معنی این ضرب المثل چیست؟
معنی این ضرب المثل چیست؟
خدا وقتی میخواهد مورچه را آواره کند به او بال میدهد.
٩ پاسخ
ریشه این عبارتی که جنابعالی نوشتید برمیگرده به حدیث یکی از امامان معصوم با این مضمون که اگه خدا بدی مورچه را بخواد، بهش بال میده تا پرندگان آسمان به راحتی بخورندش.
به نظر خودم، چند تا پیام داره:
1- به قدر ظرفیت از خدا حاجت بخوایم، نه بر اساس چشم و هم چشمی.
اگه خدا مثلا به پشه و مگس و زنبور بال داده ولی به مورچه بال نداده، دلیل بر بی عدالتی یا نامهربانی خدا نیست. اساسا خلقت خدا بر اساس ظرفیت است و این ظرفیت، از عشق و مهربانی و حکمت خدا نسبت به خلایق سرچشمه میگیره. خدا چون نسبت به مورچه عشق و مهربانی می ورزیده (و همچنان می ورزد)، از روی حکمتش به مورچه بال نداده؛ ولو اینکه فرضا مورچه صبح تا شب از این قضیه پیش خدا گلایه کنه.
2- اگر از خدا چیزی میخوایم، اون چیز رو همراه با عافیت بخوایم.گاهی مواقع طرف هی دعا میکنه خدا فلان دختر یا فلان پسر رو بهش برسونه؛ خدا به جای رسوندن اینها اتفاقا مانع ایجاد میکنه. ولی با اصرار طرف، خدا هم موانع رو رفع میکنه. اینها به هم میرسند، بعد از مدتی زندگی مشترک، کار به طلاق یا حتی خودکشی ختم میشه. مثلا من جای اون فرد باشم، به خدا میگم اگه صلاحه، اگه خیره، به من فلان چیز رو بده. اگه بدی، لطف کردی و شکرت میکنم؛ اگه ندی، بازم خیر و خوبی منو خواستی و بازم شکرت میکنم.
3- به خدا اعتماد داشته باشیم.کسی که میره دکتر، به قرص و دواهای تجویزی دکتر ایمان داره؛ به علم و تخصصش اعتماد داره؛ لذا طبق دستور دکتر عمل میکنه. ولی گاهی ما به اندازه همین دکتر هم به حکمت و علم خدا اعتماد نداریم و به دستورات خدا عمل نمی کنیم!
4- راضی به رضای خدا باشیم و در همه حال خدا رو شکر کنیم.بابت داشته ها و نداشته های خودمون شکرگزار خدا باشیم. خاطر جمع باشیم که اگه خدا چیزی به ما نداده، از روی ظلم و بی عدالتی نبوده، بلکه قطعا بر اساس حکمت بوده. به جای اینکه صبح تا شب به نداشته های خودمون و داشته های دیگران چشم بدوزیم و حسرت بخوریم و حسادت بکنیم و با خدا قهر کنیم و افسردگی بگیریم، با تمرکز بر توانایی های خودمون، به موفقیت و کمال برسیم. کمال هر کسی، آرزو کردن و رسیدن به داشته های دیگران نیست؛ بلکه تلاش کردن برای بالفعل کردن ظرفیت و توانایی های خودمونه. مورچه به جای اینکه آرزو کنه ای کاش مثل زنبور بال داشت و می تونست پرواز کنه، باید از همین دست و پاهای قدرتمندش برای شکوفایی و بالفعل کردن ظرفیت های خودش استفاده کنه.
بابک بختیاری؛ مالک برند آیس پک یه زمانی مسافرکشی میکرد و به گفته خودش، حتی زندان رفتن رو هم تجربه کرد. می تونست آرزو کنه که ای کاش مثل بیل گیتس پولدار بود، ای کاش مثل اینشتین باهوش بود. به جای آرزو کردن داشته های دیگران، بر داشته ها و توانمندی های خودش تمرکز کرد و در 29 سالگی آیس پک رو تاسیس کرد و به اون همه محبوبیت و ثروت رسید.
اجازه بدید کمی حاشیه برم:
پارسال یک دختر 20 ساله از شرکتهای متا مالک اینستاگرام و فیسبوک، و از گوگل که مالک یوتیوبه، شکایت کرد. وکیلش گفته بود این پلتفرم ها عمدا جوری طراحی شده اند که باعث معتاد شدن کودکان به این پلتفرم ها بشند.
