کان لاله داغدار هر دشت از نوفل و نوفلی چو برگشت دیده به دیار لیلی افکند در کوزه ز گریه سیلی افکند جامی
کان لاله داغدار هر دشت از نوفل و نوفلی چو برگشت دیده به دیار لیلی افکند در کوزه ز گریه سیلی افکند جامی
چو عنوان گاه عالم تاب را دید تو گفتی سگگزیده آب را دید
۱. واژهی «طاق» در هر بیت، به چه معناست؟ الف) طاقپذیر است عشق، جفت نخواهد حریف بر نَمَطِ عشق، اگر پای نهی طاق نه (خاقانی) ب) نهاده به طاق اندرون تختِ زر نشانده به هر پایهای دُرِّ گوهر (فردوسی) پ) چون ابروی معشوقان با طاق و رواق است چون روی پریرویان با رنگ و نگار است (منوچهری)
ما برای شما دارم و در این صفحه درود بر شما
کم خسب زیر سایهٔ غفلت که ناگهان خورشید عمر بر سر دیوار میشود خرم دلی که در همه عمرش یکی نفس پیش از اجل ز علت بیدار میشود./نجم رازی
ای گشته عیان روی تو از جام جهان پیدا شده از نام خوشت نام جهان پیدای جهان تویی و پنهان جهان آغاز جهان تویی و انجام جهان
این شعر از کیست؟ ايا گشته غره به مكر زمانه ز مكرش به دل گشتی آگاه يا نه يگانهٔ زمانه شدی تو وليكن نشد هيچ كس را زمانه يگانه زمانه بسی پند دادت، وليكن تو میدر نيابی زبان زمانه
تبدیل این دو شعر به نثر زیبای امروزی در ۴ خط سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی چه خیال ها گذر کرد و گذر نکرد خوابی غلط است این که گویند به دل ره است دل را دل من ز غصه خون شددل من خبر ندارد
سفری که ازین بلند مهد است یک نکته ازان وفا به عهد است