پرسش خود را بپرسید

تفسیر و برداشت شما ازین جمله چیست؟؟؟

تاریخ
١ ماه پیش
بازدید
٣١

شرح دل بی‌نهایت است چون شرح دل خوانده باشد از رمزی بسیار فهم کند و آنکس که هنوز مبتدی است از آن لفظ همان معنی آن لفظ فهم کند ، او را چه خبری و های های باشد سخن بقدر مستمع می‌آید، چندان که می‌کشد و مُغذّی می‌شود حکمت فرو می‌آید چون او نکشد حکمت نیز برون نیاید و روی ننماید.

متن از فیه ما فیه به تصحیح مرحوم حسین حیدرخانی 

٤,٥٨٠
طلایی
٠
نقره‌ای
١٢٥
برنزی
٩٦

١ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

این قطعه از فیه‌مافیه (مقالات شمس تبریزی) نگاهی عمیق به چگونگی ادراک معنا و نسبی‌بودن فهم دارد. برداشت من از آن چنین است:

۱. معنا نامتناهی و وابسته به ظرف وجودی مخاطب است

عبارت «شرح دل بی‌نهایت است» می‌گوید حقیقت و تجربه‌های درونی قابل تحدید به لفظ نیستند. «رمز» در اینجا اشاره به لایه‌های پنهان معنا دارد که هرکس به اندازه «جرعه‌ای که می‌کشد» از آن می‌نوشد.

۲. سه سطح فهم در این متن دیده می‌شود:

· سالکِ واصل (عارف کامل): از یک لفظ، رمزهای بی‌شمار می‌شنود.
· مبتدی (تازه‌وارد): تنها معنای ظاهری لفظ را می‌فهمد؛ از این رو تنها «های‌های» (حیرتِ تهی یا شورِ بی‌محصول) دارد.
· مستمعِ در حال رشد: کسی که «می‌کشد» یعنی تحمل و اشتیاق دارد، سخن در او کار می‌کند و «مُغذّی» (غذا دهنده روح) می‌شود.

۳. اصل کلیدی: «سخن بقدر مستمع می‌آید»

این دقیقاً همان مفهوم روان‌شناختی «آمادگیِ درونی برای دریافت» است. معنا به صورت خطی منتقل نمی‌شود، بلکه در بسترِ خواست و ظرفیتِ مخاطب متولد می‌گردد.

۴. نکته ظریف و عمیق پایانی:

«چون او نکشد حکمت نیز برون نیاید و روی ننماید»
یعنی حقیقت (حکمت) خودش را بر کسی که طالب و مشتاق نیست، نشان نمی‌دهد. گویی معنا در نسبتِ «سائل و مجیب» ظهور می‌کند. اگر التماسِ جان نباشد، درِ خزانۀ غیب گشوده نمی‌شود.

برداشت روان‌شناختی امروزی:

این متن به زیبایی توضیح می‌دهد که چرا در ارتباطات انسانی، یک پیام واحد برای افراد مختلف معانی متفاوت دارد. همۀ ما به اندازه «زخم‌هایی که خورده‌ایم و سؤال‌هایی که داشته‌ایم» از سخن دیگران درک می‌کنیم. کسی که «جذب» نشده باشد، سخن در او «اثر» نمی‌کند.

خلاصه: نمی‌توان انتظار داشت سخنِ عمیق، در جانِ بی‌حوصله و بی‌رمز بنشیند. نور حکمت، مشتاق خود را می‌طلبد.

٢٢,٥٣٤
طلایی
٧
نقره‌ای
٢,٣٣٩
برنزی
١٣٤
تاریخ
١ ماه پیش

پاسخ شما