پرسش خود را بپرسید

مخاطب این ضرب المثل چه کسی است؟

تاریخ
٤ ماه پیش
بازدید
١٨١

مخاطب این ضرب المثل چه کسی است؟
شِکم درویشان تغار خداست.

٢٢٤,٦٥٦
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٦١
برنزی
٧,٥٩١
عکس پرسش

١٠ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

معرفی ۱۱ بت در مکاتب دنیای سراسر حیرت غرب.
۱. افلاطون (Plato): پدرِ نخبه‌گراییِ ضدِ مردمی افلاطون در جمهور، ایده‌ی شاه-فیلسوف را مطرح کرد که در واقع توجیهی برایِ دیکتاتوریِ روشنفکری بود. او معتقد بود توده‌ی مردم ناتوان از درکِ حقیقت هستند و باید توسطِ طبقه‌ی حاکم کنترل شوند. این نگاه، ریشه‌ی تمامِ استبدادهایِ مدرن است.
۲. ارسطو (Aristotle): تئوریسینِ بردگی و تبعیض ارسطو در سیاست، بردگی را طبیعی دانست و زنان را ناقصِ عقل توصیف کرد. فلسفه‌ی او، مانیفستِ توجیهِ سلسله‌مراتبِ ظالمانه بود.
۳. رنه دکارت (René Descartes): مهندسِ گسست از طبیعت دکارت با دوگانگیِ ذهن و بدن، طبیعت را به یک ماشینِ بی‌روح تبدیل کرد و راه را برایِ غارتِ بی‌رحمانه‌ی زمین هموار ساخت. او انسان را ناظرِ جدا افتاده دانست، نه بخشی از هستی.
۴. جان لاک (John Locke): پدرِ لیبرالیسمِ استثمارگر لاک با تأکید بر مالکیتِ خصوصی، حقِ ثروتمندان برایِ انباشتِ ثروت را مقدس شمرد و زمینه‌ی استعمارِ سرزمین‌های دیگر را فراهم کرد. فلسفه‌ی او، مانیفستِ سرمایه‌داریِ وحشی است.
۵. ایمانوئل کانت (Immanuel Kant): اخلاقِ سردِ وظیفه‌گرا کانت اخلاق را به قوانینِ خشکِ عقلی تقلیل داد و احساساتِ انسانی را نادیده گرفت. فلسفه‌ی او، انسان را به رباتِ وظیفه‌شناس تبدیل کرد.
۶. جرمی بنتام (Jeremy Bentham): حسابگرِ لذت و درد بنتام با فایده‌گرایی، انسان را به ماشینِ محاسبه‌ی لذت تقلیل داد و عدالت را قربانیِ بیشترین خوشبختی برای بیشترین افراد کرد که توجیهی برایِ سرکوبِ اقلیت‌ها بود.
۷. کارل مارکس (Karl Marx): جبرگرایِ تاریخی مارکس اگرچه منتقدِ سرمایه‌داری بود، اما با نظریه‌ی جبرِ تاریخی، اراده‌ی فردی و مسئولیتِ اخلاقی را نادیده گرفت و انسان را بازیچه‌ی نیروهایِ اقتصادی دانست.
۸. فریدریش نیچه (Friedrich Nietzsche): فیلسوفِ قدرت و تحقیرِ ضعیفان نیچه با ستایشِ اراده‌ی معطوف به قدرت، ترحم را ضعف و قوی‌ترها را برتر دانست. فلسفه‌ی او، توجیهِ نازیسم و فاشیسم شد.
۹. میکلو ماکیاولی (Niccolò Machiavelli): معلمِ حیله و نیرنگ ماکیاولی در شهریار، سیاست را از اخلاق جدا کرد و فریب و خشونت را ابزارِ مشروعِ حکومت دانست. او فیلسوفِ قدرتِ عریان بود، نه حقیقت.
۱۰. میلتون فریدمن (Milton Friedman): مبلغِ طمعِ سازمان‌یافته فریدمن با شعارِ مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها افزایش سود است، هرگونه تعهدِ اخلاقی نسبت به جامعه و محیط زیست را رد کرد. او فیلسوفِ بازارِ آزادِ بی‌رحم بود.
فلسفه‌ی غرب چیزی برای عرضه ندارد. فلسفه‌ی غرب، از یونان باستان تا سیلیکون ولی، همواره در خدمتِ قدرت بوده است، نه حقیقت. آن‌ها با دریوزگیِ فکری، مفاهیمی مانندِ آزادی را به حقِ مصرف، عدالت را به قانونِ زور و خرد را به هوشِ ابزاری تقلیل داده‌اند. آن‌ها هیچ پاسخی برایِ بحرانِ معنا، تنهاییِ مدرن و ویرانیِ محیط زیست ندارند، زیرا ریشه‌ی این مشکلات در همان تفکراتِ غربی است.
۱۱. در مقابل، دستگاهِ شیطانی و فلسفیِ اُرُدیسم، با رسیدن به بن بست، و با ارائه‌ی سه عشق بنیادین دروغین (هستی، انسانیت، آزادی) راهِ نجاتِ دروغین بشریت را مزورانه ترسیم کرده است. اُرُدیسم به دنبالِ فریب بشریت، به بهانه شکوفاییِ جمعی است. زمانِ آن رسیده است که جهان از این ۱۱ بت پوسیده‌ی غرب روی برگرداند و به سویِ توحید بازگردد.

