پرسش خود را بپرسید

تفاوت (طنز و هجو و هزل) کدام گزینه صحیح است؟

تاریخ
٨ ماه پیش
بازدید
٤٢٦

تفاوت (طنز و هجو و هزل) کدام گزینه صحیح است؟
۱- طنز و هجو، هر دو نوعی از مُطایبه یا همان شوخ‌طبعی هستند، اما هجو به‌ قصد مسخره کردن، ریشخند یا تخریب شخصیت کسی نگاشته میشود، و هزل همراه کلمات زشت و رکیک است.
۲- طنز اغلب قصد اصلاح دارد، اما هجو غالباً قصد اصلاح ندارد و هدف اصلی آن، کوبیدن و نابودی شخصیت طرف مقابل است، هزل نیز استفاده از الفاظ ناپسند است و سخنی است که در آن، مضامینی خلاف اخلاق و ادب بیاید.
۳- آثار هجو، گاهی با هزل همراه هستند، یعنی ادبیات رکیک، و گاهی با جِدّ، یعنی ادبیات رسمی برای تخریب رقیب یا دشمن استفاده میشود و لزوماً همیشه شوخ‌طبعانه نیست، و ممکن است بسیار طعنه‌دار برای طنز در نظر گرفته شود، و معمولاً مقاصد اصلاح‌طلبانه و اجتماعی در آن مطرح است.
۴- طنز با بیان ظریف مشکلات و کاستی‌ها، با زبانی غیرمستقیم، سعی در اصلاح آنها دارد. در سبک کمدی، که نوعی بیان مطایبه‌آمیز بصورت تصویری، مثل سینما و تئاتر است، میتوان از همۀ شاخه‌های شوخ‌طبعی و مطایبه (طنز، هجو و هزل) استفاده کرد.
۵- تمام گزینه ها صحیح هستند.
۶- گزینه ۱ و ۲ و ۴ صحیح است.
۷- گزینه ۱ و ۲ و ۳ صحیح است.
۸- فقط گزینه ۱ و ۲ صحیح است.

٢١٩,٠٠٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٨
عکس پرسش

٢٠ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

اگه درست بگم

گزینه ۵ همه گزینه ها

درست هستند

١٢١,٧٠٢
طلایی
١٣١
نقره‌ای
٧٧٩
برنزی
١,٧٥٣
تاریخ
٨ ماه پیش

سلام
بله آفرین محمد جان🌺
درست فرمودید، سپاسگذارم🙏

کسی به خانه­ اش دزدی زد،  هر کسی چیزی گفت، یکی گفت چرا درب خانه­ ات اینقدر بی چفت و بست است؟ دیگری گفت دیوار خانه­ ات چرا اینقدر کوتاه است؟ فرد دیگری گفت، چرا چیزهای قیمتی در خانه نگهداشتی؟ آن دیگری گفت: چرا خانه­ ات را خالی گذاشتی؟ و... ناگهان صاحب خانه با عصبانیت فریاد زد: بس است، فهمیدم تنها من مقصرم و اصلاً دزد بیچاره هیچ گناهی نکرده. این لطیفه معادل ضرب المثل: یکطرفه به قاضی رفتن است، و می­تواند کنایه از انتقادهای یک سویه باشد.
و شاعری خوش ذوق گفته:
این زندگی پُر غم ما آسان باد. 
این سفره ی ما پُر از برنج و نان باد. 
یارانه ی ما قطع نماید هرکس. 
تا آخر عُمر بی زن و تنبان باد. 
فقط باید گفت: الهی آمین.

٢١٩,٠٠٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٨
تاریخ
٢ ماه پیش

شخصی از ملانصرالدین پرسید مسلمان به چه کسی میتوان گفت؟ گفت: مسلمان کسی است که مردم از شر دست و زبان او در امان باشند. آن شخص گفت: والله کور شوم اگر تا بحال چنین مسلمانی دیده باشم.
در طنز گاهی از طعنه و تمسخر انسان­ها و يا رويدادهای اجتماعی، استفاده مي­گردد، اما اين طعنه و تمسخر هم مي­تواند به شكل ادبی و محترمانه بکار گرفته شود و هم مي­تواند به صورت غیر محترمانه و عاميانه صورت گيرد. در شكل او‌ّل، طنزپرداز مغرضانه برخورد نكرده، بلكه قصدش تصحيح و رفع اشتباهات است. در صورتی كه در نوع دوم، وی قصد اذيت و آزار فرد مذكور را دارد؛ و بيشتر ميخواهد دل دیگری را آزرده و دل خود را آرام سازد. او به نتيجه سخنانش نمی‌انديشد. زبان اين فرد، غالباً تند و گزنده است و از همان ابتدا، مخاطب در می‌يابد كه فرد مذكور چه قصد و هدفی را دنبال ميكند و این به تاثیر طنز لطمه میزند.

٢١٩,٠٠٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٨
تاریخ
٣ ماه پیش

كنون رزم virus و رستم شنو 
دگرها شنيدستی اين هم شنو 
كه اسفنديارش يكی disk داد 
بگفتا به رستم كه ای نيكزاد 
در اين disk باشد يكی file ناب 
كه بگرفتم از site افراسياب 
طنزپردازان ادیب و خوش ذوقی که با دیدی مثبت و در جایگاه یک منتقد اجتماعی به طنز می پردازد و حاصل تلاش آنان گنجینه­ ای از ادبیات لطیف و هنری است که با سبک طنز، وضع موجود اجتماعی ایران را به نقد کشیده است. نمونه این گونه طنزها را می­توان در نشریه­ های فکاهی مانند گُل آقا مشاهده کرد. آنان با رعایت اصول اخلاقی و شئونات اجتماعی، طنز نقادانه خویش را با هنرمندی و ذوق سرشار خود خلق نموده و به وظیفه مصلحانه خود عمل می­نمایند.
امروزه طنزپردازان ایرانی نسبت به قبل از انقلاب، آزادانه و با رعایت خط قرمزهای نسبتاً کمتری به طنزپردازی خویش می­پردازند. چنانکه تقریباً همه عرصه­های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی این جامعه موضوع طنزپردازی آنان قرار گرفته است. از این رو باید اذعان داشت که در کل طنزپردازان ایرانی پس از انقلاب و در طی این چند دهه، از رشد و ترقی قابل توجهی برخوردار بوده­ اند.

٢١٩,٠٠٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٨
تاریخ
٣ ماه پیش

بيمارستان روانی: به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانی، از روان‌ پزشک پرسیدم شما چطور می‌ فهمید که یک بیمار روانی به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه ؟
روان ‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چای خورى، یک فنجان، و یک سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالی کند.
من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ ‌تر است.
روان ‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر میدارد. حالا بگو ببینم میخواهی تختت کجا باشه؟کنار پنجره باشه خوبه؟

