پرسش خود را بپرسید

کدام بیت، آغاز شاهنامه است؟

تاریخ
٥ ماه پیش
بازدید
٦٢١

کدام بیت، آغاز شاهنامه است؟
الف) به نام خداوند جان و خرد  
کزین برتر اندیشه برنگذرد  
ب) جهان کرده‌ام از سخن چون بهشت  
از این بیش تخم سخن کس نکشت  
ج) چو خورشید تابان میان هوا  
نشسته بر او شاه فرمانروا  
د) چو ایران نباشد تن من مباد  
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد  

٢٢٣,٠١٩
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٥٩
برنزی
٧,٥٦٩
عکس پرسش

١٥ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

گزینه‌ی الف

- به نام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه برنگذرد

  خداوند نام و خداوند جای / خداوند روزی ده رهنمای

خداوند کیوان و گردان سپهر / فروزنده ماه و ناهید و مهر

ابیات مذکور ۳ بیت از ۱۵ بیت آغاز کتاب شاهنامه است که فردوسی همانند دیگر شعرا، کتاب را با یاد و سپاس خدا آغاز کرده است.

١,٢٠٢
طلایی
٠
نقره‌ای
١٠
برنزی
٣٢
تاریخ
٥ ماه پیش

آفرین، درود بر شما🙏🌹

علت تحریف شاهنامه فردوسی، قسمت دوم: خب، و اما در قسمت قبل در مورد دشمنی یهود با فردوسی، بخاطر افشای روش نفوذ و ترور و دسیسه‌های یهود در تاریخ گفتم، که هرچی مقالات رو زیرورو کردم، کسی بهش هیچ اشاره‌ای نکرده، ضمن اینکه نباید فراموش کنیم که، تنها چیزی که باعث حفظ و ماندگاری شاهنامه شده، اخلاق مداری، خردگرایی، راستی و پاکی، در کنار ایثار و شجاعت و غیرت ایرانی، بعنوان شعار اصلی ملی ماست، وگرنه این کتاب در حمله مغول یا تیمور نابود میشد، فردوسی مرد بسیار بزرگی بوده، سراسر شاهنامه حکمت و اخلاق است و فرهنگ و انسانیت. حیف که دستهای مرموزی وجود داره که همیشه اشعار جعلی بازنشر میشه، حتی در مدارس ابتدایی، حتی در دانشگاهها، توی سایتها هم الی ماشاالله، حیف، و دریغ. خب، بگذریم، گفتم که: با آمدن این جهود یهودی، توطئه برای ترور مهبود شروع و اتفاقات تلخی توسط جهود کلید میخوره که واقعی هست. یهودی ابتدا برای نفوذ، با زروان خودمانی میشود، و سپس گستاخ شده، در جمع درباریان نفوذ و شیطنت را اینجور آغاز میکند: 
شد آمد بیفزود در پیش اوی
برآمیخت با جان بدکیش اوی 
چو با حاجب شاه گستاخ شد
پرستندهٔ خسروی کاخ شد 
کم کم جهود ماهیت دسیسه گر خود را رو نموده و از افکار شیطانی خود میگوید: 
ز افسون سخن رفت روزی نهان
ز درگاه وز شهریار جهان 
ز نیرنگ وز تنبل و جادویی
ز کردار کژی وز بدخویی 
زروان میترسد و به یهودی هشدار میدهد که، دست به کاری خطرناک میزند: 
چو زروان به گفتار مرد جهود
نگه کرد وزان سان سخنها شنود 
برو راز بگشاد و گفت این سخن
به جز پیش جان آشکارا مکن 
زروان حسود که الان تبدیل به زمین دشمن شده و فریب خورده، نادانسته به شرح محبوبیت مهبود و دو فرزندش در نزد شاه و اعتماد شاه به آنان میپردازد: 
یکی چاره باید تو را ساختن
زمانه ز مهبود پرداختن 
که او را بزرگی به جایی رسید
که پای زمانه نخواهد کشید 
ز گیتی ندارد کسی را بکس
تو گویی که نوشین روانست و بس 
جز از دست فرزند مهبود چیز
خورشها نخواهد جهاندار نیز 
شدست از نوازش چنان پرمنش
که هزمان ببوسد فلک دامنش 
جهود در پاسخ میگوید کار آسان است و اگر شیر در غذای پادشاه باشد، به آسانی میتوان آنرا مسموم و کار را تمام کرد:
چنین داد پاسخ به زروان جهود
کزین داوری غم نباید فزود 
چو برسم بخواهد جهاندار شاه
خورشها ببین تا چه آید به راه 
نگر تابود هیچ شیر اندروی
پذیره شو و خوردنیها ببوی 
همان بس که من شیر بینم ز دور
نه مهبود بینی تو زنده نه پور 
که گر زو خورد بی گمان روی و سنگ
بریزد هم اندر زمان بی درنگ 
پس اولین قدم جهود نفوذ و تسلط بر زروان خائن است، تا از راه خیانتش، ابزاری شود تا هم مهبود و فرزندانش را نابود کند، و هم آشپز بیگناه را به جرم خیانت: 
نگه کرد زروان به گفتار اوی
دلش تازه تر شد به دیدار اوی 
نرفتی به درگاه بی آن جهود
خور و شادی و کام بی او نبود 
چنین تا برآمد برین چندگاه
بد آموز پویان به درگاه شاه 
خب چند نکته‌ای که کمتر کسی بهش توجه کرده، این است که فردوسی مخصوصاً نام جهود را ذکر نمیکند تا به ما بفهماند که این شیوه کلی جهود است، دوم اینکه ممکنه شما متوجه نشی چی گفت: همان بس که من شیر بینم ز دور... یعنی با جادو میتونم شیر رو بگونه ای از دور مسموم کنم که:
که گر زو خورد بی گمان روی و سنگ
بریزد هم اندر زمان بی درنگ 
یعنی فردوسی حکیم که اینگونه مورد دشمنی یهود قرار داشته، بخاطر این است که پنج خصلت رو ذات و فطرت جهود میداند و افشاگری میکند، که عبارت است از: دسیسه و مفت‌خوری‌ و جادو و بدکاری و بداخلاقی، در شعر بالا گفت: 
ز نیرنگ وز تنبل و جادویی
ز کردار کژی وز بدخویی 
روز واقعه تلخ فرا میرسد و اینگونه دسیسه اجرا میشود.. ادامه دارد.. 

