brunch

/ˈbrənt͡ʃ//brʌnt͡ʃ/

معنی: صبحانه دوم
معانی دیگر: (اولین خوراک روز که به جای صبحانه و نهار بین ساعات ده تا دوازده صرف شود) چاشت - نهار، صبحانه - نهار، غذایی که هم بجای ناشتا و هم بجای ناهار صرف شود
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a meal that serves as both breakfast and lunch, usu. eaten in the late morning.
فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: brunches, brunching, brunched
• : تعریف: to eat brunch.

جمله های نمونه

1. we had our sunday brunch at the airport
صبحانه - نهار یکشنبه را در فرودگاه خوردیم.

2. They eat much the same thing for brunch every day.
[ترجمه ترگمان]هر روز غذای مشابهی برای صبحانه می خورند
[ترجمه گوگل]آنها هر روز برای هر روز غذای زیادی می خورند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We had a Sunday brunch of bagels.
[ترجمه ترگمان]ما یه روز یکشنبه داشتیم که نون شیرینی بخوریم
[ترجمه گوگل]یک شنبه صبحانه از شیرینی ها داشتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They serve a mean Sunday brunch at the restaurant on Fourth Street.
[ترجمه ترگمان]اونا یه روز یکشنبه توی رستوران در رستوران طبقه چهارم هستن
[ترجمه گوگل]آنها در یک مهمانی روزانه یکشنبه در رستوران خیابان چهارم خدمت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We always have brunch together on Sunday.
[ترجمه ترگمان]ما همیشه یکشنبه ها با هم ناهار می خوریم
[ترجمه گوگل]ما یکشنبه یک بار با هم در کنار هم می خوابیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Continental breakfast weekdays; candlelight brunch weekends.
[ترجمه ترگمان]صرف صبحانه در ساعات کار، در زیر نور شمع، تعطیلات آخر هفته
[ترجمه گوگل]روزهای تعطیلات صبحانه قاره ای؛ تعطیلات آخر هفته برونگا
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. I meet the biological females for brunch on Suriday at a gallery / restaurant in the East Village.
[ترجمه ترگمان]من برای صبحانه در Suriday در یک گالری \/ رستوران در روستای شرقی ملاقات کردم
[ترجمه گوگل]من با خانم های بیولوژیک برای برانچ در Suriday در گالری / رستوران در روستای شرقی دیدار می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Almost a brunch coat but that's too crude a description.
[ترجمه ترگمان]تقریبا یک نیم تنه صبحانه است، اما این توصیف خیلی ناشیانه است
[ترجمه گوگل]تقریبا یک کت برنز است اما این توصیف خیلی خام است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. They always put on a mean Sunday brunch.
[ترجمه ترگمان]اونا همیشه یه روز یکشنبه ها رو صرف صبحانه می کنن
[ترجمه گوگل]آنها همیشه یک برنز ماهانه یکشنبه گذاشته اند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. He cobbled together a brunch of cold remains from the fridge, with lemon tea.
[ترجمه ترگمان]او یک رستوران پر از غذای سرد را از یخچال بیرون آورد و با چای لیمو
[ترجمه گوگل]او با هم یک برفی از بقایای سرد از یخچال، با چای لیمو به هم ریخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Italian, Argentinean, Asian, and Sunday brunch for family gatherings.
[ترجمه ترگمان]ایتالیا، آرژانتین، آسیایی و یکشنبه برای اجتماعات خانوادگی جشن گرفته شد
[ترجمه گوگل]ایتالیایی، آرژانتینی، آسیایی، و یکشنبه صبحانه برای اجتماعات خانوادگی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Go out for a leisurely Sunday brunch.
[ترجمه ترگمان]برای یه غذای روز یکشنبه خیلی آروم برو بیرون
[ترجمه گوگل]بیرون آمدن برای یک شام یکشنبه صبح بخیر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. On Christmas day, Dec 2 a brunch with family is the norm, followed by some light sporting events, such as a country walk, to digest the heavy food.
[ترجمه ترگمان]در روز کریسمس، دسامبر ۲ یک صبحانه با خانواده یک هنجار است، و پس از آن برخی رویداده ای ورزشی سبک، مانند پیاده روی یک کشور، برای هضم غذای سنگین دنبال می شوند
[ترجمه گوگل]در روز کریسمس، 2 دسامبر، یک غذای یخبندان با خانواده، هنجار است، و پس از آن برخی از رویدادهای ورزشی سبک مانند راه رفتن کشور، برای هضم مواد غذایی سنگین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. She likes to have a brunch.
[ترجمه ترگمان] اون دوست داره یه رستوران داشته باشه
[ترجمه گوگل]او دوست دارد یک روز بعد از ظهر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Brunch is a cross between breakfast and lunch.
[ترجمه ترگمان] Brunch یه صلیب بین صبحانه و ناهار هست
[ترجمه گوگل]صبحانه یک صلیب بین صبحانه و ناهار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

صبحانه دوم (اسم)
brunch

به انگلیسی

• late morning meal that serves as breakfast and lunch
brunch is a meal that you eat in the late morning, instead of breakfast or lunch.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیصبحانه دوممعانی متفرقه( اولین خوراک روز که به جای صبحانه و نهار ...بررسی کلمهاسم ( noun ) • : تعریف: a meal that serves as both breakfast and lunch, usu. eaten in the late ...جمله های نمونه1. we had our sunday brunch at the airport صبحانه - نهار یکشنبه را در فرودگاه خوردیم. 2. They ea ...مترادفصبحانه دوم (اسم) brunchانگلیسی به انگلیسیlate morning meal that serves as breakfast and lunch brunch is a meal that you eat in the late morni ...
معنی brunch، مفهوم brunch، تعریف brunch، معرفی brunch، brunch چیست، brunch یعنی چی، brunch یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف b، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف b، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف b، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف b
کلمه بعدی: brundtland gro harlem
اشتباه تایپی: ذقعدزا
آوا: /برانچ/
عکس brunch : در گوگل
معنی brunch

پیشنهاد کاربران

قوطی
به نظر میاددر نوشتار ، واژه brunch ترکیبی از دو حرف اول breakfast و چهار حرف آخر lunch میباشدکه هم صبحانه محسوب میشه هم نهار
American english file - P - 25: Brunch= breakfast launch ( first appear in 1896 )
ترکیب breakfast و lunch
مخفف دو واژه break fast وlunch هست که هم صبحانس هم ناهار برای کسی که صبحانه رو دیر میخوره
خب ببینید واژه ی brunch یک واژه ی جدید هست که از ) breakfast lunch ( تشکیل شده و میتونید به عنوان وعده ای که هم صبحانه به حساب میاد و هم ناهار، استفاده کنید ازش.
ساعت دَهی
bruch از breakfast lunch تشکیل شده
به معنی خوراکی که بین صبحانه و نهار خورده میشه
چاشت.
ناهابانه = ناهار صبحانه
پیش ناهار.
چاشتک.
brunch ( گردشگری و جهانگردی )
واژه مصوب: چاشت
تعریف: وعدۀ غذایی شامل اقلامی از صبحانه و ناهار که بین 9 صبح و 30  : 2 بعد ازظهر صرف می شود
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما