این شعر معروف از کیست و چه سبک و قالبی است؟
این شعر معروف از کیست و چه سبک و قالبی است؟
این شعر را قطعاً در رسانه ها زیاد شنیده ایم:
تا كی به تمنای وصال تو يگانه؟
اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه
خواهد كه سرآيد غم هجران تو يا نه؟
ای تيره غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غايب زميانه
٩ پاسخ
شیخ بهایی
از خاطره های دهه 70(مختاباد)
مخمسه هربند5تا مصرع داره، 4تا هم قافیه، یکی متفاوت
عارفانه
من این شعر شیخ بهایی را زیاد می پسندم
ساقیا! بده جامی، زآن شراب روحانی
تا دمی برآسایم زین حجاب جسمانی
بهر امتحان ای دوست! گر طلب کنی جان را
آن چنان برافشانم، کز طلب خجل مانی
بیوفا نگار من، میکند به کار من
خندههای زیر لب، عشوههای پنهانی
دین و دل به یک دیدن، باختیم و خرسندیم
در قمار عشق ای دل! کی بود پشیمانی؟
ما ز دوست غیر از دوست، مقصدی نمیخواهیم
حور و جنت ای زاهد! بر تو باد ارزانی
رسم و عادت رندیست، از رسوم بگذشتن
آستین این ژنده، میکند گریبانی
زاهدی به میخانه، سرخرو ز مِی دیدم
گفتمش: «مبارک باد! بر تو این مسلمانی»
زلف و کاکل او را چون به یاد میآرم
مینهم پریشانی بر سر پریشانی
خانهٔ دل ما را، از کرم، عمارت کن!
پیش از آن که این خانه رو نهد به ویرانی
ما سیهگلیمان را جز بلا نمیشاید
بر دل بهایی نِه هر بلا که بتوانی
درود بر شما🙏🌹
بسیار زیباست، این دو شعر بخاطر اسلوب خاص دستمایه اساتید است و در تصنیف های خود برای آموزش شاگردان از همین ابیات استفاده میکنند، چون جذابیت بالایی دارد احسنت بر شما🙏🌹
جلال آل احمد، اين نويسنده پر توان كه همواره به حقيقت میانديشيد و از مصلحت انديشی ميگريخت، در اواخر عمر پر بارش، به كلبه ای در ميان جنگلهای اسالم كوچ كرد. جلال آل احمد، نويسنده توانا و هنرمند دلير به ناگاه در غروب روز هفدهم شهريور ماه سال ۱۳۴۸ در چهل و شش سالگی به شکلی صحنه سازی شده، زندگی را بدرود گفت. بطور كلی نثر جلال آل احمد نثری است شتابزده، كوتاه، تاثير گذار و در نهايت كوتاهی و ايجاز. آل احمد در شكستن برخی از سنتهای ادبی و قواعد دستور زبان فارسی، شجاعتی كم نظير داشت و اين ويژگی در نامههای او به اوج ميرسد. اغلب نوشته هايش بگونه ای است كه خواننده ميتواند بپندارد نويسنده هم اكنون در برابرش نشسته و سخنان خود را بيان ميكند و خواننده، اگر با نثر او آشنا نباشد و نتواند به كمك آهنگ عبارات، آغاز و انجام آنها را دريابد، سر در گم خواهد شد. از اين رو ناآشنايان با سبك آل احمد گاهی ناگريز ميشوند عباراتی را بيش از چند بار بخوانند/ جلال آل احمد.
تفاوت غزل و مخمس:
غزل و مُخَمَّس هر دو از قالبهای شعر فارسیاند، اما از نظر ساختار با هم فرق دارند، غزل معمولاً از چند بیت تشکیل میشود و مصراعهای اول بیت اول با مصراع دوم همهٔ بیتها همقافیهاند و بیشتر برای بیان عشق، عرفان، احساسات، و مضامین لطیف بکار میرود و هر بیت معمولاً استقلال نسبی معنایی دارد.