اینکه ساز و کار این پلتفرم ها چطور طراحی شدند، از حوصله این این بحث خارجه، ولی چیزی که مختصرا میتونم بگم اینه که این پلتفرم ها خصوصا اینستاگرام، دقیقا ضد مطلبی که در بالا نوشتم رو داره تبلیغ میکنه و با بهره گیری از دو مکانیسم روانشناختی، باعث کسالت و افسردگی میشه:
من اون بالا نوشتم باید به داشته هامون تمرکز کنیم و با وقت گذاشتن روی اونها، به موفقیت برسیم. ولی اینستاگرام فضایی ایجاد کرده که با دیدن کلیپ های زندگی لاکچری دیگران، این ذهنیت رو ایجاد میکنه که شما بدبخت هستید و دیگران از شما بهترند و این به مرور باعث نارضایتی از زندگی و خدا و دنیا میشه و ممکنه به افسردگی و حتی خودکشی کشیده بشه.
مکانیسم اول که باعث افسردگی میشه:اینکه شما با دیدن کلیپ های متعدد اینستاگرامی، دائما باطن زندگی خودتون رو با ظاهر زندگی دیگران مقایسه میکنید. این شروع دومینوی خودتحقیری و سرکوب عزت نفسه.
مکانیسم دوم که باعث افسردگی میشه:کلیپ های اینستاگرام کوتاهه و قبل از اینکه به قسمت خودآگاه مغز (مسئول تفکر، تجزیه و تحلیل اطلاعات و غیره) فرصت تفکر و تجزیه و تحلیل محتوای کلیپ رو بده، کلیپ جذاب و کوتاه بعدی میاد جلوی چشمتون و شما یک برداشت سطحی و آنی و عاری از تفکر از محتوا به کمک قسمت ناخودآگاه مغزتون داشته اید. شرکتهای بزرگ تبلیغاتی بر اساس تحقیقات نوروساینس (علوم اعصاب) و دانستن عملکرد همین قسمت های مغز، تبلیغاتشون رو عمدا کوتاه تنظیم میکنند.
چیزی که گذرا و سریع باشه، قسمت خودآگاه مغز (جلوی مغز) رو نمی تونه به خوبی درگیر کنه. مثلا فکر کردن روی یک مسئله ریاضی و یافتن راه حل، نیازمند صرف وقت و انرژی هست که مرتبط با قسمت جلوی مغزه؛ در حالی که گوش دادن به یک آهنگ باحال و لذت بردن از اون، مرتبط با قسمت ناخودآگاه مغزه. شما موقع گوش دادن به آهنگ، معمولا تفکر و تجزیه و تحلیلی انجام نمیدید.
توی تبلیغات از این تکنیک استفاده میکنند تا نرخ جذب مشتری بالا بره. دو فروشگاه الف و ب رو در نظر بگیرید. فروشگاه الف، تمام در و دیوارهاش براتون نوستالژیه و خاطرات شیرین دوران کودکی رو براتون تداعی میکنه. فروشگاه ب یک فروشگاه معمولیه. احتمالا خرید از کدوم فروشگاه برای شما بیشتره؟ قطعا فروشگاه الف.
مفهوم Big Data یا کلان داده از همین جا اهمیت پیدا میکنه. تمام رفتارهای دیجیتالی شما (خرید مجازی، لایک کردن، انتشار پست، لمس فلان خبر و غیره) که در فضای مجازی انجام میدید، همگی به عنوان اطلاعات ارزشمندی ذخیره و جمع آوری میشه و هر پلتفرمی این اطلاعات رو داشته باشه، به قیمت های بالا به شرکت های تبلیغاتی میفروشه! شرکتهای تبلیغاتی بر اساس داده های اختصاصی هر فرد، تبلیغات منحصر به فردی رو برای طرف نمایش میدند و بر این اساس، هم هزینه های تبلیغاتی شون کاهش پیدا میکنه هم تبلیغاتشون کارامد میشه چون دقیقا میخوره به هدف!
سینمای هالیوود (بازوی رسانه ای دشمن ما یعنی آمریکا) با علم به این موضوعات روانشناختی، فیلم سینمایی ضداسلامی میسازه. مثلا صحنه ای از یک فیلم سینمایی، اینه که اذان داره از مسجد پخش میشه و به طور همزمان، صحنه قتل، تجاوز یا هر عمل غیراخلاقی دیگه به نمایش در میاد. مخاطب اون فیلم، این ذهنیت براش جا میفته که اذان (و هر آیین مرتبط با اسلام)، چندش آوره.
