فهرست پیشنهادهای ١٤٠١/٠٤/٢٠ ( ٥٢٣ )

پاشا dimension عشق comfort food کتابخانه شرابخوار شراب خواره هفتاد و دو ملت شرم اور خفت بار ننگ اور موجب رسوایی مفتضح مایه شرمساری ignominious بی سبب بی دلیل بی جهت challenge کشورگشایی intolerant trial behind necessity criterion با نقض وابسته تابع خردل خون جگر اشک هیم می انگوری شراب انگوری شراب انگور grab and go راه رسیدن به چیزی یک منزل دادن اسکان ریشه کن کردن صوفی غنچه گل ریواس بیش از more than جامها جام پیاله ها پیاله لب ریز کردن قرص افتاب shard پیاله ٔ شراب شرب مدام جام کاری کردن جام کاری میخانه پر کردن لیوان شراب دادن خورشید افتاب طول عمر وفات یافتن وفات کردن مردن درگذشتن die هاریا خلایق خلائق take care of it مردمان توده ها ادعا داشتن ادعا کردن looking for مردود رد شده باز زنده شدن دوباره زنده شدن ابدی immortal فنا ناپذیر جاویدان جاودانه جاودان uncover گمرک خانه گمرک culture medium حرف از دستی به دست دیگر رفتن نگار معشوق شاهد خوش صدا خوش اواز خوش اقبال off duty folk wisdom enviromentally friendly stand up bandy about چخمخ flint stone کاوک سیل هنگ demarcated not surprisingly incarnated retractor نوراشکا tight race terrible unsettling inaugural nafta would you mind reconnaissance communicate fasting مردن شراب خون جگر اشک language booster خایه مال متملق خوش سلیقه چاپلوس مودب بسیار گریه کردن نسیم cross silo undone اسم نوراشکا مصنف fall over psychic anxiously on the surface ککش نمی گزد public benefit لطف داری زن میانسال مفتضح غیر طبیعی کوه شکاف رسوای رسوا جای شلوغ و پرسروصدا justified hive مدیر کارخانه مدیر شرکت رئیس شرکت بی نظیر emergence emerge اعلام نای روئین شوخی کردن بی شرمی کردن کوره راه کوچه راه راه باریک و گربه رو راه باریک فراموش کردن فرق شکن دوباره لیسیدن نابینایی نابینائی نابینا لکنت زبان لکنت حاضر جوابی راه حل برملا کردن افشاء کردن افشاء فاش کردن سر فاش کردن فاش سازی خارج کردن خارج شدن برملاسازی thump thoroughly بیرون کشیدن بیرون رفتن بیرون بردن fellow convince concern bury bartend burglar bartender barmaid اسمان dwindling سوق دادن single parent family زمین اب دریا دیوانگی خلی تریاکی بودن necessary لازم ضروری واجب بایسته corporation new lease of life sans culottes straightening up off the cuff رئیس باغبانان شیرین زبانی کردن بستن پادشاه ایران نیکو صورت متراکم گردیدن متراکم گشتن متراکم شدن صلح دوست صلح جو یا صلح دوست صلح جو ی صلح جو پهناور موثر بودن صلح طلب اثر داشتن بر اثر داشتن بدون اجبار بی اجبار به میل خود با خواست کامل خود با خواست خود به خواست خود احترام کنندگی فاعلیت به فعل اوردن بفعل اوردن انجام دادن فصیح شیرین زبانی شیرین زبان weave together هراسان خردمند ادیب عالم دانشمند peak نصف نصف خاموش half and half مجنون ساکت دیوانه بی صدا thou بکارت گرفتن ازاله بکارت کردن از ازاله بکارت کردن ازاله بکارت بکارت دختری را برداشتن deflower دانا خطاکاری جرم نادرستی فریبندگی اشتباه کردن اشتباه حاشا خوش هیکل خوش هیئت خوش اندام هوشیار هشیار عاقل با بصیرت nft کم خرد مناسب بودن مطلوب واقع شدن مطلوب شدن مطلوب بودن bookmaker dohad fire breathing میزان اعمال صحرای محشر مسکر سکراور تظاهر به مستی کردن تعجب کردن گیج رفتن رنجیدن دلتنگ شدن ازرده شدن گیج شدن سر بریدن سر از تن جدا کردن beheading گردن زدن قطع سر behead دور کردن رفع کردن دوباره شروع کردن از سر بیرون کردن مجددا شروع کردن از نو شروع کردن دیگربار دوباره بار دیگر مجددا باز هم از نو research onion معالجه کردن درمان کردن مداوا کردن چرت چرت زدن positivist رنگ پریدن رنگ باختن عابد پیر میکده پیر میخانه زاهد خمر مدام شرب مدام کشوردار فرمانروا زیاده روی در میخواری intemperance می فروش شراب فروش لذت بردن میکده میخانه شراب خانه electronic devices handful sans culottes contradictory monkey's uncle pet peeve raft gauge inert egg flip intuit look alike code named end to end latency lossy networks pharmacology low power thwarted grade criteria rationalist crud brown as a berry crud crud کیارایدون not no educated guess ناراحت کردن اذیت کردن arranged organized organised مساوی شدن در مسابقه مساوی شدن peril مد نظر قرار دادن لحاظ کردن لحاظ شدن در نظر گرفتن تا جایی که می دونم safe میل علاقه تمایل شوق اشتیاق کنار بیا بسوز و بساز سامان بخشیدن سروسامان دادن به سامان کردن قاعده عدم منفعت شرکتها مدیران عامل retirant در مجموع از هر نظر in every way زاییدن دلاور پرجرئت قوی دل پر جرات پر جرائ ت متوهم عناصر اربعه any other مصدع شدن سد راه کسی شدن مصدع کسی شدن از همان اول از همان اغاز از اول from the first moment from the first از ابتدا شرکت با مسولیت محدود put up خیلی کم بسیار کم very little sagely بصیر با بصیرت مردم دنیا اهل جهان مردم جهان نجیب حضرت محمد صلی الله علیه و اله حضرت محمد هم نسب هم اصل هم نژاد ترصیع اصیل اشک سخنان گفته ها گفتارها سروسامان دادن اقوال منظم کردن سامان دادن سامان بخشیدن get chills قوی پنجه خسیس نگریستن با دقت نگریستن scrutinize scrutinise بدقت نگریستن peer خط مقدم صندوق جواهر دهن معشوق دهان معشوق صندوقچه جواهرات صندوقچه جواهر مرصع جواهرنشان canny افتاب عالمتاب hold accountable owlery سوخت وساز کیش و مات کیش شطرنج سازوکار بهائیت tongue مانستن شبیه بودن شباهت داشتن بدجوری very just so you know drift off eunuch don't coddle me capon اخته i can't be bothered اخته کردن حیوانات اخته کردن ouch be for one's own good پادزهر rotorcraft blasphemy autogyro tiltrotor اینرسی convertiplane ام ای سیکس ضد انقلاب اپوزیسیون جیش العدل vasectomy line of reasoning پدافند غیرعامل عمومیت دکترین نظامی تاکتیک نظامی رنسانس deconstruction غرب زدگی راهبرد نظامی تهاجم لشکرکشی naval offensive افند نیروگاه هسته ای پدافند هوایی