این شعر از کیست؟
این شعر از کیست؟
ايا گشته غره به مكر زمانه
ز مكرش به دل گشتی آگاه يا نه
يگانهٔ زمانه شدی تو وليكن
نشد هيچ كس را زمانه يگانه
زمانه بسی پند دادت، وليكن
تو میدر نيابی زبان زمانه
٧ پاسخ
درود بر شما
اگرچه با سبک کار ناصرخسرو خیلی منطبق نیست ولی احتمالا سراینده آن حکیم ناصرخسرو می باشد
یک سیدی از شخصیتهای علمی و فلسفی، هنگام مطالعه فلسفه به مشکلی برمیخورد و در حل آن مسئله از اقبال لاهوری کمک میخواهد. وی در نامه ای پاسخ او را داده و افزود که: همه عمر خود را صرف مطالعه فلاسفه غرب نکن، من هندوزاده ام! یعنی دو پشت و سه پشت از پدران من هندو بوده اند و بعد مسلمان شدند، و من نسل سوم چهارمی هستم که مسلمانم و به اسلام بسیار علاقه مندم، و نظریات شخصیتها و رجال بزرگ اسلامی را زیر و رو میکنم. تو که سید هستی، به دنبال افکار فلاسفه غرب رفتی و من که هندوزاده ام، دنبال منطق و افکار جدت رفتم/ خودنوشت خاطرات و اندیشه اقبال لاهوری.
آن شهیدان محبت را امام
آبروی هند و چین و روم و شام
نامش از خورشید و مه تابنده تر
خاک قبرش از من و تو زنده تر
از نگاه خواجه بدر و حنین
فقر سلطان وارث جذب حسین (ع)
حرف و صوتم خام و فکرم ناتمام
کی توان گفتن حدیثِ آن مقام
نوریان از جلوههای او بصیر
زنده و دانا و گویا و خبیر
قصری از فیروزه دیوار و درش
آسمانِ نیل گون اندر برش/ اقبال لاهوری
سلام از ناصر خسرو می باشد
حکیم ناصرخسرو..
درود بر شما، بله آفرین🌹🙏
درود بر شما🌹🙏بله برای خودم هم عجیب است و احتمالش هست الحاقی باشد، آیا از معاصرین وی کسی را میشناسید که به این سبک نزدیک باشد؟
درود بر شما
در حوزه ادبیات هم مانند سایر علوم پیروی کردن و کار مشابه بیرون دادن وجود دارد مثلا بگمانم جامی تا حدودی از نظامی پیروی کرده و یا ابیات الحاقی به شهنانه لذا این احتمال در مورد ابیات بالا هم وجود دارد
درود بر شما🌹🙏
پس این شعر را از وی میدانید که اقتباس کرده؟ البته ناصرخسرو سبکی خاص و متفاوت دارد، نوعی عصیانگری در کلامش هست، حالا شاید واژه عصیان مناسب نباشه، ولی حالت رگ گویی بصورت خاصی بیان میکند.
خیر
اطلاعی در این مورد خاص ندارم
درود و وقت بخیر علیرضا عزیز
این ابیات از ناصر خسرو ست
درود بر ارسلان جان عزیزم، بله آفرین🌹💝🙏
این ابیات از ناصر خسرو است و در قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۷ دیوان او آمده است.
بیتهای آغازین قصیده چنین است:
> ایا گشته غره به مکر زمانه
ز مکرش به دل گشتی آگاه یا نه
یگانهٔ زمانه شدی تو ولیکن
نشد هیچ کس را زمانه یگانه
زمانه بسی پند دادت، ولیکن
تو میدر نیابی زبان زمانه
در این قصیده، ناصر خسرو با لحنی اندرزگونه دربارهٔ ناپایداری دنیا، فریب روزگار و ضرورت عبرت گرفتن از گذشتگان سخن میگوید.
پس پاسخ: ناصر خسرو.
درود بر شما، آفرین🌹🙏
درود بر شما ، بله آفرین 🌹🙏