مدتها بعد از دیدن اون فیلم، ممکنه هر جایی صدای اذان پخش بشه به صورت ناخودآگاه احساس بدی بهش دست بده و از اون صدا و اون مکانی که صدا داره پخش میشه، فرار کنه بدون اینکه به خودش اجازه فکر کردن بده! این فرار کردن برخاسته از ضمیر ناخودآگاه است، نه ضمیر خودآگاه.
معمولا لیدرهای بازاریابی هم با تکیه بر همین مکانیسم های مغزی، شما رو به راحتی جذب میکنند. شما رو دعوت می کنند به یک جلسه انگیزشی و توی نیم ساعت، به اندازه یه کتاب قطور جملات انگیزشی و سرمست کننده میگند. تا بخوای روی جملات فکر کنی، جملات انگیزشی به صورت رگبار به سمت شما شلیک میشه. شما که حسابی کیف کردی از این همه جمله مثبت، چون فرصت تفکر به کمک قشر خودآگاه مغزت رو نداشتی، جلسه بعدی بازاریابی رو هم شرکت میکنی. اینقدر جلو میری که خودت دیگران رو تشویق میکنی به جذب!
پیام های بازرگانی جذاب ولی کوتاه هم همین کارکرد رو دارند. سریع شما رو جذب میکنند و بدون اینکه اجازه فکر کردن درمورد محصول مورد نظر رو به شما بدند، شما رو تشویق میکنند که فلان عدد رو به فلان سرشماره پیامک بدی و محصول رو درب منزل تحویل بگیری!
راز قالب کردن محصولات با ظاهری شیک و پر زرق و برق به مشتری به کمک بمباران تبلیغات، همینه. شما فقط باید تحت بمباران تبلیغاتی قرار بگیری؛ به طوری که فرصت فکر کردن درمورد موضوع رو نداشته باشی.
راز فریب شبکه های مجازی دشمن هم دانستن همین علوم اعصاب هستش. مثلا استراتژی شبکه صهیونیستی اینترنشنال اینه که هر روز ذهن مردم ایران رو با خبرهای دروغ، تحریف شده و ساختگی، بمباران کنند. وقتی ذهن بمباران شد و فرصت تفکر و بررسی صحت و سقم خبر ازش گرفته شد، ناخودآگاه اون خبر در ذهن جا میگیره.
البته شبکه روباه پیر یعنی BBC انگلیس، هوشمندانه تر از اینترنشنال عمل میکنه. لابلای اخبار متعدد تحریف شده، خبرهای واقعی هم می گنجونه. شما وقتی خبرهای واقعی رو می بینی، پیشفرض ذهنت میره به این سمت که برای بقیه اخبار هم نباید انرژی مصرف کنی و فکر کنی. مُهر صحت بر همه اخبار میزنی و به ذهنت می قبولانی که نیازی به بررسی و تفکر نیست! و از اون به بعد هر خبری از اون شبکه بشنوی، به صورت ناخودآگاه مهر تایید میزنی.
شاید یکی از دلایل اینکه امام علی علیه السلام می فرمایند موقع عصبانیت تصمیم نگیر، مرتبط با همین علوم اعصاب باشه. موقع عصبانیت، امکان تفکر و تجزیه و تحلیل اطلاعات به کمک قسمت خودآگاه مغز وجود نداره و اگر هم تصمیمی گرفته بشه، بعدها که عصبانیت فروکش کرد، بابت تصمیمی که گرفتیم احساس پشیمانی می کنیم.
خلاصه اینکه علوم اعصاب کاربردهای بسیار متنوعی در عصر حاضر داره: امور سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و غیره.
... بگذریم.
هلن کلر، یک نویسنده خانم بود که به دلیل بیماری در 18 ماهگی از نعمت بینایی و شنوایی محروم شد. به جای گلایه و ناراحتی و تمرکز روی نداشته ها، از داشته های خودش حداکثر استفاده رو کرد و به جایی رسید که امروزه از ایشون به عنوان یک اسطوره در حوزه ادبیات یاد میشه.
