گرازان در بیت زیر بترتیب به چه معنی است
گرازان گرازان نه آگاه ازین
که بیژن نهادست بر بور زین
✏ «فردوسی»
گرازها_گریزان
گرازها_گرازها
تازان_گرازها
تازان_گریزان
٩ پاسخ
درود هر گونه معنا کنیم درست است
چه گرازان خرامان و چه خرامان گرازان ،
درود بر شما
آفرین
درود بر شما
آفرین
درود بر شما🙏
بازم سوال چالشی، گرازان گرازان یعنی خودمونی ترش میشه: خرامان خرامان. یا پویان و خرامان.
تازان و گریزان مخالف هم هستند، موقع تاختن به طرف دشمن میشه: تازان. ولی گریزان یعنی گریختن و فرار کردن، که خود شاهنامه این کلمات رو به درستی معنا کرده، مثلاً فردوسی در داستان بیژن و منیژه میگه:
چو بیژن به بیشه برافگند چشم
بجوشید خونش بتن بر ز خشم
گرازان گرازان نه آگاه ازین
که بیژن نهادست بر بور زین
بگرگین میلاد گفت اندرآی
وگرنه ز یکسو بپرداز جای
برو تا بنزدیک آن آبگیر
چو من با گراز اندر آیم بتیر
با توجه به اینکه فردوسی قبلش در داستان دوازده رخ هم گفته بود:
درفشی پدید آمد از تیره گرد
گرازان و تازان بدشت نبرد
و بعداً هم در داستان فرود سیاوش باز میگه:
بزرگان که با طوق و افسر بدند
جهانجوی وز تخم نوذر بدند
برفتند یکسر چو کوهی سیاه
گرازان و تازان بنزدیک شاه
یا در داستان سهراب که گفته:
ازین ننگ برگشت و آمد به راه
گرازان و پویان به نزدیک شاه
چو در شد ز در شاه بر پای خاست
بسی پوزش اندر گذشته بخواست
الان اینجا که آمد نزد شاه، کدام حالت بود؟ (تازان؟ گریزان؟ گرازها؟)
البته چندین بار در شاهنامه کلمه گرازان در کنار (تازان و پویان و خندان) آمده، که نشون میده منظور همون پویان و خرامان هست.
گرازیدن: یعنی با ناز و خودنمایی و خرامان رفتن. گاهی گرازیدن منظور بزرگ منش گونه و همراه جلوه گری رفتن هست.
ربیع شاعر معاصر فردوسی بوده و به سبک و روش فردوسی اعتراض داشته، همین ربیع هم در اشعارش از گرازان استفاده کرده که نشون میده در اون زمان این کلمه رایج بوده، مثلاً ربیع میگه:
همی رفت در پیششان عمروعاص
گرازان و تازان ابا عام و خاص
در اینجا دقیقاً گویش واژه های (گرازان و ابا) رو مثل فردوسی داریم، با این اختلاف که فردوسی با وسواس زبان پارسی رو پالایش میکنه و با تعصب خاصی از کلمات غیر پارسی پرهیز میکنه. متأسفانه کتاب ربیع توسط ناسخی کاملاً بیسواد استنساخ شده که مملو از غلط املایی فاحش و اعصاب خورد هستش. بگذریم.
اینکه میگه: گرازان گرازان نه آگاه ازین، که بیژن نهادست بر بور زین. عامیانه این کلام این میشه: بی خیال و بی خبر از اینکه بیژن بر بور زین نهاده، خرامان خرامان اومد و گفت..
بازم به پاسخ هیچکدام رسیدیم
درود بر شما
هزار آفرین
درود بر شما
گرازها خبر از حضور بیژن نداشتند و لذا خرامان و پویان و تازان بودند.
تاخت و تاز به معنی گریز و فرار نیست بلکه از شادی و سرخوشی قدرت نمایی می کردند.
درود
تاختن پویش مثبت هست، در حمله و یورش بکار میره، ولی برای فرار و گریز نه، بنده ادعای فهم و کمال ندارم، در حضورتون درس پس میدم😀
اگر در گزینه ها گرازان/خرامان بود فوری
میشد تیک انتخاب زد ، ولی الان با هیچ گزینه جور در نمیاد🥴
درود بر شما
کاملا درست می فرمایید
هیچکدام از گزینه ها درست و کامل نیستند
گاهی مقداری چالش زیاد بد نیست😅
درود، اتفاقاً با چالش خیلی حال میکنم، چون باعث مطالبی رو قبلاً هول هولکی عبور کردم رو با حوصله آنالیز کنیم، ضمناً برای سلول های خاکستری مغزهم خوبه، کار میفته😀
بیت پیشین این بیت “چو بیژن به بیشه بر افگند چشم بجوشید خونش به تن بر ز خشم” است یعنی بیژن به تازگی به بیشه رسیده است و هنوز درگیر کشتار گرازها نشده است پس یعنی گرازها خرامان و با ناز حرکت میکردند و هنوز از حضور بیژن خبر نداشتند.
درود بر شما
آفرین
گزینه اول باید باشه
درود بر شما
آفرین
درود بر شما
آفرین