ساختار قافیه:
بیت ۱: الف الف
بیت ۲: ب الف
بیت ۳: ج الف
و مخمس شعری است که هر بند آن از پنج مصراع تشکیل میشود و معمولاً در هر بند، سه مصراع نخست یک قافیه دارند و دو مصراع آخر قافیهای دیگر، و گاهی هم بر پایهٔ تضمین یا استقبال از یک غزل ساخته میشود و از نظر شکل، بیشتر شبیه بندهای پنج مصراعی است، نه بیتهای دوتایی مثل غزل. الگوی رایج مخمس :
بند ۱: الف الف الف ب ب
بند ۲: ج ج ج ب ب
ضمناً غزل از بیتهای دو مصراعی ساخته میشود و مخمس از بندهای پنج مصراعی ساخته میشود.
علمی: تقویم، ماههای شمسی، قمری، میلادی، عبری
۱ـ فروردین، محرم، January ژانویه، نیسان
۲ـ اردیبهشت، صفر، February فوریه، ایار
۳ـ خرداد، ربیع الاول، March مارس، سِوان
۴ـ تیر، ربیع الثانی، April آوریل، تموز
۵ـ مرداد، جمادی الاول، May مه، آو
۶ـ شهریور، جمادی الثانی، June ژوئن، اِلول
۷ـ مهر، رجب، July ژوئیه، تیشری
۸ـ آبان، شعبان، August اوت، حِشوان
۹ـ آذر، رمضان، September سپتامبر، کیسلو
۱۰ـ دی، شوال، October اکتبر، تِوِت
۱۱ـ بهمن، ذوالقعده، November نوامبر، شِباط
۱۲ـ اسفند، ذوالحجه، December دسامبر، آدار
مثلاً امروز جمعه برابر است با:
میلادی: 12 June 2026
شمسی: 22 خرداد 1405
قمری: 25 ذیالحجه 1447
2026/06/12
1405/03/22
1447/12/25
تقویم عبری (Hebrew Calendar)
این تقویم، تقویمی قمری-شمسی است که در آیین یهود برای تعیین اعیاد استفاده میشود.
تاریخ امروز: 16 سِوان (Sivan) سال 5786 عبری
تقویم هندو (Hindu Calendar)
در هند تقویمهای متنوعی وجود دارد، اما تقویم رسمی ساکا (Saka) کاربرد گستردهای دارد.
تاریخ امروز: 22 جِیشتا (Jyeshtha) سال 1948 ساکا
تقویم چینی (Chinese Calendar)
این تقویم نیز یک تقویم قمری-شمسی است و برای تعیین تعطیلات سنتی مانند عید بهار (سال نو چینی) استفاده میشود.
تاریخ امروز: 18 ماه پنجم، سال 4724 (سال اسب چوبی طبق چرخه 60 ساله چینی)
تقویم خورشیدی تایلندی (Thai Solar Calendar)
این تقویم تقریباً مشابه تقویم میلادی است، با این تفاوت که سالهای آن بر اساس عصر بودایی (Buddhist Era) محاسبه میشود که 543 سال از تقویم میلادی جلوتر است.
تاریخ امروز: 12 ژوئن 2569 بودایی
چرا اینقدر تقویم داریم؟
تنوع این تقویمها بدلیل نحوه اندازهگیری زمان است:
خورشیدی (Solar): بر اساس گردش زمین به دور خورشید (مثل تقویم شمسی و میلادی).
قمری (Lunar): بر اساس گردش ماه به دور زمین (مثل تقویم قمری اسلامی).
قمری-شمسی (Lunisolar): ترکیبی از هر دو برای هماهنگ کردن ماه با فصلها (مثل تقویم عبری و چینی).
تقویم عبری یکی از مهمترین تقویمهای قمری-شمسی برای استعمارگران است و امروز را میتوان اینطور نوشت: تقویم عبری:16 سِوان 5786 (اگر بخواهیم به فارسی بنویسیم: ۱۶ سِوان ۵۷۸۶)
توضیح کوتاه در مورد تقویم عبری: ماهها را بر پایه ماه قمری تنظیم میکند، اما برای اینکه فصلها جابهجا نشوند، هر چند سال یکبار، ماه کبیسه اضافه میکند، به همین دلیل با تقویم قمریِ ساده فرق دارد.
