آب سخنم می رود از طبع چو آتش چون آتش رویت که از او می چکد آبی
٤ ماه پیش
١٢٧
٣ پاسخ
مرتب سازی بر اساس:
سخنان من از شور و حرارت سرشار است، همانگونه که چهرهٔ زیبای تو با وجود سوزندگی و جذابیتش، سرشار از طراوت و لطافت است.
٧,٥٧٦
٢
٦٨
٣٣
٤ ماه پیش
در غزل های عاشقانه خرق عادت هست معجزه و تضاد در طبیعت هست خاصیت آب و آتش تغییر میکنه.آتشی که نماد عشق و خواهش سوزناک است قطره آبی ازین آتش میچکد که به عوض تبخیر شدن از دل شعله ها بیرون می افته واین همان تضاد و معجزه شعر است کمک و استفاده از سایت ادبی گنجور
١٣٧,٣٥٠
١٥٨
٨٢٩
١,٩٦٦
٤ ماه پیش
میفرماید من و تو در یک نقطه مشترک هستیم؛ من از شدتِ عشق، کلامم را به آتش تبدیل کردهام و تو از شدتِ زیبایی، آتشِ خود را به آب (لطافت و اشک) تبدیل کردهای که بیانگر نهایت شور و اشتیاق است.
به نظرم این بیت یکی از زیباترین و پیچیدهترین نمونههای استفاده از تناقض و تضاد عناصر در شعر کلاسیک است. سعدی عزیز در این دو مصرع، جایگاه آب و آتش را در دو فضای متفاوت جابهجا کرده است تا یک وحدتِ عمیق میان عاشق و معشوق ایجاد کند.
٥,٠٥٥
٠
١٢٨
١٠٠
٤ ماه پیش
١