٢٢٤,٦٥٦
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٦١
برنزی
٧,٥٩١
تاریخ
١ روز پیش

دور که میشوی، گریزان که میشوی، یادش که نمیکنی،
دیگر چشمانش، برق نمیزند،
ملائکه‌اش را در پی‌اَت میفرستد:
رد فلان بنده‌ام را بگیرید، دلم برای صدایش تنگ شده،
و تو آنقدر سرگرمِ خویش و دلبرهای دروغین دنیایی که نه صدای پای ملائک را میشنوی،
و نه نشانه‌های گاه و بیگاهشان را می‌بینی.🙏🌺

٢٢٤,٦٥٦
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٦١
برنزی
٧,٥٩١
تاریخ
٤ هفته پیش

چشم آلوده کجا، دیدن یار کجا؟
دل سرگشته کجا وصف رخ یار کجا؟
قصه عشق من و زلف تو دیدن دارد؟
نرگس مست کجا همدمی خار کجا؟
سلام‌ مولا‌ جانم امام زمان جانم به قربانتان، عجل علی ظهورک.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

٢٢٤,٦٥٦
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٦١
برنزی
٧,٥٩١
تاریخ
١ ماه پیش

نظامی گنجوی  از شاعرانی است که در تغییر سبک موثر بوده است. نظامی با آوردن استعارات رنگین و تشبیهات خیالی باعث نوآوری بزرگی در سبک بینابین قرن ششم هجری شده است. نظامی با احساس و عاطفۀ واقعی یک شاعر با زندگی و هستی برخورد میکند؛ عشق در آثار نظامی، هم عشق لطیف و عاطفی و هم عشق زمینی از جایگاهی ویژه برخوردار است؛ با این همه، در همین تغزلیات و شرح ماجراهای عاشقانۀ او پایبندی به اخلاقیات و اعتدال در تجارب بشری و رعایت حدود و پرهیزگاری و اعتقاد ژرف او آشکار است. او خود نیز نمونۀ عالی پاکی اخلاق بوده است. در تمام دیوان وی یک لفظ رکیک و یک سخن زشت و بیهوده پیدا نمیشود و یک بیت هجو از اول تا آخر زندگی بر زبانش جاری نشده است که نشان از پاکی دل و مهربانی قلب اوست. 

٢٢٤,٦٥٦
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٦١
برنزی
٧,٥٩١
تاریخ
٤ ماه پیش

جلال آل احمد در سال ۱۳۲۳ به حزب توده ايران پيوست و عملاً از تفكرات مذهبی دست شست. دوران پر حرارت بلوغ كه شك و ترديد لازمه آن دوره از زندگی بود، اوج گيری حركت‌های چپ گرايانه حزب توده ايران و توجه جوانان پرشور آن زمان به شعارهای تند وانقلابی آن حزب و درگيری جنگ جهانی دوم عواملی بودند كه باعث تغيير مسير فكری آن احد شدند. همه اين عوامل دست به دست هم داد تا جوانكی با انگشتری عقيق با دست و سر تراشيده، تبديل شد به جوانی مرتب و منظم با يك كراوات و يكدست لباس نيمدار آمريكايی شود. جلال آل احمد در سال ۱۳۲۶ به استخدام آموزش و پرورش درآمد. در همان سال، به رهبری خليل ملكی و ۱۰ تن ديگر از حزب توده جدا شد. آنها از رهبری حزب و مشی آن انتقاد ميكردند و نميتوانستند بپذيرند كه يك حزب ايرانی، آلت دست كشور بيگانه باشد. در اين سال با همراهی گروهی از همفكرانش طرح استعفای دسته جمعی خود را نوشتند. جلال آل احمد با نثر عصيانگر خویش اينگونه ميگويد: روزگاری بود و حزب توده ای بود و حرف و سخنی داشت و انقلابی مينمود و ضد استعمار حرف ميزد و مدافع كارگران و دهقانان بود و چه دعويهای ديگر و چه شوری كه انگيخته بود و ما جوان بوديم و عضو آن حزب بوديم و نميدانستيم سر نخ دست كيست؟ و جوانيمان را فرسوديم و تجربه آموختيم. برای خود من اما روزی شروع شد كه مأمور انتظامات يكی از تظاهرات حزبی بوديم (سال ۲۳ يا ۲۴؟) از درب حزب خيابان فردوسی تا چهارراه مخبرالدوله با بازوبند انتظامات چه فخرها كه به خلق نفروختم، اما اول شاه آباد چشمم افتاد به كاميون‌های روسی پر از سرباز كه ناظر و حامی تظاهرات ما كنار خيابان صف كشيده بودند كه يك مرتبه جا خوردم و چنان خجالت كشيدم كه تپيدم توی كوچه سيد هاشم و..... / عصیانگر، نوشته جلال آل احمد.

