پرسش خود را بپرسید

خضری چو کلک سعدی همه روز در سیاحت نه عجب گر آب حیوان به در آید از سیاهی

تاریخ
٣ هفته پیش
بازدید
٦٩

تفسیر بیت چیست؟

٢,٣٤٨
طلایی
٠
نقره‌ای
٠
برنزی
١٩

١ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

این بیت از سعدی به داستان مشهور خضر و آبِ حیات اشاره دارد:

خضری چو کلک سعدی همه روز در سیاحت
نه عجب گر آب حیوان به در آید از سیاهی

معنی واژگان

  • خضر: پیامبر یا مرد قدیسی که بنا بر روایت‌ها آب حیات را یافته و جاودانه شده است.
  • کلک: قلمِ نی.
  • سیاحت: گردش و سفر.
  • آب حیوان (آب حیات): آبِ جاودانگی.
  • سیاهی: در اینجا هم «تاریکی» را تداعی می‌کند و هم به طور هنرمندانه به سیاهیِ مرکب اشاره دارد.

معنی ظاهری بیت

سعدی می‌گوید:

«قلم من مانند خضر، پیوسته در سفر و حرکت است؛ بنابراین عجیب نیست اگر از این سیاهی (مرکب قلم) آب حیات بیرون آید.»

تفسیر ادبی و عرفانی

در افسانه‌ها، خضر در ظلمات (تاریکی‌ها) به آب حیات رسید. سعدی این داستان را به قلم خود پیوند می‌زند:

  • خضر ← جویندهٔ آب حیات
  • قلم سعدی ← جوینده و سیاحت‌کننده در عالم معنا
  • ظلمات ← در داستان خضر، تاریکی‌ها
  • سیاهی مرکب ← در شعر سعدی، معادل هنرمندانهٔ همان ظلمات

پس سعدی می‌گوید: همان‌گونه که خضر از دل تاریکی به آب حیات رسید، قلم من نیز از دل مرکب سیاه سخنانی می‌آفریند که مایهٔ جاودانگی و حیات معنوی است.

صنایع ادبی

زیبایی اصلی بیت در ایهام و تناسب است:

  • «سیاهی» هم به مرکب قلم اشاره دارد و هم به ظلماتِ داستان خضر.
  • «آب حیوان» هم آب جاودانگی است و هم کنایه از سخن زنده و ماندگار.

خلاصهٔ معنا

سعدی با نوعی خودستایی هنرمندانه می‌گوید:

قلم من آن‌چنان پرمایه و اثرگذار است که از مرکب سیاهش سخنانی زاده می‌شود که به انسان زندگی و جاودانگی معنوی می‌بخشد؛ همان‌گونه که خضر از دل تاریکی‌ها به آب حیات رسید.
٢٢,٤٥٢
طلایی
٧
نقره‌ای
٢,٣٣٩
برنزی
١٣٤
تاریخ
٢ هفته پیش

پاسخ شما