پرسش خود را بپرسید

در شاهنامه نماد سیمرغ در داستان زال، نشان‌ دهنده چیست؟

تاریخ
٣ هفته پیش
بازدید
١٤٦

در شاهنامه نماد سیمرغ در داستان زال، نشان‌ دهنده چیست؟
الف) قدرت نظامی  
ب) عنایت الهی
ج) مکر و حیله  
د) تمدن بشری  
ه) هیچکدام ... است. 

٢١٨,١٢٣
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٢
برنزی
٧,٤٩٢
عکس پرسش

٧ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

درود بر شما

بیشتر گزینه ب  درست درمی آید

٦٨,٩١٥
طلایی
٢٥
نقره‌ای
١,٢١٥
برنزی
٢,٦٤٢
تاریخ
٣ هفته پیش

درود بر شما دکتر عزیز، بله آفرین🌹🙏

اگر بخواهیم عمیق‌تر به داستان نبرد رستم با دیو سپید بپردازیم، نکات جالب و مهمی وجود دارد: جادوی خواب و بیرون کشیدن قلب، یکی از شگفت‌انگیزترین و ترسناک‌ترین بخش‌های این داستان، زمانی است که دیو سپید با جادوی سیاه خود، رستم را به خوابی عمیق فرو می‌برد. در این خواب، رستم هیچ اراده‌ای ندارد و توانایی دفاع از خود را از دست میدهد. دیو سپید از این فرصت استفاده کرده و قلب رستم را از سینه‌اش بیرون میکشد. این صحنه، اوج نمایش قدرت شیطانی و ماورایی دیو سپید را نشان میدهد. این که چگونه حتی قدرتمندترین پهلوانان نیز در برابر جادوی سیاه آسیب‌پذیر است جالب هست. رستم چگونه از این وضعیت مرگبار نجات پیدا میکند؟ در شاهنامه، معمولاً قهرمانان تنها با اتکا به قدرت بدنی خود پیروز نمیشوند، بلکه عناصری مانند یاری ایزدی، راهنمایی‌های حکیمانه، یا در این مورد خاص، ایمان، نفس و روحی که متعلق به خود اوست، به او کمک میکند. برخی تفاسیر این بیداری را به نفس زدن رستم تعبیر میکنند که نشان‌دهنده ادامه حیات و قدرت درونی اوست. به عبارتی، حتی اگر قلب فیزیکی او در اختیار دیو باشد، روح و نیروی حیاتی او همچنان باقی است و به او اجازه بیدار شدن میدهد. این نشان‌دهنده این است که قدرت واقعی رستم فقط در جسم او نیست، بلکه در اراده و جان او نیز ریشه دارد.

٢١٨,١٢٣
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٢
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
٢ هفته پیش

