ضرب المثل های معادل شعر زیر را بنویسید
تو نیکی، بد نباشد نیز فرزند
بود تره به تخم خویش مانند
✏ «نظامی»
سگ زرد برادر شغال است
کبوتر با کبوتر باز با باز
تره به تخمش میره حسنی به باباش
همه موارد
٢٩ پاسخ
اگر پدر و مادر نیکوکار و خوشرفتار باشند، فرزندشان نیز غالباً به همان نیکی و اخلاق نزدیک است. چون فرزند از خانوادهاش تأثیر میگیرد، همانطور که سبزیای مثل تره، وقتی از تخم خودش بروید، شبیه همان تخم خواهد بود.
۲. معادل ضربالمثل:
«تره به تخمش میره، حسنی به باباش»
این ضربالمثل دقیقاً به همان مضمون اشاره دارد: اینکه فرزند (چه در ظاهر، چه در رفتار) شباهت زیادی به والدین خود دارد، چون از آنها نشأت میگیرد.
۳. بررسی آرایههای ادبی:
- تشبیه: بیت دوم «تره به تخم خود میماند» نوعی تشبیه محسوس و ملموس است که تأثیر اصل و نسب را نشان میدهد.
- کنایه: «بد نباشد فرزند» کنایه از این است که فرزند نیکو و درستکار خواهد بود.
- مراعاتنظیر: واژههایی چون "فرزند"، "تخم"، "تره"، "خویش" همگی در یک حوزه معنایی مرتبط با زایش و نسل قرار دارند.
۴. نسبت بیت با داستانهای نظامی:
در آثار نظامی، خصوصاً در خمسه، اصل و نسب و تأثیر آن در سرنوشت انسانها بارها به تصویر کشیده شده است. مثلاً در داستان "خسرو و شیرین"، اصل پادشاهی خسرو، نهتنها جایگاه او را تعیین میکند بلکه بر منش و تصمیمات او نیز اثر دارد. این بیت هم بر همین مضمون تأکید دارد: نیکی یا بدیِ فرزند، ریشه در خانواده دارد.
۵. نکتههای ادبی-اجتماعی:
نظامی در این بیت، با زبانی ساده اما تصویری و استعاری، یکی از اصول مهم تربیت و اخلاق را یادآوری میکند: اگر میخواهیم فرزندان خوبی داشته باشیم، باید اول خودمان خوب باشیم. او با آوردن مثالی عامیانه مثل تره و تخمش، مخاطب را به تفکر در تربیت و سرشت انسانها وامیدارد
گذر عمر و سن و سال در شاهنامه
دریغ آن گل و مشک و خوشاب سی
همان تیغ برّندهٔ پارس
کنون سال من رفت بر سی و هشت
بسی روز بر شادمانی گذش
چو سال جوان بر کشد بر چهل
غم روز مرگ اندرآید به د
چو یک موی گردد به سر بر سپید
بباید گسستن ز شادی امی
بجای عنانم عصا داد سال
پراگنده شد مال و برگشت حا
بدان گه که بد سال پنجاه و هفت
نوانتر شدم چون جوانی برف
چو برداشتم جام پنجاه و هشت
نگیرم به جز یاد تابوت و تش
هر آنگه که سال اندر آمد به شست
بباید کشیدن ز بیشیت دس
چو آمد به نزدیکِ سر تیغ شست،
مده می که از سال شد مرد مس
اگر دام ماهی بدی سال شست
خردمند از او یافتی راه جس
چو شست و سه شد سال شد گوش کر
ز بیشی چرا جویم آیین و ف
ایا شست و سه ساله مرد کهن
تو از باد تا چند رانی سخ
چو پنج از سر سال شستم نشست
من اندر نشیب و سرم سوی پس
رخ لاله گون گشت بر سان کاه
چو کافور شد رنگ مشک سیا
ز هفتاد برنگذرد بس کسی
ز دوران چرخ آزمودم بس
وگر بگذرد آن همه بتریست
بر آن زندگانی بباید گریس
همان روز تو ناگهان بگذرد
در توبه بگزین و راه خر
جهاندار زین پیر خشنود باد
خرد مایه باد و سخن سود با
اگر در سخن موی کافد همی
به تاریکی اندر ببافد هم
گر او این سخنها که اندرگرفت
به پیری سرآرد نباشد شگف
✏ فردوسی
درود بر شما
بیشتر دقت کنید
درود بر شما
آفرین
گزینه.سوم.درسته.
درود بر شما
آفرین
درود بر شما
آفرین
درود بر شما
بسیار عالی
درود بر شما
بسیار عالی