پرسش خود را بپرسید

در این شعر منظور از درندگان چیست؟

تاریخ
١ سال پیش
بازدید
١٦٧

در شعر 

 وقتی که مرگ در شکم درندگان 

 دنده های بشر را دید

 و در قهقهه ی فشنگ ها 

 بر سر زنان گریان به دبکه پرداخت

 جز او کسی نخندید.

 منظور از درندگان چیست؟

٢١٧,٩٩٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩١

٧ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

منظور از درندگان کنایه از انسان های حیوان صفت و استثمار گر  که خود زا مستحق استفاده از روح و جان انسان‌های ضعیف و بی دفاع میدانند

٤,٨٧٢
طلایی
٢
نقره‌ای
٦٧
برنزی
٢٢
تاریخ
١ سال پیش

آشنایی مولوی با شمس الدین محمد بن علی بن ملک داد معروف به شمس تبریزی: شاعر پارسی گوی مولوی در ۳۷ سالگی عارف و دانشمند دوران خود بود و مریدان و مردم از وجودش بهره مند بودند تا اینکه شمس الدین محمد بن ملک داد تبریزی روز سه شنبه ۲۶ جمادی الثانی ۶۴۲ قمری نزد مولانا رفت و مولانا شیفتهٔ او شد. در این ملاقات کوتاه وی دورهٔ پرشوری را آغاز کرد. در این ۳۰ سال، مولانا آثاری برجای گذاشت که از عالی ترین نتایج اندیشهٔ بشری است. مولوی حال خود را چنین وصف میکند: 
زاهد بودم ترانه گویم کَردی 
سر حلقۀ بزم و باده جویم کَردی 
سجاده نشین با وقاری بودم 
بازیچه ی کودکان کویم کَردی/ مولانا، دیوان شمس، رباعیات.

٢١٧,٩٩٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩١
تاریخ
١ هفته پیش

گویش تاجیکی در اصل یکی از شاخه‌های فارسی نو است که در تاجیکستان (و بخش‌هایی از ازبکستان) با آن صحبت میشود. حتماً این را بسیار شنیده اید که در تاجیکها و ازبکها مجبور هستند به خط سیریلیک روسی بنویسند، ولی آیا میدانید حروفش چه شکلی است؟ خب، براتون یک نمونه مینویسم، مثلاً اگر بخواهند بنویسند (زبان فارسی) اینگونه نوشته میشود (забони форсӣ) خیلی سخته نه؟ همین تغییر خط اجباری و زورکی باعث شده که به مرور بعضی مصوت ها مانند (ا و و) گاهی متفاوت ادا بشود، مثلاً واژه خوب را طوری تلفظ میکنند که کمی متفاوت شنیده شود، اما هنوز هم قابل تشخیص است.

٢١٧,٩٩٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩١
تاریخ
١ ماه پیش

از بانو شاعره رشحه/ بیگم هاتف کاشانی:  
میطپد از شوق دل در سینه‌ام گوئی که باز 
تیر دل دوزی بدل ز ابرو کمانی میرسد 
میکند از شوق رشحه حرز جان تعویذ عمر 
سنگ جورى كز جفای پاسبانی میرسد 
جعد مشکینش مگر سوده بخاک پای شاه؟ 
کز شمیمش بر مشامم بوی جانی میرسد؟ 
شاه محمود جهان بخش آنکه جسم مرده را 
از دم جان بخش او روح روانی میرسد 

٢١٧,٩٩٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩١
تاریخ
٢ ماه پیش

یکی از نمایندگان فروش شرکت کوکاکولا، مایوس و ناامید، دست از پا درازتر از خاورمیانه بازگشت.
دوستی از وی پرسید: چرا در کشور های عربی موفق نشدی؟
وی جواب داد: وقتی که من به آنجا رسیدم مطمئن بودم که میتونم موفق بشم و فروش خوبی داشته باشم. اما مشکلی که داشتم این بود که من عربی نمیدانستم. لذا تصمیم گرفتم که پیام خود را از طریق پوستر به آنها انتقال دهم. بنابراین سه پوستر زیر را طراحی کردم:
پوستر اول مردی را نشان میداد که خسته و کوفته در بیابان بیهوش افتاده بود.
پوستر دوم مردی که در حال نوشیدن کوکا کولا بود را نشان میداد.
پوستر سوم مردی بسیار سرحال و شاداب را نشان میداد.
پوستر ها را بترتیب در همه جا هایی که در معرض دید بود چسباندم.
دوستش از وی پرسید: آیا این روش به کار آمد؟
وی جواب داد: متاسفانه من نمیدانستم عربها از راست به چپ میخوانند و لذا آنها ابتدا تصویر سوم، سپس دوم و بعد اول را دیدند...
نتیجه: کاری به این ندارم که کوکاکولا کلاً در انحصار رژیم غاصب و کودک کش هست، در هر کجا چیزی برای یاد گرفتن هست، اینکه همیشه مخاطب خود را بشناسیم و در ارزیابی های خودمون، فرهنگ، رسوم و حتی زبان مخاطب را در نظر بگیریم!

