این شعر معروف از کیست و چه قالبی دارد، رباعی، چهارپاره، دوبیتی یا...؟
این شعر معروف از کیست و چه قالبی دارد، رباعی، چهارپاره، دوبیتی یا...؟
گفتم: چشمم، گفت: به راهش میدار
گفتم: جگرم، گفت: پر آهش میدار
گفتم که: دلم، گفت: چه داری در دل
گفتم: غم تو، گفت: نگاهش میدار
٧ پاسخ
شعر از ابوسعید ابوالخیر،در قالب رباعی
مجیرالدین بیلقانی شاعری مبارزه طلب بوده و سادگی و سلاست شعرش به همراه آهنگ بیان و زبانش او را در میان شاعران سبک آذربایجانی قرار میدهد. مادر او نیز مسیحی بوده و لذا تعصب مذهبی در شعر او وجود ندارد، بلکه از نوعی همدلی با ادیان نیز برخوردار میباشد. اما استفاده از فرهنگ بومی او را از اساسی ترین شاعران سبک آذربایجانی میسازد.
بهترين منبع برای گردآوری اشعار شيخ بهايی، كشكول است تا جائی كه به عقيده برخی محققان، انتساب اشعاری كه در كشكول نيامده است به بهائی ثابت نيست. از اشعار او آثار فارسی بهائی دو تأليف معروف تدوين شده است؛ يكی به كوشش سعيد نفيسی با مقدّمه ای در شرح احوال بهائی، ديگری توسط غلامحسين جواهری وجدی كه مثنوی منحول (رموز اسم اعظم) را هم نقل كرده است. با اين همه، هر دو تأليف حاوی تمام اشعار و آثار فارسی وی نيست. اشعار فارسی شيخ بهايی عمدتاً شامل مثنويّات، غزليّات و رباعيّات است. وی در غزل به شيوه فخرالدين عراقی و حافظ، در رباعی با نظر به ابو سعيد ابوالخير و خواجه عبدالله انصاری و در مثنوی به شيوه مولوی شعر سروده است. ويژگی مشترك اشعار بهائی ميل شديد به زهد و تصوّف و عرفان است.
رضی الدین آرتیمانی (۹۷۸ تا ۱۰۳۷ ق) ميرزا محمد رضی معروف به ميررضی آرتيمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفويه است كه در نيمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتيمان از توابع تويسركان به دنيا آمد. در ايام جوانی به همدان عزيمت و در آنجا مشغول تحصيل شد و در سلك شاگردان ميرمرشد بروجردی درآمد. ميررضی به علت شايستگی وافری كه داشت زود مورد توجه شاه عباس صفوی قرار گرفت و در جمع منشيان و ميرزايان شاه در آمد و به همين دليل بود كه داماد خاندان بزرگ صفوی شد. او در سال ۱۰۳۷ قمری ديده از جهان فرو بست. وی را در محل خانقاهش در تويسركان به خاك سپردند. از او حدود ۱۲۰۰ بيت شعر به جا مانده كه معروفترين آنها ساقی نامهٔ اوست.
بادرود...
شعر از ابوسعید ابو الخیر...
در قالب رباعی...
بله آفرین و سپاس🙏🌹🪻
این شعر معمولاً به ابوسعید ابوالخیر نسبت داده میشود و در منابع ادبی از جمله گنجور به عنوان رباعی ثبت شده است. وزن آن نیز از اوزان شناختهشدهٔ رباعی («مفعول مفاعیل مفاعیل فعل») است.
متن:
گفتم: چشمم، گفت: به راهش میدار
گفتم: جگرم، گفت: پر آهش میدار
گفتم که: دلم، گفت: چه داری در دل؟
گفتم: غم تو، گفت: نگاهش میدار
چرا رباعی است و نه دوبیتی یا چهارپاره؟
- رباعی: چهار مصراع (دو بیت) دارد و در یکی از وزنهای مخصوص رباعی سروده میشود. این شعر دقیقاً در همین قالب آمده است.
- دوبیتی: آن هم چهار مصراع دارد، اما وزنش معمولاً متفاوت است (وزن مشهور دوبیتیهای باباطاهر: «مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل» و مشتقات آن).
- چهارپاره: قالبی نوتر است که از چند بند چهارمصراعی تشکیل میشود و معمولاً بیش از یک بند دارد؛ این شعر به هیچ وجه چهارپاره محسوب نمیشود.
البته دربارهٔ بسیاری از رباعیات منسوب به ابوسعید، پژوهشگران تردیدهایی در انتساب قطعی دارند؛ زیرا بخش بزرگی از رباعیات او سالها پس از زندگیاش گردآوری شدهاند. با این حال، در سنت ادبی فارسی این شعر عموماً به نام ابوسعید ابوالخیر شناخته میشود.
بله آفرین و سپاس از توضیحات خوبتون امیر جان عزیزم🌹🙏🪻
کتاب لغتی بنام فرس از اسدی طوسی به یادگار مانده است که اولین فرهنگ واژگان با شواهد شعری فارسی است. اسدی از چند جهت در تاریخ ادبیات ایران حائز اهمیت است: کهن ترین دستنویس فارسی که به دست آمده است به خط اسدی طوسی است. علاوه بر این وی نخستین واژه نامۀ فارسی را (بنا بر آنچه امروز به ما رسیده است) به نام لغت فرس تدوین کرد.
در زیر، چند بیت از گرشاسب نامه :
سراینده دهقان موبد نژاد
ز گفت دگر موبدان کرد یاد
که بر شاه جم چون بر آشفت بخت
به ناکام ضحاک را داد تخت
جهان زیر فرمان ضحاک شد
ز هر نامه ای نام جم پاک شد
چو بگرفت گیتی به شاهنشهی
فرستاد نزد شهان آگهی
به روم و به هندوستان و به چین
به ایران و هر هفت کشور زمین
که با رأی ما هر که دل کرد راست
بجویند جمشید را تا کجاست
اسدی طوسی، گرشاسب نامه، بخش ۱۲، آغاز داستان.
بله آفرین، سپاس از شما🙏🌹