پرسش خود را بپرسید

یاد گرفتن ضرب المثل های (ایرانی و خارجی)

تاریخ
٥ ماه پیش
بازدید
١,٥٠٦

بیایید با کمک هم  ضرب المثل های (ایرانی و خارجی) را یاد بگیریم.

٢١ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

۷۱. از کوره در رفتن
این ضرب المثل وقتی گفته می‌شود که کسی ناگهان خشمگین شود و نتواند عصبانیتش را کنترل کند.

در روزگاری دور، در یکی از شهرهای ایران، آهنگری بود که به کار خود عشق می‌ورزید. او سال‌ها کنار شعله‌های سرخ و صدای چکش‌های پی‌درپی، از آهن خام ابزار می‌ساخت و با هر جرقه‌ای که از کوره بیرون می‌پرید، هنر و صبرش را در دل فلز می‌ریخت. اما شاگرد جوانش، مردی بی‌قرار و عجول بود. روزی استاد به او سپرد تا دمای کوره را آرام بالا ببرد تا آهن نرم شود و آماده شکل دادن گردد. شاگرد که از انتظار خسته شده بود، ناگهان همه ذغال‌ها را با هم ریخت و آتش را تا آخرین حد روشن کرد.
لحظه‌ای بعد صدایی مهیب برخاست. حرارت یک باره آهن را به تلاطم انداخت و شعله‌ها با خشم از دهانه کوره بیرون جهیدند. استاد که او را نجات داده بود، گفت: «دیدی؟ وقتی آتش ناگهانی بالا برود، از کوره درمی‌رود، درست مانند آدم‌ها!» پس هر گاه کسی صبرش را از دست بدهد و بی‌درنگ خشمگین شود، می‌گویند «از کوره در رفت»، یعنی مثل همان آتش که ناگهان زبانه کشید و آرامش را سوزاند.

تاریخ
٥ ماه پیش

۷۲. همین آش و همان کاسه
وقتی تغییری در اوضاع پیش نیامده و همه‌چیز مثل گذشته است، از این مثل استفاده می‌شود.

در یکی از ولایت‌های قدیم، والی‌ بود که مالیات سنگینی از مردم می‌گرفت و هیچکس را در آسایش نمی‌گذاشت. مردم از فشار و ستم به ستوه آمده بودند، تا اینکه بزرگان شهر تصمیم گرفتند نامه‌ای شکایت‌آمیز به پادشاه بنویسند. پادشاه با شنیدن ماجرا خشمگین شد و فرمان داد والی را از ظلم بازدارند و مالیات را به اندازه‌ی معمول کاهش دهند. مدتی گذشت و اوضاع بهتر شد، اما این آرامش پایدار نماند؛ والی بار دیگر همان راه پیشین را در پیش گرفت و دوباره بار مالیات بر دوش مردم سنگینی کرد.

این بار پادشاه خود به شهر آمد تا والی را بازخواست کند. وقتی به قصر او رسید، دستور داد غذایی برای همه حاکمان منطقه آماده کنند. در دیگ بزرگی آشی پختند و پادشاه گفت هر کس باید از همان کاسه‌ای بخورد که والی می‌خورد. پس از آن، رو به حاضران کرد و گفت: «اگر هر یک از شما مانند او بر مردم ظلم کنید، سرانجام‌تان هم همین آش و همین کاسه خواهد بود.»

از آن زمان، مردم وقتی از تکرار بی‌فایده کارها یا بازگشت وضع به حالت قبل سخن می‌گویند، می‌گویند «همین آش و همان کاسه است»، یعنی تغییری رخ نداده و نتیجه مثل گذشته است.

تاریخ
٥ ماه پیش

۶۱. کلاغه به خانه‌اش نرسید.
کسی که در کارش بی‌نظمی دارد و مسیرش را درست نمی‌داند، به نتیجه نمی‌رسد.

۶۲. مورچه باری می‌کشد تا زمستان گرسنه نماند.
تلاش و پس‌انداز باعث آرامش در زمان سختی است.

۶۳. هر چیزی تازه‌اش خوب است، الا دوست!
راستی، اعتماد و دوستی را نگه می‌دارد و داشتن دوست‌های قدیمی اهمیت دارد.

۶۴. نان را صبح می‌دهند.
زود برخاستن و نظم باعث موفقیت است.

۶۵. شتری دیدی، ندیدی!
اهمیت راز نگهداری را یادآور می‌شود.

تاریخ
٥ ماه پیش

۶۶. زبان شیرین، دل‌ها را نرم می‌کند.
با گفتار آرام و خوش، می‌توان دوستی و احترام به‌دست آورد.

۶۷. کبکش خروس می‌خواند.
کسی که خیلی خوشحال و سرزنده است.

۶۸. گربه برای رضای خدا موش نمی‌گیرد.
هر کسی کاری را برای دیگری با انتظارات و هدفی انجام می‌دهد.

۶۹. درخت هرچه بارش بیشتر، افتاده‌تر.
فرد به هر اندازه بهتر باشد، فروتن‌تر خواهد بود.

