شاعر به کدام ویژگی امام علی (ع) اشاره کرده است؟
شاعر در مصراع
« مگر ای سحاب رحمت تو بباری ار نه دوزخ »
به کدام ویژگی امام علی (ع) اشاره کرده است؟
محبت؟
مردانگی؟
عزت مندی؟
شفاعت؟
١٦ پاسخ
درود بر حسین عزیز، بله آفرین🌹🙏
اگر غم را چو آتش دود بودی
جهان تاریک ماندی جاودانه
درین گیتی سراسر گر بگردی
خردمندی نیابی شادمانه /اینم شعری با هزارو صد سال قدمت تقدیم شما🙏
درود بر حسین عزیز🌹🙏
گویا پیام قبلی نیومد، سپاس و تشکر.
دوستی میگفت در زمان سعدی هم حتماً اینترنت و دوستان مجازی وجود داشته، با تعجب پرسیدم مگه میشه؟ این شعر سعدی را خواند:
به خاک پای تو گفتم که تا تو دوست گرفتم
ز دوستان مجازی چو دشمنان برمیدم🤣
گم کرده حقیقت را زاهد به جُفا رفتی
کج کرده طریقت را، عابد به کجا رفتی
نقصت ز چیست انسان، گمراه همی پوئی
تاریخ بیالودی، بازت به خطا رفتی
افلاک ارسطو را، یونان وداع کرده
اما تو هنوزت هم، با آن به لقاء رفتی
ژوکی به هند و چین، جوک همگان گشته
عرفان طلبی از جوک؟ راهی به شطا رفتی
گاهی به سراب کانت، گاهی وبر و پوپر
روز دگرت پیش، دورکیم به گدا رفتی
گه عاکف مارکسی تو، گه والۀ اسپنسر
همراه دکارتی گه، حیران به شفا رفتی
روزی ز میمرشد، مستانه بر افتادی
روزی ز پی بیکن، ارزان به بها رفتی
افیون تصوف را خوردی و پَر آوردی
با بال و پر وَهْمِین، حقّا به هوا رفتی
مرشد پی کر کردن، پر کرده مخ درویش
او عارفِ سودِ خود، تو ره به فنا رفتی
تحریف کتاب الله، رسم و ره عرفان است؟
عاقل، به در سمّام، سهواً به دوا رفتی
آن گاه که اهریمن، مظهر ز خدا باشد
بر آلهۀ شیطان، سجده به دعا رفتی
گر فلسفه میخواهی، برگیر ز اهل آن
ور معرفت اندوزی، از چی به غشا رفتی
دین در خود دین باشد، نه هند و نه یونانت
مکتب بنهادی تو، به چین، به ختا رفتی
مامور صلیبی ها، عقل از مخ تو بربود
یا هانری و یا محیی، هر دو به خفا رفتی
شعری از دولت آبادی 🌹
مادری پیر و پریشان احوال. عمر او بود فزون از پنجاه
زن بی شوهر و از حاصل عمر. یک پسر داشت شرور و خودخواه
روز و شب در پی اوباشی خویش. بی خبر از شرف و عزت و جاه
دیده بود او به بر مادر خویش. یک گره بسته زر، گاه به گاه
شبی آمد که ستاند آن زر. بکند صرف عملهای تباه
مادر از دادن زر کرد ابا. گفت رو، رو که گناه است گناه
این ذخیره است مرا ای فرزند. هر دامادیت انشا الله
حمله آورد پسر تا گیرد. آن گره بسته زرخواه نخواه
مادر از جور پسر شیون کرد. بود از چاره جو، دستش کوتاه
پسر افشرد گلوی مادر. سخت چندان که رخش گشت سیاه
نیمه جان پیکر مادر بگرفت. بر سر دوش و بیفتاد به راه
بردو در چاه عمیقی افکند. کز جنایت نشود کس آگاه
شد سرازیر پس از واقعه او. تا نماید به ته چاه نگاه
از ته چاه به گوشش آمد. ناله زار حزینی جان کاه
آخرین گفته ما در این بود. آه فرزند نیفتی در چاه
درود بر حسین عزیز، بله آفرین🌹🙏
اگر غم را چو آتش دود بودی
جهان تاریک ماندی جاودانه
درین گیتی سراسر گر بگردی
خردمندی نیابی شادمانه /اینم شعری با هزارو صد سال قدمت تقدیم شما🙏