دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٧٦٠,٩٨٨
رتبه
رتبه در دیکشنری
٦
لایک
لایک
٧٣,٥٠٩
دیس‌لایک
دیس‌لایک
١,٣٦٩

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٦٠,١٥٤
رتبه
رتبه در بپرس
٣
لایک
لایک
٥,١٠٧
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٢٠٢

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٦ ساعت پیش
دیدگاه
٠

🔸 معادل فارسی: • ( در آشپزی ) چربی یا مایع را روی گوشت مالیدن / آب پاش کردن • ( در دوخت ) چک دوخت کردن / با کوک موقت دوختن • ( به طور عامیانه ) کتک ...

تاریخ
٦ ساعت پیش
دیدگاه
٠

🔸 معادل فارسی: • قاضی • کسی که بر مسند قضاوت می نشیند • نیمکت نشین / مسندنشین • ( در کاربرد کهن ) سناتور 🔸 مثال ها: He was elected a bencher of his ...

تاریخ
٦ ساعت پیش
دیدگاه
٠

🔸 معادل فارسی: • ( در ورزش ) روی نیمکت ذخیره نشستن ( بازی نکردن ) • ( در قوه قضائیه ) قاضی یا قاضی بودن / منصب قضاوت داشتن • ( در کاربرد عمومی ) در ...

تاریخ
٦ ساعت پیش
دیدگاه
٠

🔸 معادل فارسی: • تعهد قانونی / قرار التزام • قول رسمی که در دادگاه ثبت می شود ( بدون نیاز به وثیقه ) • ( در کاربرد عمومی ) شناسایی / تشخیص ( اما ای ...

تاریخ
٦ ساعت پیش
دیدگاه
٠

🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Bail و Recognizance: Bail ( وثیقه ) به مبلغی گفته می شود که متهم یا وثیقه گذار به دادگاه پرداخت می کند تا از بازداشت موقت ...

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
١ هفته پیش
متن
His signature was an incomprehensible scrawl.
دیدگاه
٢

امضای او یک خط خطیِ غیر قابل خواندن بود. یا امضای او چیزی جز یک مشت خط های درهم و برهم و غیر قابل تشخیص نبود.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
From a lay viewpoint the questionnaire is virtually incomprehensible.
دیدگاه
١

از دیدگاه یک فرد عادی، این پرسشنامه تقریبا غیرقابل فهم است. یا برای یک فرد غیرمتخصص، این پرسشنامه تقریبا نامفهوم است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
In fact Polanski, unconventional at the best of times, takes us to the limit - and beyond.
دیدگاه
٢

در حقیقت، پولانسکی که حتی در بهترین روزگارش نیز فیلمسازی غیرمتعارف است، مخاطب را تا مرز تحمل – و حتی فراتر از آن – پیش می برد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The magazine describes him as having unconventional good looks.
دیدگاه
٠

این مجله او را فردی با چهره ای جذاب اما غیرمتعارف توصیف می کند.

تاریخ
١ ماه پیش
متن
Each upset, heartache, when the heart will be as chaotic as the meat grinder.
دیدگاه
٥

این جمله یک تشبیه عاطفی و تلخه که حس درهم ریختگی، درد شدید، و فروپاشی روانی رو در مواجهه با غم و دل شکستگی توصیف می کنه. چرخ گوشت کوب اینجا نماد بی ر ...

جدیدترین پرسش‌ها

٨ رأی
تیک ٢ پاسخ
٤٣٦ بازدید
٩ رأی
١ پاسخ
٧٥١ بازدید

تفاوت دو واژه formal  و official  همراه با ذکر مثال🙏🙏

٢ سال پیش
١١ رأی
٤ پاسخ
١١٣٧ بازدید
٩ رأی
٤ پاسخ
٤٠٧ بازدید

دو واژه home و house بیشتر اوقات به معنی خانه، منزل و محل زندگی استفاده می شوند. اما دارای تفاوت های ظریفی هستند که دانستن آنها، خالی از لطف نیست🙏

٢ سال پیش
٩ رأی
٥ پاسخ
٢٣٧٦ بازدید

جدیدترین پاسخ‌ها

٢ رأی
٣ پاسخ
٧٠ بازدید

It is three in the morning, and you are awake.  Not gently awake. Not the soft surfacing of someone who will drift back  down in a minute. You are awake the way a light is on. Your body is  exhausted — it has been asking for sleep for hours, and it is asking still. But  somewhere above the exhaustion, in a lit room of its own, a voice is talking.  And it will not stop.

١ هفته پیش
١ رأی

این متن یک توصیف ادبی از بی خوابی و بیداری ذهن در نیمه شب است. نکته اصلی آن این است که بدن کاملا خسته و آماده خواب است، اما ذهن همچنان فعال است و «خاموش نمی شود». ترجمه روان ساعت سه صبح است و تو ...

١ هفته پیش
٧ رأی
تیک ٣ پاسخ
٨١ بازدید

نه گردون این چنین افتاده اکنون چنین بوده‌ست تا بوده‌ست گردون ✏ وحشی بافقی  

١ هفته پیش
٤ رأی

برای بیت: جهان جمله هیچ و اهل جهان جمله هیچ ای هیچ، برای هیچ، بر هیچ مپیچ چند اصطلاح و ضرب‌المثل فارسی که از نظر معنا به آن نزدیک‌اند عبارت‌اند از: تا بوده، همین بوده. ✅ (کاملا مناسب) اشاره ...

١ هفته پیش
٦ رأی
تیک ٤ پاسخ
١٠٤ بازدید

نظر از خرمی سوی پسر تاخت رخ فرزند را مد نظر ساخت چنین فرمود شاه نیک فرجام که منظورش کنند اهل نظر نام ✏ وحشی بافقی  

١ هفته پیش
٦ رأی

در این دو بیت، واژه «نظر» و مشتق آن «منظور» در دو معنای متفاوت و زیبا به کار رفته است. این از آرایه‌های رایج در شعر کلاسیک فارسی است. بیت اول نظر از خرمی سوی پسر تاخت رخ فرزند را مد نظر ساخت ...

١ هفته پیش
٣ رأی
٣ پاسخ
٧٤ بازدید

معنی وا ژی آپر (upper) در بافت فلسفی میتونه پسین باشه؟ مثلا  The upper paleolithic transition  میشه گفت: گذار پارینه‌سنگیِ پسین؟

١ هفته پیش
٥ رأی

🔹 پاسخ کوتاه: بله، در این بافت، «upper» دقیقاً به معنای «پسین» (Later) است و ترجمه‌ی شما («گذار پارینه‌سنگیِ پسین») کاملاً صحیح است. 🔹 توضیح دقیق: در باستان‌شناسی و زمین‌شناسی، واژه‌های Upper ...

١ هفته پیش
٣ رأی
٤ پاسخ
١٠٠ بازدید

مترادف کلمه ی رفود

١ هفته پیش
٤ رأی

کلمه "رفود" در لغت‌نامه‌های معتبر فارسی، یک صفت عربی با ریشه باستانی است و نه تنها در فارسی امروز، بلکه حتی در متون کهن هم کاربردی ندارد. بنابراین، مترادف مستقیمی برای آن در زبان فارسی رایج وجود ندارد ...

١ هفته پیش