پرسش خود را بپرسید

معنی واژه ‌"فرق" در ابیات زیر را بنویسید

تاریخ
١ ماه پیش
بازدید
٦٦

به فرقش موی دام هوشمندان
ازو تا مشک فرق اما نه چندان

فراوان مو شکافی کرده شانه
نهاده فرق نازک در میانه

ز فرق او دو نیمه نافه را دل
و زو در نافه کار مشک مشکل

✏ جامی
 

٦٨,٥٥٣
طلایی
٢٥
نقره‌ای
١,٢١١
برنزی
٢,٦٣٣

٤ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

سلام و درود بر جناب دکتر عزیز و بزرگوار🙏🌹
تیموس شاه دختری داشت بنام زلیخا که نظامی جان در قسمت یوسف و زلیخا اینگونه توصیفش میکند:
قدش نخلی ز رحمت آفريده
ز بستان لطافت سر كشيده 
ز جوی شهرياری آب خورده
ز سرو جويباری آب برده 
به فرقش موی، دام هوشمندان (فرق سر)
ازو تا مشك، فرق، اما نه چندان (تفاوت)
فراوان موشكافی كرده شانه
نهاده فرق نازك در ميانه (خط فرق سر، تفاوت)
ز فرق او، دو نيمه نافه را دل (فرق سر، تفاوت)
وز او در نافه كار مشك، مشكل 
اما واژه فرق: واژه ای عربی به معنی جدا کردن، شکافتن. وَإِذْ فَرَقْنَا بِکمُ الْبَحْر، دریا را شکافتیم. معنی جدا کردن هم میدهد: وَقُرْآناً فَرَقْنَاهُ. اگر حرف ر را مفتوح کنیم (فَرَق) علاوه بر پراکندگی، ترس هم معنی میدهد، وَلَکنَّهُمْ قَوْمٌ یَفْرَقُونَ، یعنی، ولکن این قوم می‌ترسند (از قدرت اسلام و مسلمین) از همین ریشه فِراق، جدایی. کلام معروف حضرت خضر به موسی علیه‌السلام: هَذَا فِرَاقُ بَیْنِی وَبَیْنِک، یعنی این جدایی بین من و تو است. در ریاضیات بازم از همین ریشه، تَفریق، پراکنده. إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُواْ دِینَهُمْ، و واژه تَفَرُّق، پراکندگی. و فِرقة: گروه. دسته. فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کلِّ فِرْقَةٍ،
و فَریق: گروهی که از جمعیت دیگر جدا شده باشند. و فِرق: پاره ای از یک چیز کامل. قطعه. فَکانَ کلُّ فِرْقٍ کالطَّوْدِ الْعَظِیمِ، بر وزن فُعلان، حالت فاعلی میگیره: فُرقان: جدا کنندۀ حق از باطل. إَن تَتَّقُواْ اللّهَ یَجْعَل لَّکمْ فُرْقَاناً، و البته هیچ تضادی در میان نیست و واژه فرق جدا شدن رو میرساند، که نظامی دو پهلو از این واژه بهره گرفته، چون ابتدا (به فرقش موی، دام هوشمندان) فرق سر، تارک، میان،  هست که دو زلف را جدا میکند، و در (ازو تا مشك، فرق، اما نه چندان) را برای تفاوت، اختلاف، تمایز، توفیر بکار گرفته، و بعد از این، دو بار باز واژه فرق را تکرار کرده که دوپهلو هست، چون اینجا شاعر واژه را بگونه ای استفاده کرده که با هر دو معنا کاملاً سازگار هست، و لطمه ای به هر دو مفهوم نمیزند، نظامی در صنایع ادبی چیره دست بوده و در اشعار خودش دائماً ندای: هل من مبارز؟ را به رخ میکشد. در ادبیات ما بسیار بجای (سر) هم استفاده میشود، فردوسی نیز به همین معنی استفاده کرده میگه:
چنین داد پاسخ ورا گستهم
که مویی نخواهم ز فرق تو کم 
اینجا سر منظور هست، نه هیچکدام از دیگر معانی. و شاعران بعدی هم تکرار کردند، مثلاً سعدی گفته: 
مر سرو را قبا نشنیدم کمر که بست
بر فرق آفتاب ندیدم کلاه را
زبان پارسی بعد از گذراندن دوره های متعدد اکنون به سطحی رسیده که شیرین ترین کلام، و در عین حال آنقدر غنی شده که هر واژه فقط با توجه به معانی جمله مفهوم حقیقی خود را آشکار میکند.