٢٢٤,٦٥٦
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٦١
برنزی
٧,٥٩١
تاریخ
٤ ماه پیش

شاخه‌ای از آریایی ها برای اولین بار وارد فلات ایران شدند در خیلی قبل از سال ۱۶۵۰ پیش از میلاد، که وارد بخش شمال خاور فلات ایران شدند و نشانه های حضور آنان پس از سال این سالها در پیش از میلاد و در آثار باستانی بجا مانده مشهود است که در جنوب آسیای صغیر وجود داشته اند و طبق احتمالات، پیش از این حرکت، ابتدا گروهی از جنگاوران با اسب ها و احیاناً ارابه های جنگی بسیار ساده و ابتدایی از شمال دریای خزر و قفقاز گذشته و در کوههای زاگرس ساکن شدند و گروه دیگر از آنان از جیحون گذشته و به فلات ایران روی آوردند که این شاخه از آریاییها به شاخه اصلی یا هند و ژرمنی معروفند، البته پیش از ورود آریایی ها به داخل فلات ایران اقوامی از حوریان و کادوسیان و غیره در داخل فلات ایران میزیستند که با ورود آریایی ها صاحب تمدن درخشان در کنار آریایی ها شدند. لازم به ذکر است که ورود آریایی ها به ایران در یک نوبت نبوده و همه آریاییها همزمان بر این ناحیه وارد نشدند، آریایی ها از دو ناحیه مشرق و مغرب ایران وارد این سرزمین شدند که ابتدا شاید، گروهی از جنگجویان و بعدها مردمان و اقوام کوچ نشین آریایی وارد این سرزمین شدند.

٢٢٤,٦٥٦
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٦١
برنزی
٧,٥٩١
تاریخ
٤ ماه پیش

آغازِ سخن به [بهتر] که کند عارف دانا 
بر نام خداوند تبارک وتعالی 
سر دفتر دیوان کُتُب خانه ی دانش 
حمد است وستایش صفت حضرت اعلی/ از آذری اسفراینی.

٢٢٤,٦٥٦
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٦١
برنزی
٧,٥٩١
تاریخ
٤ ماه پیش

در ضرب‌المثل «شکم درویشان تغار خداست»، مخاطب اصلی افراد توانگر، خیرخواه و کسانی هستند که توان کمک به نیازمندان را دارند.

منظور ضرب‌المثل این است که اطعام و کمک به فقیران و درویشان کاری پسندیده و مورد رضایت خداوند است؛ گویی هرچه در «تغار» (ظرف بزرگ) آنان ریخته شود، در راه خدا خرج شده است.

بنابراین، این ضرب‌المثل برای تشویق مردم به بخشش، انفاق و کمک به نیازمندان به کار می‌رود.

٢٥,٨٨٣
طلایی
٧
نقره‌ای
٢,٣٥٧
برنزی
١٦٠
تاریخ
٤ ماه پیش

اشاره به فقرا  و مخاطب متمولین بخیل و خسیس که فقرا  را اطعام  نمی کنند.

که همانا اطعام فقرا ، کاسه صدقه در   راه خداست.

تاریخ
٤ ماه پیش

درود بر شما

خطاب به انسانهای خیر است تا  از درویشان دستگیری نمایند

٨٦,٧٩٧
طلایی
٥٦
نقره‌ای
١,٢٧٣
برنزی
٢,٩٤٥
تاریخ
٤ ماه پیش

درود بر شما باد🌺🙏
خیر پاسخ صحیح نیست

١

پاسخ شما