پرسش خود را بپرسید

زیباترین بیت که تا باحال شنیدین چیه و از کیه؟؟

تاریخ
١ ماه پیش
بازدید
١٢٠

شرابی چون زَرِ سوری ولی نوری، نه انگوری 

بَرَد از دیده‌ها کوری، بِپَرّاند سوی کیوان ./// مولوی دیوان شمس 

٤,٥٨٠
طلایی
٠
نقره‌ای
١٢٥
برنزی
٩٦

٧ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

سلام و درود بر ارسلان جان گلم 🙏🌹
تمام اشعار و ابیات پارسی زیبا هستند و سلیقه ها متفاوت، یکی سبک مذهبی دوست داره، یکی ادبی، یکی طنز، یکی هم سبک جینگیل فتینا، در کل 
اگر منظور شما یکی از هزاران ابیات زیباست، این بیت اول شعر شهریار است، ولی بخل و خساست به خرج نمیدهم و تمام شعر را یادگار میگذارم، شاید بیتی زیباتر از این نباشد، تقدیم به شما و تمام دوستانم:
علی ای همای رحمت تو چه آيتی خدا را🌹
كه به ماسوا فكندی همه سايه هما را 🌹
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بين
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را 
به خدا كه در دو عالم اثر از فنا نماند
چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را 
مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را 
برو ای گدای مسكين در خانه علی زن
كه نگين پادشاهی دهد از كرم گدا را 
بجز از علی كه گويد به پسر كه قاتل من
چو اسير تست اكنون به اسير كن مدارا 
بجز از علی كه آرد پسری ابوالعجائب
كه علم كند به عالم شهدای كربلا را 
چو به دوست عهد بندد ز ميان پاكبازان
چو علی كه ميتواند كه بسر برد وفا را 
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
متحيرم چه نامم شه ملك لافتی را 
بدو چشم خون فشانم هله ای نسيم رحمت
كه ز كوی او غباری به من آر توتيا را 
به اميد آن كه شايد برسد به خاك پايت
چه پيامها سپردم همه سوز دل صبا را 
چو تويی قضای گردان به دعای مستمندان
كه ز جان ما بگردان ره آفت قضا را 
چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم
كه لسان غيب خوشتر بنوازد اين نوا را 
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهی
به پيام آشنائی بنوازد آشنا را 
ز نوای مرغ يا حق بشنو كه در دل شب
غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهريارا

٢١٧,٩٧٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩٠
تاریخ
١ ماه پیش

با حرف آقای دکتر معینی موافقم. نمیشه بین این همه شعر زیبا در زبان شیرین فارسی،  زیباترین بیت رو گلچین کرد. 

به نظرم علتش اینه که شعر برخاسته از  شعور و احساس شاعر است. شاعر در هر قضیه ای، حس خاص خودش رو داره و بر اساس اون احساسی که بهش دست میده، شعر میگه. 

لذا هر شعری، جایگاه و موضوع  متناسب با خودش رو داره. 

اگه گفته بودید که مثلا « بهترین بیت شعری که در خصوص جایگاه معلم شنیدید  چی بوده؟» یا اگه گفته بودید «بهترین بیت شعری که در زمینه عشق به خدا و طبیعت شنیدید چی بوده؟» بهتر میشد پاسخ داد. 

١٥٠,٤٧٧
طلایی
٩٥
نقره‌ای
٣٩٩
برنزی
٤٠٥
تاریخ
١ ماه پیش

وقت بخیر ایمان جان
بنده هم با فرمایشات آقای دکتر موافقم و تمام اشعار زیبا هستند، اما به نظرم زیبایی اشعار نسبت به شرایط و احوالات شخص خواننده نمود و برجستگی بیشتری پیدا میکند.
سپاسگزارم از بیان نظرتون🙏

درود بر شما
آفرین

چو شمع بسوز، نه از باد، از عشق،

تاریکی را به نور خود بسپار.

١٠٩,٩٥٢
طلایی
١٠٨
نقره‌ای
٧٢٨
برنزی
١,٦٢١
تاریخ
١ ماه پیش

سپاسگزارم 🙏
زیباست، لطفاً نام شاعر هم ذکر کنید

درودبرشما جناب. راستش شعر را در دفتر خاطرات سربازی خودم سی سال پیش امروز دوباره دیدم که دوستان یادگاری نوشته بودن امابدون نام شاعر بود

-
١ ماه پیش

بیت زیبا که زیاد شنیدم ولی بخش هایی از زیبا ترین اشعار فاضل نظری:

🪴پس شاخه های یاس و مریم فرق دارند؟!

آری!اگر بسیار اگر کم فرق دارند

شادم تصور میکنی وقتی ندانی

لبخند های شادی و غم فرق دارند   

🪴اگرچه شمعی و از سوختن نپرهیزی

نبینمت که غریبانه اشک می ریزی!

هنوز غصه خود را به خنده پنهان کن!

