحت کننده است ، خیلی بده ، شرم آوره

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

کنار نشستن و کاری نکردن

پیشنهاد
٣

خیلی بیشتر از بودجه ی کسی بودن ، عدم استطاعت مالی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

دچار مشکل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

از هر ده تا یکی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

حلقه اشراقی ، طبقه اعیان و اشراف

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

موهبت ، خدا داده

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Jack یک نوع بازی هم هست که معمولا با تیله ( فنگ ) بازی می کنن یه تیله می ندازی بالا یه تیله از رو زمین بر می داری یه تیله می ندازی بالا دو تا بر م ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

وقتشه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

موزیک بازاری ، موسیقی بازاری ، موسیقی که برای سود و فروش در بازار ساخته میشه

پیشنهاد
٠

Something isn't my thing مورد علاقه من نیست

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شکستن ، در هم کوبیدن ، خرد کردن ، ( بر اثر کتک زدن ) له کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

ضربه ی محکم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

در این صورت . . . That اینجا نمی تونه معنی آن رو پیدا کنه

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

جدول ، جدول ساعات کاری یا تحصیلی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

امین ، امانت دار ، تولیت ، قابل اعتماد

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

I feel the same way یعنی منم همین طور فکر می کنم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

Same یعنی همین Same color Same size

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

تپل

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

نشان دادن Junior toothbrushes Feature endangered animals

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

با چمچه یا ملاقه بیرون آوردن چیزی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

دچار وسواس فکری شدن