مثنوی تاقدیس از نظر قالب به کدام اثر شباهت بیشتری دارد؟
مثنوی تاقدیس از نظر قالب به کدام اثر شباهت بیشتری دارد؟
الف) بوستان سعدی
ب) حدیقه سنایی
ج) مثنوی معنوی
د) گلستان سعدی
٧ پاسخ
فیه مافیه/ این کتاب، تقریرات مولوی به نثر است و آن را سلطان ولد به مدد یکی از مریدان پدر تحریر کرده است. فیه ما فیه مجموعه ای از روایات و داستان اخباری، حکایات و تمثیلهای مولوی با موضوع نقد و تفسیر عرفانی و شامل یادداشت هایی است که در طول سی سال از سخنان مولوی در مجالس فراهم آمده است که توسط سلطان ولد، پسر مولوی و مریدان و پیروان او به قلم درآمده است. سبک سادگی کلام وی در این کتاب شبیه به مثنوی معنوی میباشد و شیرینی کلام او را میتوان در این اثر یافت. محور اصلی حکایتهای فیه ما فیه، بر حول محور عرفان و دین میباشد و در بخشهایی از این کتاب آیات قرآن با تفاسیری ساده بیان شده است.
دیوان شمس به لحاظ تنوع و گستردگی واژهها در میان مجموعههای شعر پارسی به خصوص در میان آثار غزل سرایان مستثنی است. از نظر زبانی، او به مختصات زبان خراسانی توجه میکند و از استخدام و به کارگیری کلمات و تعبیرات خاص لهجۀ مشرق ایران سود میجوید، اما خود را در تنگنای واژگان رسمی محدود نمیکند و میکوشد تا آنان را در همان شکل جاری و سازی آن، برای بیان معانی و تعابیر بیکران و گوناگون خود به خدمت بگیرد. شکستن قواعد و تصرف در شکلهای صرفی و نحوی نیز از دیگر ویژگی زبان شعری اوست، همچون آوردن نزدیک بجای نزدیک تر و پیروز بجای پیروزی و ساختن صفت تفضیلی از اسم و ضمیر:
در دو چشم من نشین، ای آن که از من من تری
تا زبان اندر کشد سوسن که تو سوسن تری
گفتنی است که بیشتر اشعار دیوان شمس به زبان پارسی سروده شده اند، اما در میان این شعرها، ابیات محدودی نیز به زبانهای یونانی، ترکی و عربی دیده میشوند. مثال:
من کجا شعر از کجا لیکن به من در میدمد
آن یکی ترکی که آید گویدم: هی کیم سن
و همچنین در غزل دیوان شمس، این غزل مولوی در به کارگیری واژگان یونانی قابل توجه است:
نیم شب از عشق تا دانی چه میگوید خروس
خیز شب را زنده دار و روز روشن نستکوس
پرها بر هم زند یعنی دریغا خواجهام
روزگار نازنین را میدهد بر آنموس
درخروشاستآنخروس و تو همیدرخوابخوش
نام او را طیر خوانی نام خود را اثربوس
آن خروسی که تو را دعوت کند سوی خدا
او بصورت مرغ باشد در حقیقات انگلوس
من غلام آن خروسم کو چنین پندی دهد
خاک پای او به آید از سر واسیلیوس
گرد کفش خاک پای مصطفی را سرمه ساز
تا نباشی روز حشر از جمله کالویروس
رو شریعت را گزین و امر حق را پاس دار
گر عرب باشی وگر ترک وگر سراکنوس
گویش لری یک پیوستار گویشی/ زبانی ایرانیِ جنوبغربی است که معمولاً در چند گروه اصلی بررسی میشود، مثلاً لری شمالی/ لری لرستانی که رایج در لرستان و بخشهایی از ایلام، همدان و کرمانشاه است و لری جنوبی مثل بویراحمدی، کهگیلویهای، ممسنی، و همچنین لری بختیاری که خودِ بختیاریها هم معمولاً به دو بخش اجتماعی/ قبیلهای بزرگ شناخته میشوند، مثل هفتلَنگ و چهارلَنگ. البته در برخی منابع و تقسیمبندیها، بختیاری را زیرمجموعهٔ لری جنوبی میآورند؛ در برخی دیگر آن را شاخهٔ جداگانهٔ لری حساب میکنند. اما تفاوتهای اصلی لری با فارسی و با شاخههای دیگر ایرانی. لری از نظر ریشه به فارسی نزدیک است، اما در واژگان، آواها و صرف فعل تفاوتهایی دارد. تو در لری همان تو ولی با لهجه ادا میشود، او همان او، کوچک همان کوچک گرچه بعضی کچ میگویند، رفتن همان رفتن گرچه بعضی رتن میگویند، نان نون، من مو و مه، برادر برار، خواهر خور و خوار، آب آو، شب شو، امروز امرو، روز روژ و رو، پدر بو و باو، مادر دایه و مامه، خوب خو و خاش، بزرگ گت، فردا صوا و سبا، آمدن آین و هاتن... البته از مهمترین نشانههای لری، صورتهای خاص فعل است. مثلاً برای رفتم در برخی گونههای لری ممکن است صورتهایی مانند، رَتم و رَفتُم و رِتُم، یا برای آمدم، هاتم و آیم و اومدم، در گونههای نزدیکتر به فارسی باشند که این تفاوتها بسته به منطقه خیلی متغیرند. حتماً لازم هست این گویش های متفاوت در فرهنگنامه لغت خاص ثبت و حفظ بشوند.