بخند!اگر چه تو با خنده هم غم انگیزی

🪴یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست

از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست

گاهی بهانه ایست که قربانی ات کنند

🪴  به خداحافظی تلخ تو سوگند،نشد

که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد

باچراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر

هیچکس،هیچکس اینجا به تو مانند نشد

هرکسی در دل من جای خودش را دارد

جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها

عاقبت با قلم شرم نوشتند،نشد

تاریخ
١ ماه پیش

سپاسگزارم 🙏💐
غزلیات جناب فاضل نظری بسیار زیباست
پیشنهاد میکنم مجموعه اشعار جناب نظری در کتاب «وجود» هم مطالعه کنید

متشکر بابت پیشنهاد کتاب
اتفاقا خیلی وقته که تو کتابخونه ام هست و وقت نکردم بخونم. در اولین فرصت حتما میخونمش.

البته هر شعری زیبایی‌های خود را دارد و همانطور که نمی‌توان زیباترین زن، مرد، کودک، کتاب، گل یا... را انتخاب کرد ولی بیتی است که من خیلی دوست دارم

به رندان می ناب و معشوق مست

                                                                خدا می رساند زهرجا که هست

در انگلیسی نیز 

Since  I have been so quickly done for

I wonder what I  was begun for

معنی  تحت اللفظیش میشه

ازونجایی که خیلی عمر نکردم 

حتا نفهمیدم برای چه هدفی اصولا بدنیا آمدم

در عربی

.. فقل یا حبیبی

الی من اودعک... دون خوف؟ 

عاشق در صدد خداحافظی از معشوق است

در خداحافظی  شما فرد را به خدا می سپارید

در این بیت شاعر بعنوان غلو می گوید تو آنقدر خوبی که حتا میترسم ترا به خدا بسپارم!!! 

٢٠٣,٢٩٦
طلایی
٢١٨
نقره‌ای
١,٦٦٣
برنزی
١,٧٢٢
تاریخ
١ ماه پیش

درود حمیدرضا جان
سپاسگزارم 🙏💐
درست می فرمایید همه اشعار زیبا هستند ولی به نظر بنده زیبایی اشعار از نظر هر شخص نسبی ست

درود بر شما

این پرسش جوابی ندارد چون هزاران بیت  زیبا و دلکش از دهها شاعر پارسی وجود دارد  که هرکدام  زیبایی و لطافت خود را دارند

حتی انتخاب بین شاعران نیز دشوار است

٦٨,٢٩٩
طلایی
٢٥
نقره‌ای
١,٢٠٦
برنزی
٢,٦٢٦
تاریخ
١ ماه پیش

درود و وقت بخیر جناب معینی عزیز
درست می فرمایید همه اشعار زیبا هستند اما منظور بنده از زیبایی این است که
زیبایی اشعار نسبی ست از نظر افکار و شرایط شخصی هر فرد

چه انتخاب جالبی! بیتی که آوردید واقعاً از شاهکارهای مولاناست، چون زر سوری (طلای سرخ) و نور را با هم تلفیق کرده تا شرابِ متافیزیکیِ عشق را توصیف کند که هم حسی و هم فراحسی است.

اما در پاسخ به سؤال شما که «زیباترین بیتی که تا حالا شنیدم»، با توجه به سلیقه‌ام که ترکیبی از حیرت عارفانه و شکستن قالب‌های عادی است، این بیت از حافظ برایم بی‌نظیر است:

دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند
گِلِ آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

دلیل زیبایی‌اش برای من:
شروع با «دوش دیدم» خواب‌وارگی و عبور از عقل عادی را القا می‌کند. در این جهان وارونه، عالی‌ترین موجودات (ملائک) در پست‌ترین مکان (میخانه) مشغول خلقت مجدد انسان (گل آدم) هستند. «به پیمانه زدن» هم اشاره به باده‌نوشی است، هم به قالب ریختنِ انسانِ نو. این بیت تمام جسارت حافظ در هم شکستن دوگانهٔ مقدس/نامقدس را در خود دارد.

اگر بخواهم از مولوی خودتان بیت دیگری بیاورم که شبیه به همان انرژی بیت شما باشد، این یکی از غزل ۱۷۸۶ دیوان شمس است:

عقل گوید: شش جهت حد است و بیرون راه نیست
عشق گوید: راه هست و من در آن سیران روم

در این بیت، عقلِ هندسی (شش جهتِ جهان مادی) را در برابر عشقِ متافیزیکی می‌نشاند. زیبایی‌اش در سادگی و اقتدار کلمهٔ «سیران روم» (که با «می‌روم» فرق دارد؛ یعنی با جماعتی از سیرکنندگان می‌روم) است.

بیت شما که «شرابی چون زَرِ سوری...» بود هم دقیقاً به خاطر همین عبور از ماده (انگور) به نور (کیوان/عالم افلاک) شگفت‌انگیز است. به نظر شما آن «نوری، نه انگوری» چه چیزی می‌تواند باشد جز همان «عشق» در بیت دوم؟

٢٢,٥٣٤
طلایی
٧
نقره‌ای
٢,٣٣٩
برنزی
١٣٤
تاریخ
١ ماه پیش

سپاسگزارم امیر جان🙏💐

پاسخ شما