درود بر شما
ماههای شمسی به شعر
شمسی
برجهادیدم که ازمشرق برآوردندسر
جمله درتسبیح وتهلیل حی لایموت
چون حمل چون ثور چون جوزا سرطان واسد
سنبله میزان وعقرب قوس و جدی و دلو و حوت
ماههای قمری
زمحرم چو گذشتی بودت ماه صفر
دو ربیع ودو جمادی ز پی یکدیگر
رجب است از پی شعبان رمضان وشوال
هست ذی القعده و ذی الحجه دوماه آخر
ماههای فارسی تقویم جلالی
زفروردین چوبگذشتی مه اردیبهشت آید
بدان خردادوتیرآنگه که مردادش همی آید
پس ازشهریور ومهروآبان وآذر و دی دان
که بربهمن جز اسفندوجز او ماهی نیفزاید
1_ماههای عربی نیز از دیرباز مانند ماههای عبری بوده اند وثابت و بدون چرخش در طی فصول سال
بعد از محرم الحرام ماه محرم الحلال بوده
و چون بعد از سه سال 30 روز کم می آمد هر سه سال یک باریک ماه به تقویم ( مانند روز 30 اسفند سال کبیسه هر چهارسال یکبار ) اضافه میشد که آنرا ماه صفر ( 0 ) می نامیدند.
2_آنچه در افواه عامه مشهور است که در ماه صفر به سفر نروید بی پایه است و صفر همان 0 است و ارتباطی با سیر و سفر ندارد.
بعدها ماه محرم الحلال از تقویم قمری حذف شد و ماه صفر بجای آن در تقویم گنجانده شد و چون نسبت به سال شمسی 10 تا 11 روز کسری دارد ولذا می بینیم که ماههای قمری درطی فصول متخلف سالهای متفاوت می چرخند
3_تعداد روزهای ماههای شمسی از ابتدا به اینصورت نبوده که بهار و تابستان 31 روز و پاییز و زمستان بجز اسفند 30 روز و اسفند 29 روز باشد
بلکه بلکه بترتیب برج 1و2 تعداد31 روز خرداد 32 تیر و مرداد 31 شهریور 32
مهر 29 آبان و آذر و دی و بهمن 30روز اسفند29 روز بوده که برای سهولت به شکل فعلی تغییر یافته
4_برای سهولت یاگیری در دبستان بصورت شعری با حروف ابجد آنرا یاد میدادند
لا ولا لب لا ولا لب شش مه است
کط لل ولل کط شهور کوته است
( لا 31 لب 32 کط 29 لل30 )
ل 30 ا یک ل 30 ب 2 ک20 ط9 ل30
درود بر شما و سپاس از این اشعار زیبا🌹🙏
بله بخشی از ادبیات ما تقویم و نجوم است، قاآنی هم شعری دارد که میگه: مرآن کانون که مهرافروخت درمرداد و شهریور/ عیان در آسمان دود از چه در آبان و تشرینش/ مر آن درّاعهٔ سندس که بیضا دوخت در جوزا/ به اکسون وشساب ایدر جهان را عزم تردینش. . . مه خیلی طولانیه و حتی فردوسی هم آورده: چو خردادت از یاوران بر دهاد/ ز مرداد باش از بر و بوم شاد/ دی و اورمزدت خجسته بواد/ در هر بدی بر تو بسته بواد. . . و کتابهایی هم هست که فقط نجوم را در
شاهنامه تشریح میکنند، اینکه شعرا به نجوم پرداخته اند، بخاطر اهمیت تقویم و نجوم بوده، در حدی که شاهان همه منجم باشی داشتند، البته دیگر کمتر کسی نجوم را میشناسد، چون اغلب کتب نجومی ما سرقت شده و همین شیخ بهایی نیز اغلب کتابهایش ریاضی و نجوم و هیئت بوده، فعلا در این روزگار علم دزدی بازارش داغ تر از علم آموزیست. گاهی مغزهای ما را میدزدند و گاهی کتابهایمان را. اکنون جا دارد مانند فلانی بگوییم: هوار هوار بردند، دارو ندار ما را. . . سپاس از شما سرور بزرگوار😀🙏