برزویه/ در مورد برزویه طبیب و سفر او به هند، بر اساس روایت‌های موجود در مقدمه کتاب کلیله و دمنه، او برای دستیابی به این کتاب ارزشمند، ماموریت دشواری را از سوی انوشیروان ساسانی پذیرفت. سختی ها و رنج های او را میتوان در چند مورد خلاصه کرد، مثلاً برزویه با وجود برخورداری از جایگاه اجتماعی بالا بعنوان طبیب مخصوص پادشاه، بدلیل عطش دانش و حکمت، تصمیم گرفت برای دسترسی به گنجینه های علمی هند راهی این سرزمین شود. او مجبور شد با سختی های سفر طولانی و خطرناک در آن دوران، از جمله عبور از بیابان ها و مناطق ناشناخته، کنار بیاید. البته بزرگترین چالش او نفوذ به دربار پادشاه هند و دستیابی به کتابخانه سلطنتی بود. کتاب کلیله و دمنه در آن زمان بعنوان رازی بزرگ و مایه افتخار پادشاهان هند تلقی میشد، و خروج آن از کشور ممنوع بود. برزویه با زیرکی و درایت، خود را بعنوان طبیب در دربار هند جا زد تا اعتماد اطرافیان پادشاه را جلب کند. او برای جلب اعتماد، به درمان بیماران و ارائه خدمات پزشکی به بزرگان هندی پرداخت. پس از مدتی طولانی که جایگاه خود را تثبیت کرد، با استفاده از نفوذ و ارتباطاتش، موفق شد به بخش های مختلف کتابخانه دسترسی یابد. او اجازه نداشت کتاب را از کتابخانه خارج کند. بنابراین، هر روز بخشی از کتاب را به حافظه می سپرد و شب هنگام به محل اقامت خود باز میگشت و آنچه را بخاطر سپرده بود، به زبان پهلوی یادداشت میکرد. این کار بدلیل پیچیدگی متن و نیاز به دقت بالا، انرژی ذهنی و روانی بسیاری از او گرفت. او ماه ها در اضطراب دائمی برای لو نرفتن و در عین حال تلاش برای یادسپاری دقیق مطالب کتاب بود. تحمل دوری از وطن، فشارهای روانی ناشی از زندگی مخفیانه در سرزمینی بیگانه و ترس از کشته شدن در صورت افشای نقشه اش، بخشی از رنج هایی بود که او برای انتقال این دانش به ایران متحمل شد. در نهایت، پس از تکمیل نسخه برداری از کلیله و دمنه، او با تدبیر بسیار توانست از هند خارج شده و کتاب را به سلامت به دربار انوشیروان برساند که این اقدام باعث شد تا گنجینه ای بزرگ از حکمت و اخلاق برای ایرانیان به ارمغان آورده شود. اکنون حکایتی کوتاه از کلیله و دمنه/ به شهری از شهرهای عراق طبيبی بود حاذق، و مذكور به يمن معالجت، مشهور به معرفت دارو و علت، رفق شامل و نصح كامل، مايه بسيار و تجربت فراوان، دمی چون دم مسيح و قدمی چون قدم خضر نبی علیه‌السلام. روزگار، چنانكه عادت اوست، دربازخواستن مواهب و ربودن نفايس، او را دست بردی نمود، (ضعف پیری) تا قوت ذات و نور بصر در تراجع افتاد، و به تدريج چشم جهان بينش بخوابانيد (ضعف چشم). و نادانی عرصه خالی يافت، و دعوی علم طب آغاز نهاد، و ذكر آن در افواه افتاد. و ملك آن شهر دختری داشت و بذاذر (برادر) زاده خويش داده بود، و او را در حال نهادن حمل رنجی حادث گشت. طبيب پير دانا را حاضر آوردند. از كيفيت رنج نيكو بپرسيد. چون جواب بشنود و بر علت تمام وقوف يافت به دارويی اشارت كرد كه آن را زامهران خوانند. گفتند: ببايد ساخت. گفت: چشم من ضعيف است، شما خود بسازيد. (پس ناامید به نزد نادان رفتند) در اين ميان آن مدعی بيامد و گفت: كار منست (ولی) تركيب آن من ندانم. ملك او را پيش خواند و فرمود كه در خزانه (خزانه دارو قصر) رود و اخلاط دارو بيرون آرد. در رفت و بی علم و معرفت كاری پيش گرفت. از قضا صره (کیسه) زهر هلاهل بدست او افتاد، آن را بر ديگر اخلاط بياميخت و به دختر داد. خوردن همان بود و جان شيرين تسليم كردن. ملك از سوز دختر شربتی از آن دارو بدان نادان داد (قصاص و مکافات)، بخورد و در حال سرد گشت. و اين مثل بدان آوردم تا بدانيد كه كار به جهالت و عمل به شبهت عاقبت وخيم دارد/ از كليله و دمنه چاپ سنگی، نصرالله منشی نصرالله بن محمد، قرن، ۶ قمری. از نسخه ابن مقفع عبدالله بن دادويه، از حدود ۱۰۶ تا ۱۴۵ قمری. 

٢١٨,١٢٣
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٢
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
٢ هفته پیش

درود بر شما
آفرین
امروزه که بدست آوردن کتاب با راحترین روش و ارزانترین قیمت مقدور است ارزش کتاب را ممکن است کسی متوجه نشود ولی سالهای طولانی تلاش وافر نمودن برزویه طبیب و خطرات جانی را به جان پذیرفتن و نیز صرف هزینه ای هنگفت از خزینه شاهی جهت تهیه کتاب کلیله و دمنه ما را به ارزش کتاب در دوره انوشیروان واقف میکند

درود فراوان بر شما🙏🌹
در مورد برزویه کوتاه نوشتم تا خسته کننده نشود، ابعاد مختلفی دارد که سعی میکنم در هر پست بخشی از آن را تشریح کنم، شما نیز در این امر راهنمایی بفرمایید تا مطلب را بهتر آنالیز کنیم، سپاس از شما🙏🌹💐

درود
آفرین بر همت شما

کمال الدین اصفهانی از بنیانگذاران سبک عراقی و سرودن شعر در قالب غزل است که در غزل هایش مفاهیم عرفانی را با خلق معانی رنگین بکار برده است. او قبل از سعدی اولین کسی است که در غزل تحول ایجاد کرد. کمال الدین سرانجام در حمله و هجوم مغولان در اصفهان بدست مغولی به قتل رسید و قرن هفتم از داشتن شاعری چون او محروم ماند. نمونه غزلیات کمال الدین اصفهانی: 
روی بنمای که دیوانه شدم 
رحمتی، کز غمت افسانه شدم 
شمع رخسار تو نادیده تمام 
من دل سوخته پروانه شدم 
آشناییّ غمت بود سبب 
کز همه شادی بیگانه شدم 
باغم دل شکنت در پنجه 
من بی دل که چه مردانه شدم 
دام زلف تو ندیدم بر راه 
ناگهان شیفتۀ دانه شدم 
آرزوی لب می‌گویم خاست 
کزگزافی سوی میخانه شدم 
هوس زلف چو ز نجیرم کرد 
نه ز بی عقلی دیوانه شدم/ کمال الدین اصفهانی، غزلیات.

٢١٨,١٢٣
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٢
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
٢ هفته پیش

انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه و شکست قوای عثمانی در بین النهرین و فتح سرزمین‌های عثمانی بدست نیروهای انگلیس در سال ۱۹۱۸ عملاً ایران را از شرق و جنوب و غرب در محاصره انگلیس انداخت. قوای انگلیس با استفاده از تفوق خود در منطقه، از شرق و غرب به ایران تاختند. حمله اصلی در آوریل ۱۹۱۸ رخ داد، که طی آن کل ایران، به استثنای استان آذربایجان، به اشغال نیروهای انگلیس درآمد. حمله نظامی انگلیس و اشغال ایران در جنگ اول جهانی از جمله وقایع بسیار مهم تاریخ ایران است؛ چرا که در نتیجه حمله مزبور ایران برای شصت سال عملاً استقلال خود را از دست داد؛ و تقریباً بیست و پنج سال تمام (از ۱۹۱۸ تا ۱۹۴۲ میلادی) در کنترل کامل انگلیس درآمد؛ و پس از آن نیز، تا پیروزی انقلاب (در ۱۹۷۹) تحت سلطه ایالات متحده بود. برغم اهمیت تاریخی حمله انگلیس به ایران در سال ۱۹۱۸، توجه نسبتاً اندکی در منابع تاریخی به این رویداد مبذول شده است. انگلیسی‌ها از همان ابتدا سخت پنهانکاری کردند. آنها نیروهای اصلی مهاجم شان، معروف به قوای اعزامی دانستر Dunster را نیروی سرّی لقب داده بودند؛ زیرا صحبت از وجود چنین نیرویی حتی در بغداد، که در آن زمان مقرّ ستاد نیروهای انگلیس بود، علناً امکان نداشت. چنانکه پیداست، این پنهانکاری تا به امروز نیز ادامه یافته است. در چند کتابی که تقریباً همین اواخر درباره رویدادهای تاریخی مزبور به چاپ رسیده است. نیز اطلاعات ناچیزی درباره حمله انگلیس به ایران وجود دارد. مثلاً، هیچ شرح مفصلی درباره هجوم انگلیس و اشغال ایران در کتاب روابط انگلیس و ایران، نوشته اولسن نیافتم. کرونین نیز فقط اشاره ای گذرا به قوای دانستر دارد. در شکل گیری دولت پهلوی، اثر کرونین. غنی نیز بحث مفصلی درباره هجوم انگلیس و اشغال ایران در سال ۱۹۱۸ ندارد. در ایران و برآمدن رضا شاه، اثر غنی. در ریشه‌های انقلاب، اثر کدی نیز فقط اشارات کوتاهی به این مسئله شده است. در پژوهش دیگری که بر اساس اسناد موجود در آرشیوهای بریتانیا صورت گرفته است، قوای مهاجم انگلیس به دروغ همچون نیرویی نسبتاً دوست که با هدف حفاظت از ایران در مقابل تهدید بلشویک ها وارد این کشور شدند، به تصویر کشیده شده اند؛ ولی در گزارش‌های سیاسی و نظامی ارسالی از سفارت آمریکا در تهران هیچ شواهدی دال بر صحت چنین ادعایی و یا حتی ذکری از وجود چنین تهدیدی یافت نمیشود. چرا؟

