پرسش خود را بپرسید

این قصیده از کیست؟ تفسیر و برداشت شخصی شما چیست؟؟

تاریخ
١ ماه پیش
بازدید
٥٠

زمانه ، پندی آزادوار داد مرا

زمانه را چو نکو بنگری، همه پندست

به روز نیک کسان، گفت: تا تو غم نخوری

بسا کسا که به روز تو آرزومندست

زمانه گفت مرا: خشم خویش دار نگاه

کرا زبان نه به بندست پای دربندست

٠ %

مولوی

٠ %

صائب تبریزی

١٠٠ %

رودکی

٣ پاسخ
٠ %

کلیم کاشانی

٤,٥٨٠
طلایی
٠
نقره‌ای
١٢٥
برنزی
٩٦

٤ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:
پاسخ کاربر: گزینه‌ی سوم
٦١,٧٢٠
طلایی
٧١
نقره‌ای
١٥٩
برنزی
٧٠٣
تاریخ
١ ماه پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی سوم
٦٨,٤٩٣
طلایی
٢٥
نقره‌ای
١,٢١١
برنزی
٢,٦٣٢
تاریخ
١ ماه پیش

این ابیات از ناصرخسرو قبادیانی، شاعر و فیلسوف بزرگ ایرانی (قرن پنجم هجری)، است. او در این قطعه از زبان «زمانه» (روزگار) پندهایی آزادوار (آزادمنشانه) بیان می‌کند.

تفسیر ابیات:

مصرع اول: «زمانه، پندی آزادوار داد مرا»
یعنی روزگار به من پندی داد که در آن اکراه و تحمیلی نیست؛ پندی حکیمانه و برخاسته از واقعیت.

مصرع دوم: «زمانه را چو نکو بنگری، همه پندست»
اگر به دقت در رویدادها و گردش روزگار بنگری، خودِ زمانه سراسر پند و عبرت است، نه فقط سخن دیگران.

بیت دوم:
«به روز نیک کسان، گفت: تا تو غم نخوری / بسا کسا که به روز تو آرزومندست»
روزگار به من گفت: وقتی دیگران روز خوشی دارند، غم مخور که چه بسا کسانی باشند که آرزوی روز تو را دارند (حتی اگر تو فکر می‌کنی روزگارت سخت است). این بیت ما را به قناعت و نگاه به داشته‌ها دعوت می‌کند.

بیت سوم:
«زمانه گفت مرا: خشم خویش دار نگاه / کرا زبان نه به بندست پای دربندست»
روزگار به من هشدار می‌دهد که خشم خود را مهار کن؛ زیرا کسی که زبانش بند نیاید (نمی‌تواند خشمش را کنترل کند)، در عمل و زندگی گرفتار خواهد شد. پیوند خشم و زبان، اشاره به تندگویی در خشم دارد که سرانجام به بند و بلا می‌کشد.

برداشت شخصی من:

این ابیات از نظر فلسفی بسیار ژرف است. ناصرخسرو با نگاه خردگرایانه و تجربی خود، «زمانه» را استاد بزرگ انسان می‌داند. پیام اصلی این است:

1. نسبی‌بودن خوب و بد روزگار – رنج و شادی دیگران را با خود مقایسه نکن؛ شاید چیزی که برای تو ناخوشایند است، دیگری آرزوی آن را دارد.
2. هارمونی رفتار و عاقبت – اگر زبانت را از خشم و فحش بازنداری، در عمل آزادتری و از بند تنگ‌نظری و عجله رها می‌شوی.
3. آزادوار به معنی پند برخاسته از آزادگی – پند زمانه نه از سر تحمیل، بلکه از سر نشان دادن واقعیت است. هرکس با تعقل در روند روزگار می‌تواند خود به این پندها برسد.

در دنیای امروز، این شعر یادآوری می‌کند که خشم لحظه‌ای و مقایسهٔ دائم خود با دیگران، ما را در بند روانی و اجتماعی می‌کند. خویشتن‌داری در خشم و نگاه به داشته‌هایمان، رمز آزادی درون است.

٢٢,٥٦٤
طلایی
٧
نقره‌ای
٢,٣٣٩
برنزی
١٣٤
تاریخ
١ ماه پیش

درود و قت بخیر امیر جان
ممنون بابت تفسیر و معنی دقیقی که بیان کردین🙏🙏
این قصیده از رودکی ست

پاسخ کاربر: گزینه‌ی سوم
٤٥,٣٣٩
طلایی
٢٤
نقره‌ای
٦١١
برنزی
٤٢٨
تاریخ
١ ماه پیش

پاسخ شما