درود. برای یادگیری بسیار عالی بود. ممنون
بلخشید منظور ترجمه فی البدائه است ؟
عرض ادب دارم
کلمه حاربه را در ابادیس نیافتم
پس ننوشتم
غریم. [ غ َ ] ( ع ص ) وام دار. و فی المثل : خذ من غریم السوء ما سنح. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( دهار ) . قرض دار. مدیون. مقروض. بدهکار. فام دار. ج ، غُرَماء. ( اقرب الموارد ) ( مهذب الاسماء ) :
بر تنت وام است جانت گرچه دیر
بازباید داد وام ای بدغریم.
ناصرخسرو.
درود
هَرای شیر یعنی غرش شیر، چون هرا به معنی سروصدای بلند و غوغا هست و گویا اینکه در مجالس میگن هُورررررا، از هَرا گرفته شده.
گر یعنی بیماری پوستی که پوست را زمخت میکند و موی آن ناحیه میریزد
با سلام
با اجازه جناب آقای دکتر
غریم از ریشه غُرم هم خانواده غرامت: تاوان، خسارت، جریمه، وام، زیان دیدن در تجارت.
غریم هم به معنای طلبکار است و هم بدهکار. این جا طلبکار است.
غریم به معنی بدهکار و همچنین طلبکار
جهنده بودن نبض مدنظر است
در داستان مولانا حکیم نبض زرور را میگیرد و نام شهرها را می برد
وقتی نام شهری که محل زندگی معشوق زرگر است برده میشود نبض زرگر تندتر می جهد و الی آخر
درود برشما عالی بود