snoop

/ˈsnuːp//snuːp/

معنی: جاسوس، جستجو کننده، بدنبال متخلفین قانون گشتن، نگاه تجسس امیز کردن، بدنبال غذا پوییدن، مخفیانهتحقیقات بعمل اوردن
معانی دیگر: (عامیانه)، (مخفیانه و جاسوس وار) تجسس کردن، (کنجکاوانه) نگاه کردن، آدم جاسوس منش، آدم فضول و کنجکاو (snooper هم می گویند)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: snoops, snooping, snooped
• : تعریف: to pry into others' affairs or possessions, esp. in a sneaky way.
مترادف: meddle, nose, pry
مشابه: butt in, check, eavesdrop, interfere, intrude, look, mess, poke
اسم ( noun )
مشتقات: snooper (n.)
• : تعریف: someone who snoops.
مترادف: busybody, meddler
مشابه: gossip, inquisitive, Nosy Parker

جمله های نمونه

1. People were sent out to snoop on rival businesses.
[ترجمه ترگمان]مردم برای تجسس به کاره ای رقیب فرستاده شدند
[ترجمه گوگل]مردم به کسب و کارهای رقابتی فرستاده شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The second house that Grossman had a snoop around contained "strong simple furniture".
[ترجمه ترگمان]خانه دوم که گراسمن مورد تجسس قرار داده بود، حاوی \"مبل بسیار ساده\" بود
[ترجمه گوگل]خانه دوم که گراسمن در اطراف آن قرار داشت، 'مبلمان ساده و ساده' بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I don't mean to snoop, but is there something wrong?
[ترجمه ترگمان]قصد فضولی ندارم، اما چیزی شده؟
[ترجمه گوگل]منظورم این نیست که بخوابم، اما آیا چیزی اشتباه است؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I think someone's been having a snoop around my office - I didn't leave that drawer open.
[ترجمه علی گه خور] من فکر میکنم گه ریادی خوردی
|
[ترجمه ترگمان]فکر کنم یه نفر اطراف دفتر من فضولی کرده من اون کشو رو باز نذاشتم
[ترجمه گوگل]من فکر می کنم کسی که در اطراف دفتر من حضور داشته باشد - من این کشو را باز نکردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He had a snoop around her office.
[ترجمه ارشیا چس خور] بنده ارشیا سمیع زاد ساکن قزوین هستم خیلی نفخ دارم
|
[ترجمه امیرمحمد] دهنتون😂😂
|
[ترجمه ترگمان] اون اطراف دفترش فضولی کرده بود
[ترجمه گوگل]او در اطراف دفترش بی خبر بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He's such a snoop - he's always going through my mail.
[ترجمه ترگمان]این یک جاسوسی است - همیشه از طریق پست من رد می شود
[ترجمه گوگل]او چنین جاسوسی است - او همیشه از طریق ایمیل من می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Governments have been known to snoop on innocent citizens.
[ترجمه ترگمان]دولت ها برای تجسس در مورد شهروندان بیگناه شناخته شده اند
[ترجمه گوگل]شناخته شده است که دولت ها به شهروندان بیگناه حمله می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Don't snoop into my affairs!
[ترجمه ترگمان]فضولی نکن!
[ترجمه گوگل]به کارهای من توجه نکن!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Anyway, I've got to go in and snoop around a bit.
[ترجمه ترگمان]به هر حال، من باید برم داخل و یه کم جستجو کنم
[ترجمه گوگل]به هر حال، من باید کمی در موردش صحبت کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The Snoop trial was ignored by both races.
[ترجمه ترگمان]در هر دو مسابقه محاکمه Snoop نادیده گرفته شد
[ترجمه گوگل]محاکمه Snoop توسط هر دو نژاد نادیده گرفته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Yes, the Seminoles were missing their top receiver, Snoop Minnis, who had been declared academically ineligible.
[ترجمه ترگمان]Yes، را گم کردند و receiver را که از لحاظ علمی از لحاظ علمی از حد مجاز اعلام شده بود، از دست دادند
[ترجمه گوگل]بله، Seminoles گویای اصلی خود را، Snoop Minnis، که از لحاظ تحصیلی غیرمجاز اعلام شده بود، از دست دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. I have ideas and you snoop.
[ترجمه ترگمان]من ایده های دارم و تو هم جاسوسی می کنی
[ترجمه گوگل]من ایده ای دارم و شما را سرزنش می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Technology is making it easier to snoop on just about anybody.
[ترجمه ترگمان]تکنولوژی این کار را برای تجسس در مورد هر کسی آسان تر می کند
[ترجمه گوگل]فناوری آن را آسان تر برای سوء استفاده فقط در مورد هر کسی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. That suited Fenn fine: he preferred to snoop alone.
[ترجمه ترگمان]این کار به مذاق مرد خوش نمی آمد، ترجیح می داد تک و تنها جاسوسی کند
[ترجمه گوگل]که مناسب Fenn خوب است او ترجیح داد به سرقت تنها
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Dishonest? I wouldn't have to snoop around if you were honest with Luke.
[ترجمه ترگمان]dishonest \"؟\" اگر با لوک صادق بودی، مجبور نبودم اطراف گشتی بزنم
[ترجمه گوگل]متقلب؟ اگر شما با لوقا صادق باشید، نمی خواهم به اطراف نگاه کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

جاسوس (اسم)
intelligencer, beagle, spy, snoop, tailer, informer, undercover agent, stoolie

جستجو کننده (اسم)
seeker, snoop, tracer, quester, searcher, snooker

به دنبال متخلفین قانون گشتن (فعل)
snoop

نگاه تجسس امیز کردن (فعل)
snoop

به دنبال غذا دویدن (فعل)
snoop

مخفیانه تحقیقات بعمل اوردن (فعل)
snoop

به انگلیسی

• one who snoops, one who pries or meddles; act of prying or meddling; private detective
pry into the affairs of others, meddle, interfere
someone who is snooping is secretly looking round a place in order to find out things.
if you snoop on someone, you watch them secretly in order to find out things about their life.

پیشنهاد کاربران

پاییدن
سَرَک کشیدن
دزدکی/ مخفیانه نگاه کردن
دزدکی سرک کشیدن

To secretly look around in order to find out information about other people's private affairs
Snoop : busy body
سروگوش آب دادن
فضول

Busybody
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما