چه خوش وقتی و خرم روزگاری که یاری بر خورد از وصل یاری
به فرقش موی دام هوشمندان ازو تا مشک فرق اما نه چندان فراوان مو شکافی کرده شانه نهاده فرق نازک در میانه ز فرق او دو نیمه نافه را دل و زو در نافه کار مشک مشکل ✏ جامی
سایهٔ سعدی چو اندر دل فتاد از ملک دل را رسد نور و گشاد
1_ای دریغا ای دریغا ای دریغ کانچنان ماهی نهان شد زیر میغ 2_ای دریغ از آنچه کردی ای دریغ ماه تابان را نهان کردی به میغ
پادشاهی بود در ملک جهان مالکالملک جهان و ملک جان در گلستان بود او را طوطیی دلگشا و نغز و زیبا طوطیی طوطیی خوش لهجه و فرخ لقا طوطیی شیربن زبان و جان فزا آشیانش کنگر قصر رفیع طوفگاهش عرصه ملک وسیع مینخوردی لقمه جز از دست شاه جز ز دست پادشاه نیکخواه قند و شکر مینهادش بر دهان روز و شب از دست خود آن ارسلان درگه و بیگه انیس شاه بود جان او با جان شه همراه بود
استاد صدیقی میدانی با مجسمه و نام میدان فردوسی را در کدام یک از شهر های اروپایی بنا نهاد؟ ۱.پاریس ۲.رم ۳.لندن ۴.برلین
در بیت "فارغ ز امیدِ رحمت و بیمِ عذاب آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب " منظور شاعر از "فارغ" بودن از رحمت و عذاب چیست؟
شاعران نام دار چه کسانی هستند و امروز هم از شعر های او یادی می گنیم
مشورت کن با گروه صالحان بر پیمبر امر شاورهم بدان
صفت «کثیر الشعر » مربوط به کدام شاعر است؟