این شعر از کیست؟
این شعر از کیست؟
ايا گشته غره به مكر زمانه
ز مكرش به دل گشتی آگاه يا نه
يگانهٔ زمانه شدی تو وليكن
نشد هيچ كس را زمانه يگانه
زمانه بسی پند دادت، وليكن
تو میدر نيابی زبان زمانه
٩ پاسخ
درود بر شما
اگرچه با سبک کار ناصرخسرو خیلی منطبق نیست ولی احتمالا سراینده آن حکیم ناصرخسرو می باشد
خواجه نظام الدين عبيدالله زاكانی شاعر و لطيفه پرداز نامدارايران در قرن هشتم هجری است. وی ازخاندان زاكانيان بوده و زاكانيان تيره ای از اعراب ایرانی هستند كه به قزوين مهاجرت كرده و آنجا ساكن شده بودند. وی به لحاظ وضعيت اجتماعی آن روزگار، به طنز روی آورد و نظم و نثر خود را وسيلهٔ حمله به عرفها و عادات نادرست و مفاسد و معايب طبقهٔ مشخصی از اجتماع قرار داد. وی در سال ۷۷۲ هجری قمری زندگی را بدرود گفت. از آثار برگزيدهٔ او ميتوان به مثنوی عشاقنامه، كتاب اخلاق الاشراف، ريش نامه، صد پند، لطايف و ظرايف، رسالهٔ دلگشا و بالاخره منظومهٔ معروف موش و گربه اشاره كرد.
به بهتر طالع و فرخنده تر فال
دوم روز رجب در نون الف ذال (سال ۷۵۱)
به نظم آوردم اين درد دل ريش
به هر كس باز گفتم قصهٔ خويش/ عشاق نامه عبید زاکانی.
از بررسی آثارى که تاکنون توسط باستانشناسان کشف شدهاند، معلوم میشود، سفال و سفالهاى لعابدار و ساخت چرخ سفالگرى در هشت هزار سال قبل توسط ساکنان فلات ایران اختراع شده است. همچنین، ساخت ارّابههای چهار چرخ، پرورش اسب و معمارى طاقهاى هلالی گنبد شکل، از ابداعات ایرانیان بوده است که توسط ایلامیها به سومر و از آنجا به دیگر نقاط جهان کهن رفته و رواج یافته است. در این میان میتوان از مکانهاى مهم نظیر شهر سوخته در سیستان، و تپه سیلک sialk در کاشان، و تپه مارلیک در گیلان نام برد. همچنین ایرانیان در پیدایش خط به عنوان یکی از مراحل مهم تمدنسازی و تولید میراث معنوی جهان از قبیل اندیشههای دینی، فلسفی، علم اعداد، نجوم و ریاضی سهم چشمگیری داشتهاند. سرچشمه بسیاری از امور فرهنگی از فلات ایران آغاز شده است. در حدود پنج هزار سال قبل، آریاییها به فلات ایران مهاجرت کردند. آنها سرزمینی را که در آن وارد شده بودند ایران یعنی سرزمین آریاییها نامیدند. کلمه ایران دست کم در حدود قرن سوم قبل از میلاد در منابع یونانی آمده است. شکل یونانی ایران ariane است. واژه آریا airya یا آرین Aryan در اوستا که کهنترین متون پارسی بهجا مانده است. خاستگاه ایرانیان ایئریانم ویجو Airyanemvaejo آمده که در زبان پهلوی ایران ویج Eranvej میباشد که مرکب از دو واژه ایران و ویج به معنی نسل، تخمه و نژاد ایرانی و هنگامی که مکانی به این نام نامیده میشود به منزله جایگاه ایرانیان است.🍒🍓🌹
یک سیدی از شخصیتهای علمی و فلسفی، هنگام مطالعه فلسفه به مشکلی برمیخورد و در حل آن مسئله از اقبال لاهوری کمک میخواهد. وی در نامه ای پاسخ او را داده و افزود که: همه عمر خود را صرف مطالعه فلاسفه غرب نکن، من هندوزاده ام! یعنی دو پشت و سه پشت از پدران من هندو بوده اند و بعد مسلمان شدند، و من نسل سوم چهارمی هستم که مسلمانم و به اسلام بسیار علاقه مندم، و نظریات شخصیتها و رجال بزرگ اسلامی را زیر و رو میکنم. تو که سید هستی، به دنبال افکار فلاسفه غرب رفتی و من که هندوزاده ام، دنبال منطق و افکار جدت رفتم/ خودنوشت خاطرات و اندیشه اقبال لاهوری.
آن شهیدان محبت را امام
آبروی هند و چین و روم و شام
نامش از خورشید و مه تابنده تر
خاک قبرش از من و تو زنده تر
از نگاه خواجه بدر و حنین
فقر سلطان وارث جذب حسین (ع)
حرف و صوتم خام و فکرم ناتمام
کی توان گفتن حدیثِ آن مقام
نوریان از جلوههای او بصیر
زنده و دانا و گویا و خبیر
قصری از فیروزه دیوار و درش
آسمانِ نیل گون اندر برش/ اقبال لاهوری
سلام از ناصر خسرو می باشد
حکیم ناصرخسرو..
درود بر شما، بله آفرین🌹🙏
درود بر شما🌹🙏بله برای خودم هم عجیب است و احتمالش هست الحاقی باشد، آیا از معاصرین وی کسی را میشناسید که به این سبک نزدیک باشد؟
درود بر شما
در حوزه ادبیات هم مانند سایر علوم پیروی کردن و کار مشابه بیرون دادن وجود دارد مثلا بگمانم جامی تا حدودی از نظامی پیروی کرده و یا ابیات الحاقی به شهنانه لذا این احتمال در مورد ابیات بالا هم وجود دارد
درود بر شما🌹🙏
پس این شعر را از وی میدانید که اقتباس کرده؟ البته ناصرخسرو سبکی خاص و متفاوت دارد، نوعی عصیانگری در کلامش هست، حالا شاید واژه عصیان مناسب نباشه، ولی حالت رگ گویی بصورت خاصی بیان میکند.
خیر
اطلاعی در این مورد خاص ندارم
درود و وقت بخیر علیرضا عزیز
این ابیات از ناصر خسرو ست
درود بر ارسلان جان عزیزم، بله آفرین🌹💝🙏
این ابیات از ناصر خسرو است و در قصیدهٔ شمارهٔ ۲۰۷ دیوان او آمده است.
بیتهای آغازین قصیده چنین است:
> ایا گشته غره به مکر زمانه
ز مکرش به دل گشتی آگاه یا نه
یگانهٔ زمانه شدی تو ولیکن
نشد هیچ کس را زمانه یگانه
زمانه بسی پند دادت، ولیکن
تو میدر نیابی زبان زمانه
در این قصیده، ناصر خسرو با لحنی اندرزگونه دربارهٔ ناپایداری دنیا، فریب روزگار و ضرورت عبرت گرفتن از گذشتگان سخن میگوید.
پس پاسخ: ناصر خسرو.
درود بر شما، آفرین🌹🙏
درود بر شما ، بله آفرین 🌹🙏