سختترین نبرد رستم، نبردی است که در شاهنامه فردوسی با دیو سپید در مازندران رخ میدهد. رستم در این نبرد با جادوی دیو سپید و یارانش روبرو میشود و پس از سختیهای فراوان، با از خود گذشتگی و شجاعت، دیو سپید را شکست میدهد. این نبرد بدلیل نمایش قدرتهای ماورایی دیو سپید و مقاومت قهرمانانه رستم، بعنوان یکی از حماسیترین و دشوارترین مبارزات او شناخته میشود. زمینه داستان: شاه کیکاووس، پادشاه ایران، با نادانی و غرور خود، سپاهی را به فرماندهی رستم به جنگ دیوان مازندران میفرستد. دیوان مازندران با جادو و افسون، سپاه ایران را شکست داده و کیکاووس و همراهانش را اسیر میکنند. دیوان همچنین باعث میشوند که مردم ایران دچار بیماری و ضعف بینایی شوند. نقش رستم: هنگامی که خبر به رستم میرسد، او به تنهایی و بدون هیچ تردیدی، برای نجات شاه و مردم ایران، راهی دیار مازندران میشود. در این مسیر، رستم با راهنمایی پیران ویسه که گاهی در شاهنامه به عنوان یک شخصیت حکیم و دانا ظاهر میشود و همچنین با کمک کیقباد پدر شاه کیکاووس که در تبعید بود، راهی برای مقابله با دیوان پیدا میکند. رویارویی با دیو سپید: رستم پس از طی کردن مراحل دشوار و عبور از هفت خان که هر کدام با حوادث بزرگی همراه بود)، سرانجام به قلعه دیو سپید میرسد. دیو سپید، بزرگترین و قدرتمندترین دیو در میان آنهاست که با جادوی سیاه و قدرت فراوان، خود را شکستناپذیر نشان میدهد. اوج نبرد: در این نبرد، دیو سپید با جادو، رستم را به خواب عمیقی فرو میبرد و در این حالت، قلب رستم را از تنش بیرون میآورد! اما رستم با نیروی ایزدی و ارادهای قوی، از این خواب مرگبار بیدار میشود، و سپس به جنگ دیو سپید میرود. نبرد بسیار سخت و نفسگیر است. رستم با شمشیر و گرز خود با دیو مبارزه میکند و دیو سپید نیز با جادو و پنجههایش میجنگد. پیروزی رستم: در نهایت، رستم موفق میشود که دیو سپید را از پای درآورد. او با کشتن دیو سپید، جادوی او را باطل میکند و باعث میشود که بینایی مردم ایران بازگردد. سپس، رستم سپاه دیوان را شکست داده و شاه کیکاووس و دیگر اسیران را آزاد میکند و به ایران بازمیگرداند. این نبرد نمادی از غلبه اراده، شجاعت و یاری ایزدان بر نیروهای اهریمنی و تاریکی است.
درود بر شما
این شعر جزو اشعار زیبای شیخ بهایی است
درود بر شما🌺🙏
بله چندتا از شعرهای شیخ بهایی عجیب منو گرفته که این یکی از آنهاست. سپاس🌻🙏
درود این مخمس از خیالی بخارایی ست
درود بر شما و سپاس 🌺🙏
این شعر مشهور از شیخ بهایی است و یکی از شناختهشدهترین سرودههای عرفانی او به شمار میآید. در نسخههای مختلف دیوان شیخ بهایی، این شعر با مطلع «تا کی به تمنای وصال تو یگانه...» آمده است.
قالب شعر
غزل است؛ زیرا:
- همهٔ ابیات دارای یک وزن هستند.
- مصراعهای زوج دارای قافیه و ردیف مشترکاند.
- مضمون اصلی آن عشق و عرفان است که از ویژگیهای رایج غزل فارسی است.
سبک شعری
این شعر را معمولاً در سبک عراقی و در شاخهٔ غزل عرفانی طبقهبندی میکنند؛ زیرا:
- زبان آن نسبتاً روان و لطیف است.
- مفاهیم عرفانی مانند «وصال»، «هجران»، «کعبه و بتخانه»، «میکده»، «عارف»، و جستجوی معشوق الهی در آن برجستهاند.
- معشوق در شعر، بیشتر رنگ و بوی الهی و عرفانی دارد تا زمینی.
بیت مشهور دیگری از همین غزل که بسیار در موسیقی سنتی ایران خوانده شده:
هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هر جا که روم پرتو کاشانه تویی تو
این غزل با آواز هنرمندانی مانند عبدالحسین مختاباد نیز شهرت فراوان یافته است.
درود بر شما و سپاس 🙏🌹
درود بر شما و سپاس 🙏🌹