clam

/ˈklæm//klæm/

معنی: خسیس، گوشت صدف، حلزون دو ای کپه یا صدف خوراکی، بچنگال گرفتن، محکم گرفتن
معانی دیگر: (جانورشناسی - انواع صدف های دوکفه ای که برخی در آب شیرین و برخی در آب شور زندگی می کنند) صدف، صدف صید کردن، صدف گیری کردن، (عامیانه) آدم کم حرف، کم سخن، حلزون دوکپه ای یا صدف خوراکی از جنس pecten

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: any of various saltwater and freshwater mollusks, esp. those species that are edible.

(2) تعریف: (informal) a quiet or uncommunicative person.

(3) تعریف: (slang) a dollar.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: clams, clamming, clammed
(1) تعریف: to search or dig for clams.

(2) تعریف: (informal) to stop talking or refuse to speak (often fol. by "up").

- They clammed up when the police officer entered the room.
[ترجمه محمدی] به محض ورود افسر پلیس به اتاق, آنها از جا پریدند.
|
[ترجمه گوگل] هنگامی که افسر پلیس وارد اتاق شد، آنها به آرامی ایستادند
[ترجمه ترگمان] وقتی افسر پلیس وارد اتاق شد، از جا برخاستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. clam chowder
سوپ گوشت صدف

2. clam up
(عامیانه) کم حرف زدن،حرف نزدن،از گفتن خودداری کردن

3. shut up like a clam
(عامیانه) ناگهان از سخن باز ایستادن،از گفتن خودداری کردن

4. The clam burrows in the sand to a considerable depth.
[ترجمه گوگل]صدف تا عمق قابل توجهی در شن فرو می رود
[ترجمه ترگمان]سوراخ صدف در شن تا عمق قابل توجهی فرو رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Our specialty is clam chowder.
[ترجمه گوگل]تخصص ما چادر صدف است
[ترجمه ترگمان] تخصص ما clam
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. A sensitive child is likely just to clam up.
[ترجمه میثاق] یک کودک حساس باید به احتمال زیاد ساکت بماند
|
[ترجمه گوگل]یک کودک حساس به احتمال زیاد فقط می تواند سر و صدا کند
[ترجمه ترگمان]یک کودک حساس به احتمال زیاد باید از صدف استفاده کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. There is no recorded example of a giant clam causing a human death.
[ترجمه گوگل]هیچ نمونه ثبت شده ای از صدف غول پیکر که باعث مرگ انسان شود وجود ندارد
[ترجمه ترگمان]یک نمونه ثبت شده از یک صدف بزرگ وجود ندارد که باعث مرگ انسان می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Make a clam shell cruet Emulsion in your chosen colour 1 Apply a layer of undercoat or primer and leave to dry.
[ترجمه گوگل]امولسیون پوسته صدف cruet را به رنگ انتخابی خود بسازید 1 لایه ای از لایه زیرین یا پرایمر بزنید و بگذارید تا خشک شود
[ترجمه ترگمان]یک صدف clam را در رنگ انتخابی خود تهیه کنید ۱، یک لایه از undercoat و یا پرایمر را بمالید و بگذارید خشک شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. There was cheese soup and a brat, or clam chowder and baked stuffed lobster, or gumbo and chicken jambalaya.
[ترجمه گوگل]سوپ پنیر و سوپ، یا صدف خوراکی و خرچنگ شکم پر پخته، یا گامبو و مرغ جامبالایا بود
[ترجمه ترگمان]سوپ پنیر و سوپ جوجه یا سوپ صدف خوراکی و خوراک خرچنگ و مرغ سوخاری شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. I find three more specimens of the giant clam, and the following day, two.
[ترجمه گوگل]من سه نمونه دیگر از صدف غول پیکر پیدا کردم و روز بعد، دو نمونه
[ترجمه ترگمان]سه نمونه دیگر از صدف بزرگ را پیدا می کنم، و روز بعد، دو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The clams were mostly oil-drenched bread crumbs with a morsel of chopped clam buried at the bottom of the shell.
[ترجمه گوگل]صدف‌ها عمدتاً خرده‌های نان آغشته به روغن بودند و لقمه‌ای از صدف خرد شده در پایین پوسته دفن شده بود
[ترجمه ترگمان]صدف اغلب خرده های نان آغشته به نفت بود که در اعماق پوسته فرورفته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. She wrapped herself around him like a clam in formation, her body one big muscle, straining.
[ترجمه گوگل]او مانند صدف در حالت بدن خود را دور او حلقه کرد، بدنش یک عضله بزرگ داشت و فشار می آورد
[ترجمه ترگمان]او خودش را مثل یک حلزون دور و برش حلقه کرد، بدن او یک ماهیچه بزرگ بود، و تقلا می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. They called themselves the Clamshell Alliance after the local clam fishers, who had been particularly upset by the plan.
[ترجمه گوگل]آنها پس از ماهیگیران محلی صدف که به ویژه از این طرح ناراحت شده بودند، خود را اتحاد صدف دار نامیدند
[ترجمه ترگمان]آن ها خود را اتحاد جماهیر شوروی می نامیدند که ماهیگیران محلی ماهیگیر که به ویژه از این برنامه ناراحت بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The tuna tartare with chopped avocado, the clam chowder with smoked bacon and the giant Louisiana prawns were all a hit.
[ترجمه گوگل]تارتار ماهی تن با آووکادوی خرد شده، چادر صدف با بیکن دودی و میگوهای غول پیکر لوئیزیانا همگی مورد استقبال قرار گرفتند
[ترجمه ترگمان]تن ماهی با avocado بریده شده، سوپ حلزون با گوشت خوک و میگو سرخ کرده و میگو و میگو همه یک ضربه بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Shrug, and serve some more clam chowder.
[ترجمه گوگل]شانه ها را بالا انداخته و مقداری آبجو صدف دیگر سرو کنید
[ترجمه ترگمان]من و یه سوپ صدف بیشتر خدمت می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

