چنگ در ابیات زیر بترتیب به چه معنی است
بنه پیشم و بزم را ساز کن
به چنگ آر چنگ و می آغاز کن
نشسته به گاه اندرون می به چنگ
دل و گوش داده به آوای چنگ
✏ «فردوسی
دست. دست_ساز. ساز
ساز. ساز_دست. دست
دست. ساز_دست. ساز
ساز. دست_دست. ساز
٧ پاسخ
درود فراوان بر شما 🌹🪻
گزینه سوم اضافه اینکه، در داستان طولانی و شورانگیز بیژن و منیژه فردوسی حکیم ابتدا با اخترگویی تصویر سازی را برای مخاطب اینگونه آغاز میکند:
شبی چون شبه روی شسته بقیر
نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر
دگرگونه آرایشی کرد ماه
بسیچ گذر کرد بر پیشگاه
شده تیره اندر سرای درنگ
میان کرده باریک و دل کرده تنگ
ز تاجش سه بهره شده لاژورد
سپرده هوا را بزنگار و گرد
سپاه شب تیره بر دشت و راغ
یکی فرش گسترده از پرزاغ
نموده ز هر سو بچشم اهرمن
چو مار سیه باز کرده دهن
چو پولاد زنگار خورده سپهر
تو گفتی بقیر اندر اندود چهر
هرآنگه که برزد یکی باد سرد
چو زنگی برانگیخت ز انگشت گرد
چنان گشت باغ و لب جویبار
کجا موج خیزد ز دریای قار
فرو ماند گردون گردان بجای
شده سست خورشید را دست و پای
سپهر اند آن چادر قیرگون
تو گفتی شدستی بخواب اندرون
جهان از دل خویشتن پر هراس
جرس برکشیده نگهبان پاس
نه آوای مرغ و نه هرای دد
زمانه زبان بسته از نیک و بد
نبد هیچ پیدا نشیب از فراز
دلم تنگ شد زان شب دیریاز
بدان تنگی اندر بجستم ز جای
یکی مهربان بودم اندر سرای
خروشیدم و خواستم زو چراغ
برفت آن بت مهربانم ز باغ
مرا گفت شمعت چباید همی
شب تیره خوبت بباید همی
بدو گفتم ای بت نیم مرد خواب
یکی شمع پیش آر چون آفتاب
بنه پیشم و بزم را ساز کن
بچنگ ار چنگ و میآغاز کن
یعنی: بدست ار چنگ و میآغاز کن
بیاورد شمع و بیامد بباغ
برافروخت رخشنده شمع و چراغ
می آورد و نار و ترنج و بهی
زدوده یکی جام شاهنشهی
مرا گفت برخیز و دل شاددار
روان را ز درد و غم آزاد دار
و
تا میرسه به این ابیات:
بدیبا بیاراسته گاه شاه
نهاده بسر بر کیانی کلاه
نشسته بگاه اندرون میبچنگ
دل و گوش داده به آوای چنگ
یعنی: نشسته بگاه اندرون میبدست
دل و گوش داده به آوای چنگ
آرزوی دلی شاد برای شما🙏
درود بر شما
آفرین
گزینه سوم را بدرستی دوستمون گفته
درود بر شما
آفرین
درود بر شما
آفرین
درود بر شما
آفرین