٢٢٣,٠١٩
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٥٩
برنزی
٧,٥٦٩
تاریخ
١ هفته پیش

گزینه الف

بنام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه برنگذرد

تاریخ
٥ ماه پیش

بله، آفرین، درود بر شما🙏🌹

هنر را نمیشود بر اساس ذوق شخصی معنا کرد و در حقیقت ذوقی که در تفسیر هنر تأثیر بگذارد؛ نمیتواند سالم باشد. از تفسیری که ادبای معاصر دارند، شعر امروزی کلامی است موزون (آهنگین) که بر مبنای بیان احساس و اندیشه شاعر بنا شده است، گاه خيال انگيز، و هرازگاهی می بایست آهنگ دلنواز و روح بخش قافیه بر روح آدمی طنین اندازد. در این جا بد نیست اشاره ای کوتاه داشته باشیم به کلام ارزشمند شاعر و نقاد نکته سنج انگلیسی (aber) که میگوید: تاثیر شعر، مثل انتقال تجربه و احساسات است، اما این تاثیر به همین جا ختم نمیشود، بلکه هنرمند می بایست با ایجاد هیجان و تنظیم قوه تخیل خود شرایطی فراهم آورد که تجربه اش در ذهن شنونده یا خواننده اثر تکرار شود و واژگان خشک و کلیشه ای که تنها حاکی از تجربه شاعر (در سرودن شعر) است، نام شعر به خود نمیگیرد. 
حسن ختام با قطعه ای از مسمط جناب ملک الشعرای بهار:
هان ای حكيم چندكنی لابه؟ 
هان ای اديب چند كنی غوغا؟ 
لابه به پيش كور نيارد مرد! 
غوغا به پيش كر نكند دانا! 
مردم كرند نيمی و نيمی كور! 
ازكور وكر، چه خواهی جز حاشا؟

٢٢٣,٠١٩
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٥٩
برنزی
٧,٥٦٩
تاریخ
٥ ماه پیش