۷۰. دانا داند و پرسد، نادان نداند و نپرسد.
افراد از روی دانش زیاد سؤال می‌پرسند و به این شکل دانش‌شان بیشتر هم می‌شود، کسی هم که نداند، نمی‌پرسد و نخواهد دانست.

تاریخ
٥ ماه پیش

۴۶. چیزی که عوض دارد، گله ندارد.
اگر در برابر رفتاری مشابه رفتار کنیم، جای اعتراض نیست.

۴۷. از اسب افتاده‌ایم، از اصل نیفتاده‌ایم.
با وجود شکست یا سختی، عزت و اصالت باقی است.

۴۸. آشپز که دوتا شد، آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک!
وقتی چند نفر برای یک کار تصمیم بگیرند، نتیجه‌اش خوب نخواهد شد.

۴۹. گربه را دم حجله باید کشت!
از همان آغاز باید جلوی خطا یا بی‌نظمی را گرفت.

۵۰. مرغ پخته هم از حرفش خنده‌اش می‌گیرد!
وقتی حرفی بسیار بی‌منطق یا خنده‌دار زده شود.

تاریخ
٥ ماه پیش

۵۱. تا گوساله گاو شود، دل صاحبش آب شود.
تا چیزی بخواهد به ثمره بنشیند و نتیجه دهد، زمان بسیار زیاد و صاقت‌فرسایی خواهد برد.

۵۲. با هر دست بدهی با همان دست پس می‌گیری.
رفتار انسان بازتاب خودش را دارد.

۵۳. به ماه می‌گوید تو در نیا، من می‌آیم!
وقتی کسی خیلی از خودراضی باشد و از خود تعریف کند.

۵۴. چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است.
اول باید از نزدیکان خود حمایت کرد.

۵۵. خدا گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید در دیگری
اگر از جایی ناامید شدی، امید از جای دیگر می‌رسد.

تاریخ
٥ ماه پیش

۵۶. جایی رفت که عرب نی انداخت.
به معنای گم شدن چیزی یا دور شدن خیلی زیاد.

۵۷. تا ف را بگویی من تا فرحزاد رفته‌ام.
وقتی کسی از خود تعریف کند یا بخواهد تجربه و آشنایی عمیقش را نشان دهد.

۵۸. هر چه بکاری همان را درو می‌کنی
نتیجه اعمال انسان به خودش بازمی‌گردد.

۵۹. از خر شیطان پیاده شدن
به معنی تمام کردن لج بازی است.

۶۰. دوستی خاله خرسه
مهربانی نادان گاهی زیان‌بارتر از دشمنی است.

تاریخ
٥ ماه پیش

۴۱. خر ما از کرگی دم نداشت!
به معنای بهانه‌ای بامزه برای فرار از اشتباه یا کم‌وکاستی است.

۴۲. کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه خودش را هم فراموش کرد!
کسی که تقلید بی‌جا کند، خودش را هم گم می‌کند.

۴۳. آب که سر بالا بره، قورباغه ابوعطا می‌خونه
وقتی اوضاع برعکس و غیرعادی می‌شود، چیزهای عجیب هم رخ می‌دهد.

۴۴. آش نخورده و دهن سوخته
کسی که بی‌گناه است اما متهم می‌شود.

۴۵. به روباه گفتند شاهدت کیست، گفت از دمم بپرس!
کنایه از اینکه فردی وعده یا ادعایی دروغین دارد و از شواهد غیرقابل‌باور استفاده می‌کند.

تاریخ
٥ ماه پیش

۳۱. باد کاشتی، طوفان درو می‌کنی.
نتیجه رفتار نادرست، آسیب و پشیمانی خواهد بود.

۳۲. گر صبر کنی، ز غوره حلوا سازی
صبر، کلید رسیدن به نتیجه شیرین و مطلوب است.

۳۳. نرود میخ آهنین در سنگ
با فرد لج‌باز یا نادان نمی‌توان منطقی رفتار کرد.

۳۴. از تو حرکت، از خدا برکت
تلاش انسان زمینه‌ساز موفقیت و لطف الهی است.

۳۵. خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می‌رود دیوار کج
اگر شروع کار اشتباه باشد، پایان آن هم درست نخواهد شد.

تاریخ
٥ ماه پیش


۳۶. هر چه کنی به خود کنی
رفتار و تصمیم‌های انسان به خودش بازمی‌گردند.

۳۷. برای کسی تب کن که برایت بمیرد.
نگران کسی باش و به او اهمیت بده که تو هم برای او مهم باشی.

۳۸. به عمل کار برآید، به سخندانی نیست.
ارزش واقعی انسان در عمل اوست نه در حرف زدن.

۳۹. دیگران کاشتند و ما خوردیم، ما بکاریم و دیگران بخورند.
دعوتی به کار، استمرار و مسئولیت‌پذیری برای نسل آینده است.

۴۰. در دروازه را می‌توان بست، در دهان مردم را نه!
به این معنا که نباید نگران حرف مردم بود و آن‌ها همیشه حرفی برای گفتن خواهند داشت.

تاریخ
٥ ماه پیش
١

پاسخ شما