جالبه بدونید عبارتی که شما نوشتید، یک معادل قرآنی هم داره:
آیه 216 سوره بقره:... چه بسا چیزی را مکروه شمارید ولی در حقیقت، خیر و صلاح شما در آن بوده، و چه بسا چیزی را دوست دارید و در واقع شر و فساد شما در آن است، و خدا (به مصالح امور) داناست و شما نادانید.
ببخشید که اینقدر حاشیه نویسی کردم.
یکی از مهارتهای رودکی در سبک خراسانی کاربرد صور خیال، از جمله تشبیه و استعاره در اشعار است، تصاویری که رودکی در اشعاری به کار برده، برعکس شعرای دیگر سبک خراسانی، متحرک و جاندار است. تشبیهات رودکی مهمترین آرایههایی است که وی در اشعار خود به کار برده است. گفته میشود که او کور مادرزاد بوده است که بر همین موضوع محققان و ادیبان را شگفت زده کرده است.
رودکی را اولین شاعر بزرگ پارسی گوی و پدر شعر فارسی میدانند، به این دلیل است که تا پیش از وی کسی دیوان شعر نداشته است، ولی رودکی دارای دیوان شعر بوده. شاید در دوران پیش از اسلام شاعرانی بودند که به زبان پارسی شعر میسرودند، ولی از آنها اشعار و حتی دیوانی باقی نمانده است، زیرا در ایران پیش از اسلام اشعار مکتوب نمیشدند و جنبۀ شفاهی داشتند، در این مورد نه تنها اشعار، بلکه ادبیات هم بصورت شفاهی بود و اگر اشعاری هم مکتوب شده بودند، در طول زمان و جنگها نابود شدند.
از تمام آثار رودکی که گفته میشود بیش از یک میلیون و سیصد هزار بیت و نیز شش مثنوی بوده، فقط ابیاتی پراکنده به همراه چند قصیده، غزل و رباعی باقیمانده است و همچنین تعداد ابیات باقی مانده از رودکی در ۱۰۴۷ بیت گزارش میکند.
با عرض ارادت..
ساده .خلاصه.عامیانه اش این را میرسونه ، اگر این کنایه را به انسان ربط دهیم..
مفهومش این است که رفتار انسان به شکلی در زندگیش پیش بره که .غرور وخودخواهی پیدا کند .ضمن اینکه خداوند این انسان را به صورت نامحصوص زیرنظر دارد و از طریق ثروت او را امتحان میکند و اختیار و آزادی عمل میدهد..لذا اگر انسان در مسیر تکامل و راه درست قرار نگیرد.خداوند از طریق همان داده هایش مسیر سقوطش را فراهم میکند بطوری که انسان خود به دست خودش نابود میشود ..
سلام و درودی دیگر بر حسین جان عزیز و دوست داشتنی خودم، آفرین🙏🌹
سلام ایمان عزیز، چون سلام اسم خداست، به به چه حرف خوبی، چقدر خوبه که در آبادیس انتقادپذیر بودن رو سرلوحه کارمون قرار بدیم و مانع پیشرفت خودمون نباشیم. از جایی که در بین کارهام اغلب چکشی میام اینجا و سرکی میکشم و باز میرم دنبال امور جاری، با اینکه پیام شما رو با دقت و کامل خواندم و لذت بردم، ولی حتماً بازم باید دو سه بار دیگه بخونم تا به هضم رابع برسد. این چند خط را موقتاً مینویسم تا به شما بگویم سپاس و تشکر🙏 از اینکه دانسته های خود را به اشتراک میگذارید و اینجا یادگار میماند، و بعداً هم دوستان بهره میبرند، چون یکی از دغدغه های منم همین است، که چرا هالیوود و سازندگان بازیها و حتی فروشندگان تنقلات و پوشاک تا برسد به دخانیات دنیا، از اصولی ترین قوانین علمی و روانشناسی و غیره استفاده میکنند، ولی ما هیچگاه کار مفیدی نکردیم؟ هم فرهنگی و هم عقیدتی. داخل تلوزیون و رادیو هم باز آخوند راحت مینشیند و دقیقاً مثل ۱۴۰۰ سال قبل روضه خوانی میکند؟ شبکه قم هم ماشاالله، اینقدر پخش میکند که وقتی تلوزیون را خاموش میکنم، تا یکساعت بعدش هم هنوز تصویر آخوند جا مانده، ولی اثرش کو؟ نباید خودمان را گول بزنیم، چون واقعاً دنیا عوض شده ولی ما هنوز یاد نگرفته ایم که با هنر و علم روز دنیا، خودمان را آپدیت (به روز) کنیم و برای پاسداشت فرهنگ و مذهب و ارزشهای ملی خودمون تلاش کنیم. متأسفانه اغلب مردم جامعه منتظر نشستند که یکی بیاد درستش کند، ولی نه، باید آستین بالا بزنیم و از خودمون شروع کنیم، باید بخواهیم و فرهنگ مطالبه گری را زنده کنیم، چون همیشه بین عرضه و تقاضا رابطه قوی هست. چرا ریشه مواد مخدر در کشور خشک نمیشود؟ چون تقاضا هست، پس عرضه یواشکی هم که باشد کارش را میکند، این همه عرضه کنندگان را اعدام کردند، ولی هنوز تقاضا هست، پس عرضه کنندگان جدید بوجود آمدند، باید این را جایگزین کنیم، که تقاضای پیشرفت در عرصه فرهنگی و آگاهی افکار صورت بگیره، تا مردم از نظر فرهنگ و ادب به رشد و آگاهی برسند، و تا زمانی که فرهنگ کتابخوانی در جامعه رشد نکند، همچنان این ملت بازیچه و ملعبه استعمارگران هستند. حالا صحبت از مورچه بود، و اینکه قبلاً برام پرسشی شده بود که چرا خدا به بعضی مورچه ها بال میدهد و اینها دربدر هستند و بعد از پرواز دیگه هرگز لانه خود را پیدا نمیکنند، که ریشه این ضرب المثل را که در کتاب پوریزدی هست را در حدیثی از امام کاظم (علیه السلام) پیدا کردم که: إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِالذَّرَّةِ شَرّاً أَنْبَتَ لَهَا جَنَاحَيْنِ فَطَارَتْ فَأَكَلَهَا الطَّيْرُ؛ اگر خداوند بخواهد بلایی بر سر مورچه ای بیاورد به او دو بال میدهد تا پرواز کنند و طعمه پرندگان شوند/ تُحَفُ العُقُول. حالا یکی به پول و پله فراوان میرسد و همه به چشم قارون زمانه بهش نگاه میکنند و به زندگی او حسرت میخورند، غافل از اینکه نباید باطن زندگی خودمان را با ظاهر زندگی او مقایسه کنیم، چون از آلام روحی و درونی او خبر نداریم، ضمن اینکه شاید این همان مورچه است که خدا بهش بال داده تا دربدرش کند، و مصداق همان آیه باشد که شما اشاره فرمودید (وَعَسَىٰ أَن تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَىٰ أَن تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ: ﻭ ﺑﺴﺎ ﭼﻴﺰی ﺭﺍ ﺧﻮﺵ ﻧﺪﺍﺭﻳﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺑﺮﺍی ﺷﻤﺎ ﺧﻴﺮ ﺍﺳﺖ ، ﻭﺑﺴﺎ ﭼﻴﺰی ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺑﺮﺍی ﺷﻤﺎ ﺑﺪ ﺍﺳﺖ) حالا بیشتر نمینویسم، چون میدانم دوستان خوبم حسین جان و محمد عزیز موقع مطالعه این پست خسته میشوند، از شما تشکر میکنم چون پیام شما حاوی مطالب مفیدی هست که خواندنش برای عموم خالی از لطف نیست، و خودم هم باید مجدداً بخوانمش. سپاس فراوان از شما، گل برای گل 🌺🌺🌺🌺🌺🌺
تا حالا نشنیده بودم.
فکر کنم منظور اینه که چیزی که فکر میکنی یه نعمت بزرگه میتونه عذاب بزرگی باشه
درود بر کیارش عزیزم، دارم کم کم به این نتیجه گیری میرسم که خدا گاهی، بجای زدن و عذاب بنده، قدرت یا ثروتی بهش میده تا با دست خودش مجازات یا نابود بشه، چون توی کتابها توانستم حدیثی دقیقاً با همین واژگان از امام کاظم علیه السلام پیدا کنم، خدایی که خالق عقل ماست، بعید نیست چنین تکنیک های پیشرفته ای داشته باشه🤔🙏🌹
و البته منبع من کتاب ضرب المثل های فارسی از نویسنده رحمت پوریزدی هست🌹🙏
با سلام
بنظر بنده یعنی چیزی را به کسی دادن که لیاقتش را ندارد
گاهی از خدا چیزی میخواهیم که بهر دلیل لیاقت یا ظرفیتش را نداریم یا در ظاهر به سود و در باطن به ضرر ماست
منتظر پاسخهای زیبای دوستان هستم
درود بر دوست خوبم حمیدرضای عزیز و سپاسمند از حضور سبزتون🙏🌹
با عرض سلام و درود خدمت شما
این ضربالمثل یک مفهوم کنایهای و هشداردهنده دارد.