زبانِ شعرای بزرگ مثل فردوسی، حافظ و سعدی فارسی کلاسیک (ادبی) هستش. اما چه تفاوتی با گویش محاوره ای امروز ما دارد؟ پاسخ ساده هست، دایره واژگان ادبی‌تر، استفاده از قواعد دستوری قدیمی‌تر و نفوذ بیشتر کلمات عربی در آن دیده میشود.
مثال از حافظ: 
مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم 
جرس فریاد میدارد که بر بندید محمل‌ها.
این نوع ادبی، اگر چه مانند پارسی باستان سخت و نامأنوس نیست، ولی بازم متمایز از فارسی محاوره (گفتاری) و فارسی معیار (رسمی) هست. بعضی دوستان واکنش نشون میدهند که چرا عربی در فارسی مستعمل هست. ولی در پاسخ باید گفت: اولاً عربی زبان دینی ماست، و دوم اینکه این زبان در ایران باستان هم بوده و بخشهای شرقی ایران بزرگ به عبری و عربی صحبت میکردند و ایران مجموعه ای از اقوام مختلف با زبان و گویش مختلف بوده، ان شاالله در فرصتی نظریات ادبا و بزرگان را مخصوصاً جلال آل احمد را، در این خصوص بصورت کوتاه ذکر میکنم، برای سلامتی خودتون و عزیزانتون، و سربلندی ایران عزیز در این ایام سخت، اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

٢٢٣,٠١٩
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٥٩
برنزی
٧,٥٦٩
تاریخ
٥ ماه پیش

گزینه الف درسته..

٧١,٦١٠
طلایی
٨٥
نقره‌ای
١٨٠
برنزی
٨١٥
تاریخ
٥ ماه پیش

**به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه برنگذرد**

٦,٤٠٧
طلایی
٠
نقره‌ای
١٥٤
برنزی
٧٤
تاریخ
٥ ماه پیش

بله آفرین، درود بر شما و سپاسمند🌹🪻🙏

گزینه الف درسته 

به نام خداوند جان و خرد 

کزین برتر اندیشه بر نگذرد

لقب حکیم سخن بنا به حکمت سخنوری ایشان بوده که معانی دقیق  و مطالب فلسفی، اجتماعی، مذهبی و اخلاقی رو طی داستان‌های خودش به زبان پارسی بیان کرده  که سختی پاسداری از این زبان کهن رو به دوش کشید و نام بلندش جاودانه شد.

٥,٠٥٥
طلایی
٠
نقره‌ای
١٢٨
برنزی
١٠٠
تاریخ
٥ ماه پیش

بله آفرین بر شما ارسلان عزیزم، مفاخر ایران قابل ستایش هستند خصوصاً فردوسی که شاهنامه اش آوازه جهانی دارد، درود بر شما ارسلان گرامی🌷🪻🙏

گزینه ااول درست.

٧١,٦١٠
طلایی
٨٥
نقره‌ای
١٨٠
برنزی
٨١٥
تاریخ
٥ ماه پیش

درود بر حسین جان، بله آفرین🌷🪻🙏

به نام خداوند جان و خرد
کز این برتر اندیشه بر نگذرد

خداوندِ نام و خداوندِ جای
خداوندِ روزی‌دِهِ رهنمای

خداوند کیوان و گَردان‌سپهر
فروزندهٔ ماه و ناهید و مهر

ز نام و نشان و گمان برتر است
نگارندهٔ برشده پیکر است

به بینندگان آفریننده را
نبینی مرنجان دو بیننده را

نیابد بدو نیز اندیشه راه
که او برتر از نام و از جایگاه

سخن هر چه زین گوهران بگذرد
نیابد بدو راه جان و خرد

خرد گر سخن برگزیند همی
همان را گزیند که بیند همی

✏ «فردوسی»
 

٨٥,٨٧٧
طلایی
٥٦
نقره‌ای
١,٢٧٣
برنزی
٢,٩٣١
تاریخ
٥ ماه پیش

درود بر شما دکتر گرامی، این اشعار شاهنامه را هر چند مکرر میخوانم باز هر بار تازگی دارد و حس خوبی دارد که خستگی را از تن میبرد، سپاسمند از حضور سبزتون🪻🌹🙏

درود بر شما
ایران دارای بزرگترین و ارزشمندترین گنجینه ادبی جهان است

١

پاسخ شما