پرسشها با دستهبندی (زبان فارسی => زبان فارسی => شعر)
غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را سفتن به معنی سوراخ کردنه اما با شعر جور در نمیاد...
کز ضرورت هست مرداری مباح بس فسادی کز ضرورت شد صلاح دیر یابد صوفی آز از روزگار زان سبب صوفی بود بسیارخوار جز مگر آن صوفیی کز نور حق سیر خورد او فارغست از ننگ دق ✏ «مولانا»
نام دیوی ره برد در ساحری تو به نام حق پشیزی میبری ✏ «مولانا»
مفهوم سحر و شب در بیت ای عشق خونم خوردهای صبر و قرارم بردهای از فتنه روز و شبت پنهان شدستم چون سحر چه معنایی دارد و چگونه مولانا از این تصاویر برای توصیف تجربه عرفانی و پنهانی عشق استفاده میکند؟
در بیت "عالم همه سر به سر رباطیست خراب" "در جای خراب هم خراب اولیٰتر" چه آرایهای در استفاده از واژه "رباط" و "خراب" به کار رفته است
مفهوم بیت "در میان خون هر مسکین مرو / جز قباد و شاه خاقان را مکش" چیست و شاعر به چه نکتهای در مورد عدالت یا بزرگی اشاره دارد؟
در بیت ایام شباب است شراب اولیٰتر با سبزخَطان، بادهٔ ناب اولیٰتر ، نقش دستوری "است" و "اولیٰتر" چیست؟
تشبیه "همه چون دیگ در جوشش" در بیت بیکسب و بیکوشش همه چون دیگ در جوشش همه بیپرده و پوشش همه دل پیش حکمش چون سپر به چه معنایی است؟
مولانا در بیت هستی خوش و سرمست تو گوش عدم در دست تو هر دو طفیل هست تو بر حکم تو بنهاده سر چگونه مفهوم هستی و عدم را با هم ترکیب کرده و چه پیامی از وحدت هستی و نیستی در این تعبیر ارائه میدهد؟
در بیت ای عشق شوخ بوالعجب آورده جان را در طرب آری درآ هر نیم شب بر جان مست بیخبر عشق چه نقشی در ایجاد طرب و شادی در زندگی انسان دارد و چگونه مولانا از شخصیتبخشی به عشق برای توصیف تجربه عاشقانه استفاده میکند؟