٢١٨,٠٠٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
١ ماه پیش

درود بر شما
آفرین

بادرود.

منظور از فرق خط سفیدی و نازکی که توسط شانه،  موهای مشکی و زیبای معشوق  را در وسط سر از هم جدا کرده. کنایه این است که جدایی موهای سر معشوق به دوطرف سر چنان خودنمایی میکند که دل عاشق را برده است ..

٦١,٧٤٠
طلایی
٧١
نقره‌ای
١٥٩
برنزی
٧٠٣
تاریخ
١ ماه پیش

درود بر شما
پاسخ کامل نیست

در بیت‌هایی که از جامی نقل کردید، کلمه **«فرق»** به دو معنا آمده است:

1. **فرق به معنای «سر» یا «بالای سر» (تاج سر) – در بیت اول و دوم:**  
  «به فرقش موی دام هوشمندان» یعنی موهای بلند معشوق تا **تارک سر** (فرق سر) هوشمندان را دام می‌کند.  
  «نهاده فرق نازک در میانه» یعنی شانه تارک باریک و لطیف سر معشوق را در میان موها پدید آورده است.

2. **فرق به معنای «جدا شدن، پخش شدن، پراکنده شدن» – در بیت سوم:**  
  «ز فرق او دو نیمه نافه را دل» یعنی از **پراکندگی** و رهایی موهای معشوق، دل نافه (کیسه خوشبو) دو نیمه شده است.  
  «فرق» در اینجا فعل یا مفهوم جداشدن و تفریق است.

 **جمع‌بندی:**  
- در بیت اول و دوم: **فرق به معنای فرق سر، تارک**  
- در بیت سوم: **فرق به معنای جدایی، پراکندگی** (مصدر «فرقان/تفریق»)

اگر منظورتان بیت‌های عیناً نقل‌شده است و فرق در همه جا ساده خوانده شود، احتمالاً مخاطبان شما (دانش‌آموزان یا ادب‌دوستان) نیازی به تفکیک دو معنا نمی‌بینند و می‌توانید در پاسخ بگویید «فرق هم به معنای جدا شدن و پراکنده شدن است و هم سر و بالای سر که منظور شاعر فرق سر معشوق است و تشخیص معنا در هر بیت با توجه به ترکیب ممکن است».  

اما پاسخ مستقیم و نهایی شما به عنوان معلم:

🔹 **«فرق» در این ابیات = فرق سر (تاج سر) معشوق**  
در بیت سوم: کنایه از پراکنده شدن و رها شدن گیسو.

٧٧٦,٧١٣
طلایی
٧٤٣
نقره‌ای
٨,٩٣٥
برنزی
٦,٤٦٩
تاریخ
١ ماه پیش

درود بر شما و دانش والای شما

منظور لذت بردن از اشعار زیبای فارسی است با بازگویی آنها در حضور جمعی ادب دوست و خردمند

در ابیات بالا، «فرق» به معنی خط میان موی سر (جداگاه مو) است؛ همان جایی که موها را از وسط به دو طرف شانه می‌زنند.

· در مصراع اول و دوم، به «موی فرق سر» معشوق اشاره دارد.

· در مصراع سوم، «فرق او دو نیمه نافه را دل» یعنی خط فرق سر معشوق، دلِ نافه‌ی آهو (مشک‌دان) را دو نیمه کرده؛ کنایه از آنکه زیبایی فرق سر او کار یافتن مشک را دشوار می‌کند.

٢٢,٦٨٨
طلایی
٧
نقره‌ای
٢,٣٣٩
برنزی
١٣٤
تاریخ
١ ماه پیش

درود بر شما
آفرین

پاسخ شما