٢١٨,١٢٣
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٢
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
٢ هفته پیش

حکایتی از کلیله و دمنه که حیف است تغییرش دهم و با همان سبک و سیاق اصلی می‌آورم: بازرگانی بود بسيار مال، اما بغايت دشمن روی و گران جان، و زنی داشت روی چون حاصل نيكوكاران، وزلف چون نامه گنهكاران. شوی برو ببلاهای جهان عاشق و او نفور و گريزان. كه بهيچ تاويل تمكين نكردی، و ساعتی مثلاً بمراد او نزيستی. و مرد هر روز مفتون‌تر می‌گشت، ان المعنی طالب لايظفر. تا يك شب دزد در خانه ايشان رفت. بازرگان در خواب بود. زن از دزد بترسيد، او را محكم در كنار گرفت. از خواب درآمد و گفت: اين چه شفقتست و بكدام وسيلت سزاوارتر اين نعمت گشتم؟ چون دزد را بديد آواز داد كه: ای شير مرد مبارك قدم. آنچه خواهی حلال پاك ببر كه بيمن تو اين زن بر من مهربان شد/ نسخه اصلی کلیله و دمنه ابوالمعالی نصرالله منشی، چاپ سنگی/  این کتاب در زمان انوشيروان از هندی به پهلوی برگردانده شد و در زمان منصور عباسی توسط ابن مقفع (در ۱۳۰۰ سال قبل) از پهلوی به عربی ترجمه شد و در زمان ابونصر سامانی توسط عبدالرحمن جامی به نظم درآمد، و ابوالمعالی نصرالله منشی از دبيران دستگاه غزنوی آنرا با نثری مسجع به زبان پارسی ترجمه نمود.

٢١٨,١٢٣
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٢
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
٢ هفته پیش

آفرین براستی کلیله و دمنه سرشار از اندرز و حکمت و نکات بدیع است آنهم با نثر فاخر نصرالله منشی که جا دارد بعنوان یکی از متون با ارزش در دانشگاه ها تدریس شود و هر دانش پژوهی آنرا مطالعه نماید

درود فراوان بر شما سرور گرامی🌹🙏
این نسخه قدیمی نثر سنگین آمیخته به واژگان عربی زیاد دارد ولی خیلی شیرین است، سعی میکنم گلچینی را اینجا یادگار بگذارم💐

درود بر شما
از مقدمه کلیله و دمنه شروع کنید و سختی های بدست آوردن آن کتاب و ازحمات فروان برزویه طبیب و خطرات بیشماری که برای آن کتاب به جان خریدبنویسید تا ارزش کتاب ( بطور عام ) مشخص گردد

درود بر شما باد🙏🌹
بله چشم، شما هم همراهی بفرمایید تا ما شاگردان از اطلاعات و اندوخته های شما هم حظی ببریم💐

درود بر شما
بزرگوارید

گزینه ب صحیح.. 

٦٢,٤٤٢
طلایی
٧١
نقره‌ای
١٦٠
برنزی
٧١٠
تاریخ
٢ هفته پیش

درود/ بله آفرین🌹🙏

پاسخ شما