نشاط باده و دشت گلانگیز بساط خرم و گلگون سبک خیز ✏ وحشی بافقی
جهان آشوب ماه برقع انداز به گلگون پا درآورد از سرناز به صحرا تاخت از دامان کهسار نه مست مست و نه هشیار هشیار ز پی تازان بتان سر خوش مست یکی شیشه یکی پیمانه در دست گذشتی چون به طرف چشمه ساری به آب میفروشستی غباری ✏ وحشی بافقی
سالها پیش یادمه دبیر ادبیاتمون سر کلاس گفته بود که رند در تمام دیوان حافظ معنای مثبت داره، بجز در یک بیت؛ این کدوم بیته؟
شکست آموز کار لات و عزا نگونسازی از او در طاق کسری شده ز آب وضوی آو به یک مشت به گردون دود از آتشگاه زردشت ✏ وحشی بافقی
به زنجیر جنون چون گشت پا بست سری بر زانوی اندوه بنشست چو آیین جنونش برد از کار به زنجیر از جنون آمد به گفتار که ای چون زلف خوبان دلارا اسیر حلقههایت اهل سودا بسی منت بگردن از تو دارم که یادم میده ...
کدام یک از گزینههای ذیل، در دسته بندی ملکالشعرای زمان خود نبوده؟!!! (قابل اعتراض)
به جمعی داد خلعتها و فرمود که باتشریف تشریف آورد زود پی تعظیم تشریف از زمین خاست بدن از خلعت شاهانه آراست ✏ وحشی بافقی
مردم که به زاد توأمانند هم هر دو به یکدگر نمانند دو خط که نویسی از یکی دست هم نوع تفاوتی درو هست نقاش، که پیکری نشان کرد، دیگر نتواند آن چنان کرد ✏ «امیرخسرو دهلوی
کان زهرهٔ شب نشین بیخواب چون در غم دوست ماند بیتاب ✏ امیرخسرو دهلوی
بیمار ز هر چه داری اش باز لب را به همان خورش کند ساز ✏ امیرخسرو دهلوی