cash register

/ˈkæʃˈredʒəstər//kæʃˈredʒɪstə/

معنی: صندوق پول یا ماشین دخل مغازه، صندوق پول شمار، ماشین صندوقداری، صندوق
معانی دیگر: (بازرگانی) تحویل نقدی (پرداخت کل مبلغ در هنگام تحویل کالا) (مخفف آن: .c.o.d)، (در فروشگاه ها و غیره) صندوق (که پول را در آن می گذارند و رسید آن را به همراه کالا به خریدار می دهند)، ماشین ثبت خرید وفروش روزانه مغازه صندوق خودکاری که پول های دریافت شده راثبت مبکند
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a business machine, equipped with one or more drawers for storing bills and coins, that records, displays, and keeps a running total of sales and tax receipts, used esp. in retail stores.
مشابه: register

جمله های نمونه

1. He was caught red-handed taking money from the cash register.
[ترجمه ترگمان]اون دستگیر شده بود و پول رو از صندوق پول گرفته بود
[ترجمه گوگل]او به دست قرمز دستگیر شد و پول را از طریق پول نقد دریافت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The cash register only opens once the card has been swiped.
[ترجمه ترگمان]دفتر نقدی فقط یکبار باز میشه که کارت اعتباری بوده
[ترجمه گوگل]کارت نقدی تنها زمانی باز می شود که کارت کشف شده باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The old cash register opened with a ping.
[ترجمه ترگمان]صندوق پول قدیمی با پینگ کردن باز شد
[ترجمه گوگل]اداره پول نقد قدیمی با پینگ باز شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The raiders snatched $100 from the cash register.
[ترجمه ترگمان]مهاجمان ۱۰۰ دلار از صندوق پول نقد دریافت کردند
[ترجمه گوگل]مهاجمان 100 دلار از ثبت پول نقد دریافت کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He still stood behind his cash register stuffing his mouth with popcorn.
[ترجمه ترگمان]او هنوز پشت صندوق پولش ایستاده بود و دهانش را با ذرت بو داده بود
[ترجمه گوگل]او هنوز در پشت نقدش ایستاده بود و دهانش را با پاپ کورن پر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The robbers rifled the cash register and fled with $188 in cash.
[ترجمه ترگمان]دزدان پول نقد را غارت کردند و با ۱۸۸ دلار پول نقد فرار کردند
[ترجمه گوگل]سارقین پول نقد ثبت می کنند و با پول نقد 188 دلار فرار می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Coupons generated electronically at the cash register are popular across the country, because they mirror consumer preferences.
[ترجمه ترگمان]Coupons که به صورت الکترونیکی به صورت الکترونیکی تولید می شوند در سراسر کشور محبوب هستند، چرا که آن ها اولویت های مصرف کننده را منعکس می کنند
[ترجمه گوگل]کوپن های الکترونیکی که در ثبت نقدی ساخته شده اند در سراسر کشور محبوب هستند، زیرا آنها ترجیحات مصرف کننده را آشکار می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Gigi will be working the main cash register.
[ترجمه ترگمان]دو پرس کیسه پول اصلی را کار خواهند کرد
[ترجمه گوگل]Gigi خواهد شد کار اصلی ثبت نام نقدی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. In 1914 Watson left National Cash Register under a cloud of monopoly and competitive charges that might have put him in jail.
[ترجمه ترگمان]در سال ۱۹۱۴ وات سن تحت ابری از انحصار و اتهامات رقابتی که ممکن بود او را در زندان قرار دهد، از ثبت نقدی ملی محروم شد
[ترجمه گوگل]در سال 1914، واتسون یک پول نقد انحصاری و رقابتی را که ممکن بود او را به زندان محکوم کند، به صندوق رسیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The door hangs off its hinges, the cash register ripped from its electronic umbilical cord.
[ترجمه ترگمان]در به روی پاشنه آن آویزان است و صندوق پول از بند شلوارش کنده می شود
[ترجمه گوگل]درب لولا را لمس می کند، دفتر پول نقد از طناب بند ناف الکترونیکی آن پاره می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. VerioStore incorporates on-line product catalogs, a cash register, a shopping cart and shipping and sales tax calculations.
[ترجمه ترگمان]VerioStore، فهرست های محصول لاین، یک ثبت نقدی، یک سبد خرید و محاسبات مالیاتی و فروش را در بر می گیرد
[ترجمه گوگل]VerioStore شامل کاتالوگ محصولات آنلاین، ثبت نقدی، سبد خرید و محاسبات حمل و نقل و مالیات بر فروش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. National chromed cash register, £220.
[ترجمه ترگمان]صندوق پول ملی chromed، ۲۲۰ پوند
[ترجمه گوگل]صندوق پول ملی کروم، 220 پوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He understands how to ring the cash register.
[ترجمه ترگمان]او درک می کند که چگونه صندوق پول را حلقه کند
[ترجمه گوگل]او می داند که چگونه پول نقد را ثبت می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Are you sure someone stole from the cash register?
[ترجمه علی] آیا تو مطمئنی که شخصی از صندوق پول ( ماشین دخل مغازه ) دزدی کرده است؟
|
[ترجمه ترگمان]مطمئنی کسی از صندوق پول دزدی کرده؟
[ترجمه گوگل]آیا شما مطمئن هستید که کسی از حساب پول نقد دزدیده است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. A cash register or till is a mechanical electronic device for calculating and recording sales transactions.
[ترجمه ترگمان]یک ثبت نقدی یا تا زمانی که یک دستگاه الکترونیکی مکانیکی برای محاسبه و ثبت تراکنش های فروش انجام شود
[ترجمه گوگل]یک دستگاه نقدی یا یک دستگاه الکترونیکی مکانیکی برای محاسبه و ضبط معاملات فروش است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

صندوق پول یا ماشین دخل مغازه (اسم)
cash register, sales register

صندوق پول شمار (اسم)
cash register

ماشین صندوقداری (اسم)
cash register

صندوق (اصطلاح)
cash desk, cash register

به انگلیسی

• machine at a store where cash is stored and sales transactions are made
a cash register is a machine in a shop, pub, or restaurant that is used to register sales and to add up how much money people pay. money is kept in a cash register.

پیشنهاد کاربران

دستگاه ثبت خریدوفروش روزانه
صندوغ پول

صندوق خرید
ماشین ثبت خرید وفروش
A machine used in shops to keep the money in and record the amount of money from each sale
ماشین پول
A cash register is a machine in a for adding up and keeping money.
صندوق پول شمار
دستگاه نگهدارنده و شمارنده پول
صندوق پول
صندوق فروشگاه
صندوق فروشگاهی
صندوق پول🐰
a machine used in shops for adding and keeping money
A cash register is a machine in a for adding up and keeping money
صندوق فروشگاه

صندوقی که قیمت اجناس
و پول را در آن نگه میدارن

جمله : The cashier puts the money in the cashregister
صندوق پول


یه پیشنهاد هم به سایت داشتم لطفا حجم جملات رو افزایش دهید
صندوق پول ( جایی که در آن پول را نگهداری میکنند ) 💶💱💴💵💳
A machine that give us a paper of receipt
Noun - countable :
صندوق پول
Till ( BrE )
صندوق پول یا ماشین دخل
cash register ( رایانه و فنّاوری اطلاعات )
واژه مصوب: صندوق
تعریف: دخلی که به صفحه کلید مجهز است و قابلیت نمایش مبالغ نقدی دریافتی در هر فروش و جمع زدن آنها را دارد
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما