مفهوم ( بوته های خار را در زمین من نکار شاید فردا پا برهنه به دیدنم بیایی )چیه ؟!
مفهوم بوته های خار را در زمین من نکار شاید فردا پا برهنه به دیدنم بیایی
١٢ پاسخ
بوته خار جیزیه که آسیب زنندست هم به من و هم به تو و اگ بخوایم جملشو باز کنیم به این صورت میشه:
اگه تو داری بوته خارو تو زمین من میکاری تا به من آسیب بزنی
بدون در آینده با همین بوته های خاری که به من دادی (تو زمین من کاشتی و الان در اختیار منه) بهت آسیب میزنم (روزی ک پابرهنه به دیدنم بیای).
پس از قبل بهش هشدار میده ک بوته ها خارو رو تو زمین من نکار
از لحاظ منطقی بخوایم نگاهش کنیم
شخص داره هشدار میده نسبت به ذات خودش و میگه که اگ آسیب ببینم، آسیب می بینی یعنی هیچ دلسوزی و رحمی توش نیست و طرف صرفا بر اساس منطق داره پیش میره و بر اساس منطق هم همین رو قبلش اعلام می کنه و بر حذر میداره
اگ از لحاظ عشقی بخوایم نگاه کنیم
طرف بیشتر دلش برای طرف مقابل میسوزه تا خودش،
براش فقط به این دلیل مهمه که خارو تو زمینش نکاره که چون شاید یه روزی اون بخواد برگرده و اگ پابرهنه باشه آسیب می بینه
یعنی براش مهم نیست خار تو زمینش کاشته شده یا خودش آسیب دیده، فقط به طرف مقابل فکر میکنه ک نکنه اون یه روزی آسیب ببینه حتی اگ الان داره بهش آسیب میرنه.
مفهوم دیگش هم می تونه این باشه: "پل های پشت سرتو خراب نکن"
چون یه روزی می خوای برگردی و نمی تونی
چون خار کاشتی و الان پا برهنه هستی
و امکان برگشت برات وجود نداره، نه این ک من نخوام چون بهم آسیب زدی بلکه حتی اگ منم بخوام خودت نمی تونی چون الان پابرهنه ای و زمین پر از خاره و نمی تونی ازش رد شی بهم برسی.
در کل ب نظرم جملات ادبی منطق های ریاضی نیستن ک صرفا یک معنی و مفهوم بودن و تو شرایط مختلف می تونن معنا های مختلفی داشته باشن
همون قصه پس چرا جام مرا بشکست لیلی ؟ ه
طرف داره بهش ضرر میزنه و جامشو می شکونه
اما معنی به این صورته ک چون دوسش داره
و شاید اگ جای دیگ و تو شرایط دیگ می بود معنیش میشد چون ازش متنفره
چاه مکن بهر کسی
اول خودت دوم کسی
اگر باد بکاری توفان درو میکنی و اگر دیگران را بزحمت بیندازی بعدا" کارمای" آن به خودت بر می گردد
چاه مکن بهر من شاید بدین من ناچار شوی و در آن چاه بیفتی
پلهای پشت سرت رو خراب نکن.
از خودت در ذهن من تصویر بدی درست نکن ( کار بدی در حق من انجام نده که من اعتمادم رو نسبت به تو از دست بدم ) ، شاید زمانی دوباره مجبور شدی به من برگردی و نیازمند کمک من شدی.
یعنی شاید خوشت از من نیاید اما رفتار ناشایسی با من نکن که اگر فردا خواستی با من دوباره دوست شوی ، از این کار خود شرمنده باشی و نتوانی دوستی خود را ابراز کنی .
بنظرم یعنی اینکه ذهنیت غلطی از خودت در مقابل من
ایجاد نکن . شاید فردا با حالت نیازمندی پیشم بیای و بخاطر اون وجهه بدی که برام پیدا کردی باهات درست
برخورد نکنم ... احتمال می دم منظورش این باشه
با من نامهربانی نکن
داره به طرف میگه تمام پلهای پشت سرت رو خراب نکن شاید فردا پشیمان شدی و یا مجبور شدی (پا برهنه) که برگردی.
(بوته های خار را در زمین من نکار= نذار که چیزی که از تو برای من باقی میمونه سراسر کینه و خاطرات بد باشه)
بدیدن من درست است