🔸 نکته:
تفاوت این واژه با Ruin، Spoil، و Despoil:
Ruin ( خراب کردن ) به نابودی کامل یک چیز اشاره دارد و عمومی ترین واژه است.
Spoil ( از بین بردن / فاسد کردن ) به کاهش کیفیت یا لذت چیزی گفته می شود.
... [مشاهده متن کامل]
Despoil ( غارت کردن / چپاول کردن ) به گرفتن چیزی با زور اشاره دارد و بار تاریخی و نظامی دارد.
Deflower اما خاص ترین و کهن ترین واژه است که بیشتر در متون ادبی، مذهبی، و تاریخی برای اشاره به از بین بردن بکارت ( در معنای تحت اللفظی ) یا از بین بردن طراوت ( در معنای مجازی ) به کار می رود و در مکالمات روزمره مدرن، استفاده از آن نامناسب و غیررایج است.
نکته ی کاربردی:
امروزه در انگلیسی معاصر، به جای deflower از عباراتی مانند take someone’s virginity ( برای معنای اول ) یا spoil و ruin ( برای معنای دوم ) استفاده می شود.
🔸 معادل فارسی:
• ( به معنای کهن و ادبی ) از بین بردن بکارت / باکره زدایی
• ( در کاربرد مجازی ) محروم کردن از طراوت و پاکی
• ( در گیاه شناسی ) چیدن گل ها یا از بین بردن شکوفه ها
داشتن رابطه جنسی با دختری که قبلاً رابطه جنسی ( دختر باکره ) نداشته است
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
In many old texts, the word deflower was used in a legal or religious context.
در بسیاری از متون کهن، واژه ی deflower در زمینه ی حقوقی یا مذهبی به کار می رفته است.
The development project deflowered the natural landscape.
پروژه ی عمرانی، چشم انداز طبیعی را از طراوت انداخت.
She felt as if the war had deflowered her youth.
او احساس می کرد که جنگ، جوانی اش را از زیبایی انداخته است.
The gardener deflowered the bushes while trimming them.
باغبان هنگام هرس کردن بوته ها، گل های آنها را چید.
to deflower someone: دوشیزه بری یک نفر
دوشیزه بری: از بین بردن دوشیزگی یک نفر
امیدوارم اصطلاح بهتری و زیباتری از بنیان زبان پارسی در کنار یکدیگر برای این واژه انگلیسی بسازیم.
در یک فیلم دیدم که دختری به همسر آینده اش می گفت:� Don't you want to be together. . . with me? And even deflower me. You know that I care about you more than anything; Cause you are my hero! You're Just mine! �
... [مشاهده متن کامل]
چون که پسره ایده های کمی عجیبی در ذهن داشت و در اثر اوضاع و اهالی روستای سامورایی باستانی ناراحت و اندوهگین شده بود، و درباره او بدی می گفتند و اظهار نظر می کردند که دختره با اون بدبخت میشه. از این رو پسره می خواست از اونجا بره ولی دختره فهمید و جلوش رو گرفت.
pluck a rose, to deflower
1. باکرگی دختری را گرفتن / پرده دختری را زدن
2. گل چیدن/ گل کندن
گوهر سفتن . [ گ َ / گُو هََ س ُ ت َ ] ( مص مرکب ) سوراخ کردن گوهر. ( بهار عجم ) ( آنندراج ) . دُر سفتن . || کنایه از انشای سخن کردن . ( برهان قاطع ) ( بهار عجم ) ( مؤید الفضلا ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء
... [مشاهده متن کامل] ) . قصه خوانی و آن را گهر سفتن هم میگویند. ( برهان قاطع ) ( بهار عجم ) ( ناظم الاطباء ) . سخنان نغز گفتن . لطیفه گفتن . گهر سفتن . || کنایه از بردن بکارت . ( بهار عجم ) .
کلا این کلمه بار معنایی خوبی نداره و بجای کلمه ی rape یا sexual assault ازش استفاده میشه.
دور کردن کسی از زیر نگاه کسی
Deflower sb on sb's watch
دختری را از وضعیت دوشیزگی درآوردن، دوشیزگی دختر را ربودن