٢١٩,٠٠٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٨
تاریخ
٤ ماه پیش

جناب حضرت اجل و کچل، جناب ناصرالدین شاه در سفرنامه انگلستان خود (۱۸۸۹) توصیفی جالب از کاخ هالتون‌بارون آلفرد روچیلد و کاخ وادسدون‌بارون فردیناند روچیلد بدست داده که واکنش این شاه قجری جالب است: رسیدیم به پارک و قصر آلفرد روچیلد که نهار اصلی را باید اینجا بخوریم و بعد به قصر فردیناند روچیلد برویم، آلفرد روچیلد مردی است وسط القامه، چهل و هفت سال دارد و صورت بشاشی شبیه به والی خان، ولی دو طرف گونه او قدری ریش دارد و چانه را میتراشد، پس از ورود ما را به اتاق راحت بردند، این اتاق خیلی نقل دارد، تمام دیوار و سقف این اتاق مطلا است و در نهایت زینت و قشنگی است، پارچه‌های بسیار عالی به دیوار این اتاق چسبانیده‌اند که از تعریف و توصیف خارج است، (عجب شاه ندید بدید و حسرت منگولی) آینه‌های بزرگ و مبل این اتاق و فرش ایرانی، که قالی جوشقانی است، و سایر اسباب و لوازم این اتاق در کمال نظافت و پاکیزگی است و نباید مثل و مانند این اتاق جز در بهشت یافت شود، خلاصه، ناهار خوردیم و برخاستیم، رفتیم توی باغ گردش کنیم، ما شروع کردیم به گردش باغ این یهودی، جلو عمارت گلکاری‌های خیلی خوب شده است و بقدری گل سرخ و زرد و آبی و الوان مختلف دارد که حساب ندارد، (خب احمق یک مشت بذر گل بپاش داخل باغچه همین میشه) و جلو باغچه‌ها یک حوض بیضی بسیار خوبی ساخته‌اند که در وسط آن مجسمه است و آدم است که از وسط دهن آدم‌ها و اسب‌ها، آب خیلی خوب جاری است، که آبش هم خوردنی است، و تا حال همچو آب خوبی در فرنگستان ندیده بودم، (مرغ همسایه غازه) و دور حوض خیابانهای منظم خوب ساخته اند و از درخت کاج دیوارهای سبز ساخته‌اند که خیلی خوب و باصفا است، و بطوری این گل‌ها و سبزی‌ها و دیوارهای کاخ، که با قیچی چیده و منظم درست کرده اند، مصفا است که از حد تعریف خارج است، (بیچاره علی آباد که باصفاتره) و بعضی گوشه‌ها و گریخته‌ها درست کرده است که درختهای منظم اطراف آن کاشته شده، به عینه باغ پریان است و حقیقتاً نمیشود نوشت که این یهودی‌ها چه دستگاهی درست کرده‌اند، اطراف حوض چراغ‌های حبابی الکتریسیته نصب کرده‌اند که در شب روشن میکنند خلاصه، از این وضع باغ و باغچه خیلی لذت بردیم، (بفرمایید خر کیف شدیم) بعد به طرف باغچه‌های بالای عمارت رفتیم، آنجاها هم خیلی مصفا و تپه‌های گل‌کاری خوب با سلیقه بود، بعد به گلخانه این عمارت رفتیم که از یک طرف به عمارت است و از دو طرف به باغ و باغچه است و تمام این گلخانه از بلوار ساخته شده و در کمال زینت و خوبی است، رسیدیم به شهر آلزبوری، شهر کوچکی است ولی خیلی قشنگ، (شادقلی باصفاتره) تقریباً دو ساعت طول کشید رسیدیم به قصر وادسدون روچیلد(ای شاه بیسواد وادستون روچیلد، درسته) دستگاه این یهودی خیلی بالاتر از همه است، این عمارت از حیث بنا و بزرگی و اسباب و زینت و مبل‌های نفیس قیمتی خیلی بالاتر از سایرین است، آن روچیلد اولی و این روچیلد هر دو این عمارات و پارک و میوه و باغ و غیره را هفت هشت سال است دست زده و ساخته‌اند و میگفتند قبل از هشت سال زمین بایر زراعت بوده است (خب ابله تو هم آباد کن) و حالا همچه جایی ساخته است که هیچ پادشاهی ندارد. این روچیلد گفتند قریب شش کرور تومان خرج این عمارت کرده است سوای اغلب اسبابها که از پدرش ارث رسیده است و اینجا گذاشته است که همه نفیس و قیمتی است، پرده‌های گوبلنس کارخانه فرانسه خیلی دارد، به دیوارها نصب کرده است، یعنی خریده است پرده‌ای دو هزار تومان، چهار هزار تومان و همچنین پرده‌های نقاشی بسیار اعلای پرقیمت در اتاق‌ها دارد که همه کار استادان صد و بیست سال قبل از این است، تمام اتاق‌ها و راهروها و دالان‌ها پر از زینت و اسباب نفیس است و چشم‌انداز عمارت به صحرا و جنگل‌ها و آبادی‌ها تا چشم کار میکند میرود، جلو عمارت باغچه‌های گلکاری و حوض بزرگ، فواره‌ها از مجسمه‌های ریخته چدن که از دهن و گوش و سرشان آب میریزد. آب صاف خوب، گلکاری‌ها را در حقیقت سحر کرده‌اند مثل نقاشی و میناکاری، چه شمعدانی‌ها، چه لادن‌ها، چه انواع اقسام گلها، خیابانها و درختهای قیچی کرده، چمن، پارک، حقیقتاً مردکه یک بهشت شدادی ساخته است و روی حضرت موسی علیه‌السلام را سفید کرده است که همچه امتی دارد، اسماعیل بزاز اگر اینجا را ببیند دیگر به خواننده و رقاصهای یهودی تهران ریشخند نمیکند، این روچیلدها هر دو زن ندارند اما هریک صد کنیز، بیشتر کمتر، دارند همه با لباسهای خوب، حقیقتاً حرمخانه دارند، این است که دیگر زن نمیگیرند.. (ای بدچشم هیز.. اونجا هم له له میزدی برای حرمسرا؟ آخرشم به قتل رسیدی و نفله شدی و.. حسرت به دل رفتی.. تو دیگه چرا عالیجناب؟!)

٢١٩,٠٠٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٨
تاریخ
٤ ماه پیش

آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند! حتما میدانید که نوبل مخترع دینامیت است. زمانی که برادرشلودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترعدینامیت) مرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را میخواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد:....(آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آور ترین سلاح بشری مرد)
آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟
سریع وصیت نامه‌اش را آورد. جمله‌های بسیاری را خط زد و اصلاح کرد. پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه‌ای برای صلح و پیشرفت‌های صلح آمیز شود

٢١٩,٠٠٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٨
تاریخ
٤ ماه پیش

مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است، به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمیدانست این را چطور بهش بگوید. به نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت. دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: ابتدا در فاصله ۴ متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله ۳ متری تکرار کن. بعد در ۲ متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد.آن شب همسر مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود ۴ متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید: عزیزم، شام چی داریم؟ جوابی نشنید، بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: عزیزم شام چی داریم؟ و همسرش گفت: مگه کری؟! برای چهارمین بار میگم؛ خوراک مرغ!! حقیقت به همین سادگی و صراحت است. مشکل، ممکن است آن طور که ما همیشه فکر میکنیم، در دیگران نباشد؛ شاید در خودمان باشد.

٢١٩,٠٠٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٨
تاریخ
٤ ماه پیش

خیلی جالب بود علیرضا جان
مرد مهربان 🥰🫂

-
٤ ماه پیش

سپاسگزارم محمد عزیز، من کوچیک شما هستم، و سپاسمند از لطف و محبت شما🙏🌹

عیب کسان منگر و احسان خویش
دیده فرو بر به گریبان خویش
آینه آنروز که گیری بدست
خودشکن آنروز مشو خودپرست

طنز در ادب فارسی در چند معنی بکار رفته است:
الف) تمسخر و طعنه‌زدن:
زبون‌تر از مه سی‌روزه‌ام مهی سی روز
مرا به طنز چو خورشید خواند آن جوزا
کلیات خاقانی‌
ب ) نظامی ‌گنجوی طنز را به معنی تقلید از سر تمسخر به کار برده است:
سايه كه نقيصه ساز مردست
در طنز گری گران نورداست
طنزی كند و ندارد آزرم
چون چشمش نيست كی بود شرم
ج) طنز به معنی دروغ و مسخره:
دی گفت سعدیا من از آنِ توام به طنز
آن عشوه دروغ دگرباره بنگرید
کلیات سعدی‌.

٢١٩,٠٠٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٨
تاریخ
٥ ماه پیش

توی دانشگاه مدتی مُد شده بود دخترها وقتی میرفتن دستشویی، بعد از آرایش کردن، آئینه رو میبوسیدن تا جای رژ لبشون روی آئینه دستشویی بمونه، و هر چی تذکر میدادند بی فایده بود تا مستخدم بیچاره از بس جای رژ لب پاک کرده بود خسته شده و موضوع رو با رئیس دانشگاه خیلی جدی در میون گذاشت... بالاخره فکری کردند... فرداش رئیس دانشگاه تمام دخترها رو جمع کرد جلوی درب دستشویی و گفت: اونایی که این کار رو میکنند خیلی برای مستخدم ایجاد زحمت میشه و حالا برای اینکه شما ببینیند پاک کردنش چقدر سخته، یه بار جلوتون پاک میکنه... مستخدم با آرامش کامل رفت دستمال رو فرو کرد تو چاله توالت، بعد که دستمال خیس شد، شروع کرد به پاک کردن آئینه. خلاصه از اون روز به بعد، دیگه هیچکس آئینه رو نبوسید. شما برای حل مشکلات زندگی از چه ترفندی استفاده میکنید که جواب بده؟ البته شما هم سعی کنید از راهکار های خلاقانه در زندگیتون استفاده کنید. چون بعضی وقتا زبون خوش جواب نمیده.

٢١٩,٠٠٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٨
تاریخ
٥ ماه پیش
١

پاسخ شما