معنای کلی:
گاهی وقتی کسی ناگهان قدرت، امکانات، ثروت یا موقعیتی به دست میآورد، دچار غرور، بلندپروازی یا تصمیمهای خطرناک میشود و همین باعث سقوط یا نابودیاش میشود.
«بال دادن به مورچه» در طبیعت معمولاً مقدمهٔ نابودی بعضی مورچههاست؛ چون از محیط امن خود خارج میشوند و در معرض خطر قرار میگیرند. از همین تصویر برای بیان یک مفهوم انسانی استفاده شده است.
پیام اصلی ضربالمثل:
- هر توانایی یا موفقیتی الزاماً به نفع انسان نیست.
- قدرت بدون عقل میتواند دردسرساز شود.
- بعضی آدمها وقتی امکانات پیدا میکنند، حد خود را فراموش میکنند.
- غرور و زیادهخواهی ممکن است باعث سقوط شود.
مثال روزمره:
- کسی پولدار میشود و ناگهان رفتار متکبرانه پیدا میکند، ریسکهای عجیب میکند و آخر همهچیز را از دست میدهد.
در این موقع ممکن است بگویند:
«خدا وقتی بخواهد مورچه را آواره کند، بهش بال میدهد.»
معادل مفهومی در انگلیسی:
کاملاً معادل مستقیم ندارد، ولی نزدیکترین ایدهها:
- Pride comes before a fall.
= غرور قبل از سقوط میآید.
یا:
- Give someone enough rope and they’ll hang themselves.
= اگر به بعضی آدمها آزادی یا اختیار زیاد بدهی، خودشان باعث نابودی خودشان میشوند.
با تشکر از حسن توجه شما🌷
درود بر شما امیرحسین عزیزم، آفرین🙏🌹 کتابها را زیرورو کردم و حدیثی پیدا کردم که دقیقاً همین جمله است، چون برایم عجیب بود به اشتراک گذاشتن تا از نظرات خوب شما استفاده کنم، سپاسمند🪶🌹
این ضربالمثل که در فرهنگ ایرانی و برخی فرهنگهای دیگر ریشه دارد، نگاه تلخ و عبرتآمیزی به تغییرات ناگهانی تقدیر دارد. معنی دقیق آن در دو لایه است:
۱. معنای ظاهری (آسیبزننده):
خدا ظاهراً به مورچه بال میدهد تا آزاد و قدرتمند شود، اما در واقع این بالها او را از خانه و کاشانهاش (لانه روی زمین) آواره و سرگردان میکند، چون دیگر نمیتواند روی زمین راه برود و به زندگی عادی خود ادامه دهد.
۲. معنای باطنی (مهم):
هر نعمت یا توانایی جدیدی که در شرایط نامناسب یا بدون آمادگی به کسی برسد، در واقع نقمت و آفت اوست.
· مثل پولی که به فرد بیتجربه برسد و او را از مسیر عادی خارج کند.
· مثل ترفیع شغلی که باعث شود کسی از اطرافیان واقعی خود جدا شود و در جایگاه جدید تنها بماند.
مفهوم کلی:
«هر چه به نظر میرسد پیشرفت است، الزاماً خوشبختی نمیآورد. گاهی داشتههای جدید، ما را از ریشه و آرامش خود دور میکنند.»
معادل فارسی نزدیک:
«به کسی که نعمت بیجا دهند، اجل او را رسد.» یا «بخت برگشته را خدا بال هم بدهد، میافتد توی آتش.»
درود بر امیر جان عزیزم، آفرین🙏🌹 حدیثی دقیقاً شبیه این ضرب المثل هست، آن حدیث را شنیده اید؟
سلام🙏🌺سپاسگذارم، چون پاسخم طولانی میشود، در همین بخش پست میگذارم🙏🌺🌹🪻🌷🌻🌹