٢١٧,٩٩٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩١
تاریخ
٤ ماه پیش

ببخشید منظورتون رو از این داستان که فرمودین یعنی ارتباطش با این سوال نفهمیدم …کوکاکولا از اول ساخته شده توسط یک داروساز اهل جورجیای ایلات متحده بوده کودک کش چرا؟

-
٣ ماه پیش

درود، این داستان مربوط به پست دیگه ای بود سهوا اینجا ثبت شد.

صبحدم از عشق دانی تا چه میگوید خروس
خیز و شب را زنده دار و روز روشن نستکوس
بالها بر هم زند ، یعنی دریغا خواجه ام
روزگار نازنین را میدهد بر انموس
در خروش است آن خروس و تو همی در خواب خوش
نام او را طیر خوانی نام خود را انترپوس
از خروسی که تو را دعوت کند سوی خدا
آن به صورت مرغ باشد در حقیقت انگلوس
 مولانا

٢١٧,٩٩٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩١
تاریخ
٤ ماه پیش

اسکندر نامه: نظامی شاعر فرهیخته داوری‌های فلسفی خود را با مثال‌ها و دلایلی که از منظومه استخراج میکند، به ثبت میرساند. دو تن از سرهنگان ایران که غلبه‌ی اسکندر را نزدیک می‌بینند، نان و نمک زیر پا می‌نهند، به دارا زخمی کاری و مرگ‌آور میزنند و پیش اسکندر میروند و بخاطر خدمت‌های خود، انعام طلب میکنند. نظامی این حکایت ضمنی را برای اثبات دست یافتن انسان طمع‌کار و جاه‌طلب به هر گونه جنایتی، آورده است. دارای ستمگر و ظالم به این دو سرهنگ بیش از هر کس دیگر اعتماد داشت و طبق نظر آنها با مردم رفتار میکرد. آمدن اسکندر بر سر دارا که در حال احتضار بود و گفتگو با او مؤثرترین و عبرت‌آمیزترین بخش منظومه است. در این جا اسکندر با همه‌ی احساس و عاطفه، نجابت و فروتنی، به مثابه‌ی تمثال فرمانروای ایده‌آل نظامی تظاهر میکند. اسکندر به هنگام مشاهده‌ی دارای زخمی که واپسین دقایق زندگی را پشت سر می‌نهاد، انگار خود مسبب این فاجعه باشد، میخواهد با مرگ دست و پنجه نرم کند و انسانی محتضر را نجات بخشد. حس کینه و عداوت در دل او، تبدیل به شفقت میشود. رفتار اسکندر حتی در لحظه‌ی مرگ در دارای مغرور مؤثر می‌افتد. او پس از گفتن وصیت‌های خود به اسکندر، جهان را وداع میگوید.
نظامی، رفتار رئوفانه‌ی اسکندر را با دشمنان مغلوب خود در دیگر بخش‌های اثر نیز در درجه‌ی اول اهمیت قرار میدهد و از آن نتایج تربیتی و اخلاقی میگیرد.
اسکندر پس از پیروزی، رفتار محبت‌آمیز پیش میگیرد و به ایرانیان رأفت و شفقت روا میدارد. او بنا به وصیت دارا، سرهنگان قاتل را به سزای اعمال خود میرساند. به اعضای خانواده‌ی دارا احترام میکند و با دخترش روشنک ازدواج میکند. اسکندر پس از این پیروزی است که به این نتیجه میرسد که ظلم و ستم پیش از همه، بدبختی و فلاکت را نصیب ظالمان و مستبدان میکنند. او در مناسبات خود با رقیب، عدالت و انصاف را رهبر خود میکند. شاعر از زبان قهرمان خود ، چنین می‌نویسد:
ز پیشانی پیل تا پای مور
نیاید ز من بر کسی دست زور
ز خلق ار چه آزار بینم بسی
نخواهم که آزارد از من کسی
در این سخنان که از زبان اسکندر نقل میشود، بطور کلی در این بخش منظومه میتوان گفت که وظایف اساسی فرمانروایی ایده‌آل را پیش چشم می‌آورد. این وظایف سترگ نه تنها برای شرایط قرون وسطایی، برای اعصار دیگر، حتی قرن‌های آینده نیز مهم و مترقی است.

٢١٧,٩٩٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩١
تاریخ
٤ ماه پیش

پاسخ شما