ورود عرفان در شعر در نیمه دوم سده چهارم هجری مطرح شد و با ابوسعید ابوالخیر نطفه اش بسته شد و به اهتمام احمد غزالی و عین القضاة همدانی هیئتی منظم تر یافت و با عطار نیشابوری قانونمند شد و با فخرالدین عراقی نظام مند گردید. اگرچه با حمله مغول ایران دچار مصائب گوناگون گردید و مراکز علم و تحصیل صدمات غیرقابل جبران دید و خانقاهها و اصحاب آن دچار نیستی و زوال شدند، اما تحولات اجتماعی و پایدار شدن اعتقادات مذهبی، توجه به مشایخ صوفیه و رسوخ اعتقاد مردم را بدان افزایش فراوان داد. ویژگیهای خاص دوران مغول، سبب تقویت عرفان در ادبیات سبک عراقی میگردد. بطوری که در هیچ دورۀ دیگری تا این اندازه شاهد اثرگذاری اندیشههای عرفانی در ادبیات نبوده ایم. رشد عرفان در این دوره را میتوان از منظر چند بعد بررسی کرد، که مهمترین آن، بعد اقتصادی است، چون با حمله و یورش مغول به ایران و نابودی شهرها و چپاول اموال مردم، فقر گسترده ای گریبان گیر جامعه شد. از طرفی نابودی اراضی زراعی و فشار مالیاتی روز به روز بر تهیدستی مردم میافزود. در این دوره بطور کلی زندگی شهرنشینی در ایران در سراشیب زوال افتاد. این امر باعث شد تا با توجه به وضعیت مالی خوب نظام خانقاهها و معافیت آنها از پرداخت مالیات سنگین بسیاری از مردم برای نجات جان خود هم شده رو به تصوف آورده و از مزایای پیوستن به نظام خانقاهی که در این دوران درحال تبدیل شدن به نظامی مقتدر و قدرتمند و خودکفا بود، استفاده کنند. توضیح اینکه، در آن زمان خانقاهها و مشایخ صوفیه از قدرت اجتماعی بالایی برخوردار بودند. حتی فرمانروایان ایلخانی و تیموری به آنها احترام بسیاری قائل بودند، بطوری که در قرن ۹ خانقاه یا خانگاه به مهمترین کانونهای سیاسی تبدیل شدند و چنان قدرتی گرفتند که توانستند حکومت خود را تشکیل بدهند، برای نمونه میتوان به صفویه اشاره کرد که از خانقاه به سلطنت و حکومت رسیدند.
مثالهای لری در برابر فارسی و کردی
لری بختیاری
من = اِیو / ایو یا شکلهای نزدیک به آن در برخی مناطق کمی متفاوت است.
تو = تو
خانه = کُر / کۆر یا شکلهای محلی
آب» = او
نان = نون
در لری و فارسی، واژههای بسیاری نزدیکاند:
نون / نان
او / آب
دِ/ده در برخی ساختها
اما لری از نظر آوا و صرف، با فارسی معیار فرق دارد.
تفاوت با کردی
خانه در کردی سورانی: مال mal
در لری بسیاری مناطق: شکلهایی نزدیک به کُر / خونه / دالان محلی
آب در کردی: av
در لری: او
یعنی برخی واژهها میان لری و کردی مشترک یا شبیهاند، ولی خیلی از واژههای اصلی متفاوتاند.
حتی در خود کردی هم واژهها بین شاخهها فرق دارند:
من در سورانی = min
من در کرمانجی = ez
این نشان میدهد که کردی یک پیوستار گویشیِ درونی هم دارد. اما واژگان پایهٔ ترکی آذربایجانی بوضوح از فارسی جداست، چون از خانوادهٔ زبانی دیگری است.
کردی هم با فارسی و هم با لری خویشاوندی دارد، ولی واژگانش در شاخههای مختلف بسیار متنوع است
بلوچی ایرانیتبار است، ولی از نظر واژه و آوا بوضوح از فارسی معیار متمایز است.
علمی: برای درک چگونگی فوران آتشفشانها اول لازم است ساختار زمین را در نظر بگیریم مطالعات نشان میدهند که کره زمین از سه لایه اصلی تشکیل شده است. پوسته، جبه یا گوشته، هسته. پوسته لایه ای است که ما روی آن زندگی میکنیم لایه میانی زمین را جبه و داخلی ترین لایه آن را هسته مینامند.
بیشتر به مثنوی معنوی، هردو حال و هوای عرفانی دارند ولی تاقدیس ملااحمد نراقی بوضوح بر مدار تشیع است
درود بر شما و سپاس🌹🙏