کلمه درج در بیت زیر را معنی کنید
دردانه فروش درج این درج
این گوهر حرف را کند خرج
✏ جامی
٢ پاسخ
🔸 معادل فارسی:
• صندوقچه جواهر / جعبه مروارید
• ظرف یا محفظه نگهداری گوهر و زیورآلات
• طبله یا دوکدان زنان (برای نگهداری پیرایه و جواهرات)
• «دردانه فروش درج این درج / این گوهر حرف را کند خرج» دردانهفروش (فروشنده مروارید گرانبها) این درج (صندوقچه جواهر) را پر کرد یا این گوهر را در درج نهاد. سپس با سخنانش (گوهر حرف) آن را خرج و عرضه کرد.
🔸 نکته: در شعر کلاسیک فارسی (بهویژه مثنوی جامی در «لیلی و مجنون» از هفت اورنگ)، «درج» به معنای صندوقچه یا جعبهٔ نفیس جواهرات است که مروارید (دردانه) و گوهرهای قیمتی در آن نگهداری میشود. اینجا استعارهای زیبا از ارزش و زیبایی لیلی است: او مثل مروارید گرانبهایی است که در درج (جعبهٔ شرف و زیبایی) قرار گرفته و شاعر با «گوهر حرف» (سخنان نفیس) آن را توصیف و «خرج» (عرضه) میکند.
این معنی از عربی «دُرج» (جعبه، صندوقچه) گرفته شده و در ادبیات فارسی برای توصیف زنان زیبا و گوهرهای گرانبها رایج است.
🙏🙏🙏🙏🙏
درج اول فعل است یعتی نوشتن ثبت کردن
درج دومی مفعول میشه یعنی متن یا نوشته
درود بر شما
لطفا بازنگری کنید
درود بر شما
آفرین