خسیس (اسم)
clam, miser, moneybags, skinflint, tightwad, curmudgeon

گوشت صدف (اسم)
clam

حلزون دو ای کپه یا صدف خوراکی (اسم)
clam

بچنگال گرفتن (فعل)
clam

محکم گرفتن (فعل)
clamp, gripe, clutch, clam, grip, clip, hug

تخصصی

[زمین شناسی] صدف خوراکی یک اصطلاح رایج که برای نرم تنان دو کفه ای، خصوصاً انواع خوراکی آنها استفاده می شود که بطور بخشی یا کامل در ماسه یا گل زندگی می کند.

انگلیسی به انگلیسی

• shellfish, edible marine mollusk; nontalkative person (slang)
gather clams
a clam is a kind of shellfish.
if someone clams up, they stop talking; an informal expression.

پیشنهاد کاربران

4. not worried or angry
صفحه 50 کتاب sup کانون
This term is used to describe fog that is dense and heavy, reducing visibility significantly. It is often used in coastal regions where fog is common.
این اصطلاح برای توصیف مه غلیظ و سنگین استفاده می شود که دید را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد. اغلب در مناطق ساحلی که مه بیشتر است استفاده می شود.
...
[مشاهده متن کامل]

For example, a local might say, “Be careful driving in the clam this morning, it’s hard to see anything. ”
A sailor might say, “We had to navigate through the clam to reach the harbor. ”
Someone describing the weather might say, “The clam rolled in overnight, making it difficult to see the mountains. ”

منابع• https://fluentslang.com/slang-for-fog/
clam ( n ) ( kl�m ) =a shellfish that can be eaten. It has a shell in two parts that can open and close
clam
Dollar
استعاره از زبان و دهان
صدف خوراکی، صدف دوکفه ای
دوستان اون calm هست که میشه آرام یا بدون نگرانی. clam یک نوع صدف هست.
کم حرف بودن ، صدف دو کفه ای

بپرس