این شعر از کیست؟ سوگند به آفتاب يعنی رويت و آنگاه به مشك ناب يعنی مويت خواهم كه ز ديده هر شبی آب زنم مأوای دل خراب يعنی كويت
چو سوی تخته برد از تختگه رخت همایون بخت شد زو تخته چون تخت ✏ جامی
این شعر زیبا و معروف از کیست؟ ای ساربان آهسته رو کآرام جانم میرود آن دل که با خود داشتم با دلستانم میرود من ماندهام مهجور از او بیچاره و رنجور از او گویی که نیشی دور از او در استخوا ...
سهی سروش ز بار عشق خم شد سرش چون حلقه همراز قدم شد ✏ جامی
شنو پندی ز من ای یار خوش کیش به خون دل برآید کار درویش یقین میدان مجیب و مستجاب است دعای سوختهی درویش دل ریش چو آن سلطان بیچون را بدیدی غنی گشتی رهیدی از کم و بیش چو اسماعیل قربان شو درین عشق ولی را بنده شو گر نیستی میش
این شعر از کیست؟ خشكيد و كوير لوت شد دريامان امروز بد و بدتر از آن فردامان زين تيره دل ديو سفت مشتی شمر چون آخرت يزيد شد دنيامان
شعر از شاعران بزرگ در مورد خورشید
زلیخا گفتن و یوسف شنیدن
چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش
فرق است از آب خضر که ظلمات جای اوست با آب ما که منبعش الله اکبر است