پرسش خود را بپرسید

ویژگی مشترک تمام آثار خمسه نظامی چیست؟

تاریخ
٣ هفته پیش
بازدید
٩٧

ویژگی مشترک تمام آثار خمسه نظامی چیست؟
الف) استفاده از وزن‌های کوتاه  
ب) غلبه نگاه نمادین بر روایت‌ها  
ج) عدم استفاده از تخیل  
د) غلبه نگاه معنوی 
ه) الف و د درست است
و) ب و د درست است 
ز) هیچکدام، تمرکز بر مسائل سیاسی معاصر
ح) هیچکدام ... صحیح است

٢١٨,١٢٣
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٢
برنزی
٧,٤٩٢
عکس پرسش

٧ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

طبق جستجو در سایت متوجه شدم که  نمادها و معنویت وزن   و ماندگاری به آثار  نظامی داد ه اند بنابراین  گزینه درست  گزینه واو   میباشد 

١١٢,٠٩١
طلایی
١١٥
نقره‌ای
٧٣٩
برنزی
١,٦٤٨
تاریخ
٣ هفته پیش

درود بر شما، بله آفرین پاسخ صحیح همین است، ضمناً پستی اینجا اضافه میکنم، و شما نظرتان را بگویید🌹🙏

کیکاوس، و رابطه او با پسرش، سیاوش، و اتفاقات تلخی که منجر به مرگ سیاوش شد. در این بخش یکی از غم‌انگیزترین و دراماتیک‌ترین داستان‌های شاهنامه است. کی‌کاووس پس از سالها پادشاهی، سیاوش را که پسری جوان، زیبارو، و با فضیلت بود، به ولیعهدی برگزید. او برای تربیت سیاوش، او را به نزد زال (پهلوان پیر و خردمند) فرستاد تا فنون جنگی، ادب و مملکت‌داری را بیاموزد. سیاوش در دوران تربیت، شخصیتی بی‌نقص و مورد علاقه همه شد. پس از بازگشت سیاوش به دربار، سودابه، همسر کی‌کاووس که مادر خوانده سیاوش بود و از سرزمین دیگر آمده بود، به او دل بست. سودابه که زنی زیبا اما فتنه‌گر بود، با سیاوش تمایل به رابطه زناشویی بست اما سیاوش با دلاوری و وفاداری به پدر، این پیشنهاد را رد کرد. سودابه که از این رد شدن خشمگین و شرمنده بود، تصمیم به انتقام گرفت. او به کی‌کاووس تهمت زد که سیاوش قصد تجاوز به او را داشته است، که این حکایت، یوسف و زلیخا را در ذهن مخاطب زنده میکند.کی‌کاووس که تحت تأثیر حرف‌های سودابه قرار گرفته بود، در ابتدا به پسرش شک کرد. اما برای اطمینان از بی‌گناهی سیاوش، او را به انجام آزمون آتش وادار کرد. سیاوش، با اطمینان از پاکدامنی خود، از میان دو کوه آتش که هیزم‌های بسیاری در آن ریخته بودند، عبور کرد. دود و آتش، همه جا را فرا گرفت، اما وقتی دودها کنار رفت، سیاوش سالم و پاکیزه از میان آتش بیرون آمد و بی‌گناهی‌اش اثبات شد. با وجود اثبات بی‌گناهی، سیاوش دیگر نمی‌توانست در دربار پدرش، با وجود اتهامات سودابه و عدم اعتماد پدر، زندگی کند. او تصمیم گرفت از ایران خارج شود و به سرزمین توران (دشمن ایران) برود. او از پدرش، کی‌کاووس، اجازه خواست و با اصرار زیاد، کی‌کاووس با اکراه موافقت کرد. سیاوش با سپاهی کم، به همراه گیو (یکی از پهلوانان ایرانی)، راهی توران شد. در توران، سیاوش مورد استقبال شاه توران، افراسیاب، قرار گرفت. افراسیاب که از قدرت و شهرت سیاوش خبر داشت، ابتدا با احتیاط با او رفتار کرد. سیاوش در توران به فرمان افراسیاب، در جنگ با سپاهیان بربر (اقوام وحشی) دلاوری‌های بسیاری از خود نشان داد و پیروزی‌های بزرگی کسب کرد. او همچنین با فرنگیس (دختر افراسیاب) ازدواج کرد و صاحب پسری به نام کیخسرو شد. اما بدخواهان و حسودان در دربار توران، مانند گرسیوز (برادر افراسیاب)، نزد افراسیاب سعایت کردند و او را علیه سیاوش تحریک نمودند. افراسیاب که از محبوبیت سیاوش در میان تورانیان و همچنین از اصل و نسب ایرانی او می‌ترسید، دستور قتل سیاوش را صادر کرد. سیاوش، با وجود آگاهی از نقشه، به دلیل وفای به عهد خود با افراسیاب که قول داده بود تا زمانی که افراسیاب به او آسیبی نرساند، به او خیانت نکند و به قول خود پایبند بود، در میدان حاضر شد و توسط گرسیوز، ناجوانمردانه کشته شد. مرگ سیاوش، ایران و توران را در سوگ فرو برد. پس از مدتی، رستم به توران رفت و کیخسرو (فرزند سیاوش و فرنگیس) را که مخفی شده بود، پیدا کرد و به ایران آورد. کیخسرو، پس از رسیدن به پادشاهی ایران، انتقام خون سیاوش را از افراسیاب و گرسیوز گرفت و سالها جنگید تا حکومت آنها را سرنگون کرد. داستان سیاوش، نمادی از پاکی، فضیلت، وفای به عهد، و قربانی شدن انسان‌های والا در میان دسیسه‌ها و نفاق است. رابطه پیچیده او با کی‌کاووس، نشان‌ دهنده ضعف‌های پادشاهی است که گاهی تحت تأثیر اطرافیان قرار میگیرد و نمیتواند حقیقت را ببیند. مرگ سیاوش، یکی از تلخ‌ترین وقایع شاهنامه است که تأثیر عمیقی بر روایت داستان و شخصیت‌های باقی‌مانده دارد. این بخش از داستان کی‌کاووس، بیشتر بر جنبه‌های خانوادگی و تراژیک او متمرکز است و نشان میدهد که چگونه تصمیمات و اتهامات نادرست میتواند به فجایع بزرگ منجر شود.

٢١٨,١٢٣
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٢
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
٢ هفته پیش

علمی: تفاوت بین آتشفشان فعال خفته و خاموش، آتشفشان‌ها یکی از نیروهای عظیم طبیعت اند. از لحاظ فیزیکی بر اطرافشان تسلط دارند و نقش فعالی در شکل دادن به جغرافیای سیاره مان ایفا میکنند. هنگامی که فعال اند و فوران میکنند نیروی بسیار خطرناک و مخربی هستند، اما زمانی که غیر فعال اند؛ خاک اطرافشان را غنی میکنند به این ترتیب این خاک بسیار حاصل خیز میشود و شهرهایی در اطرافشان ساخته میشود. اما تفاوت بین آتشفشان فعال و غیر فعال چیست و زمین شناسان درباره این تفاوت چه میگویند؟ این سؤال پیچیده ای است چرا که روشی وجود ندارد که مطمئن شویم آیا یک آتشفشان همیشه فوران داشته است یا میرود که دوباره در مسیر فعال شدن قرار گرفته است. در نتیجه محبوب ترین روش برای طبقه بندی آتشفشان‌ها تکرار فوران هایشان است. آتشفشان‌هایی که مرتب فوران میکنند فعال نامیده میشوند، و آنهایی که از نظر تاریخی بارها فوران کرده اند اما در حال حاضر آرام‌اند؛ خفته (یا غیر فعال) نامیده میشوند، در نهایت تفاوتها به تکرار و زمان بندی محدود میشود. مفهوم (فعال) در زمینه آتشفشان‌ها با مفهوم (فعال) در طول عمر انسان‌ها متفاوت است. دانشمندان اغلب آتشفشانی را فعال در نظر میگیرند که نشانه‌هایی از ناآرامی نشان میدهد. در رابطه با آتشفشان‌های فعال یک اصطلاح دیگر نیز به کار میرود. این اصطلاح آتشفشان خفته است و به آتشفشان‌هایی اطلاق میشود که قادر به فوران اند، و احتمالاً در آینده دوباره فوران خواهند کرد، اما برای مدت زمانی بسیار طولانی فورانی نداشته اند. اصطلاح آتشفشان خاموش را درباره آتشفشان‌هایی به کار می‌برند که عرضه ماگمایشان متوقف شده باشد. 

٢١٨,١٢٣
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٢
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
٢ هفته پیش
عکس پرسش

اقبال در مدت اقامت خود در اروپا، دچار دگرگونی‌ فکری درباره زندگی اجتماعی شد. او در آغاز فریب افکار تند قوم گرایی را خورد. این موضوع، از منظومه‌ نیاشواله و ترانه‌های هندی که به زبان اردو سرود، آشکار است، ولی پس از مسافرت به انگلستان، به نیرنگ‌ و فریب شوم استعمار و اشتباه خود در این زمینه پی برد و خطر استبداد را نسبت به جهان اسلام از نزدیک لمس کرد. اقبال به خوبی دریافت که استعمار جهانی با گسترش حس ناسیونالیستی و قوم گرایی در کشورهای اسلامی و شرقی، تلاش میکند نیروی اتحاد جهان اسلام و اقوام گوناگون مسلمان را با تفرقه، و با کوچک کردن اجتماع آنها، هرچه بیشتر بر این سنت‌ها چیره شود. ازاین رو، هنگامی که به وطن بازگشت، به یکی از پرچم داران وحدت اسلامی و شاعر ملی، اسلامی و جهانی تبدیل شد. منظومه‌های ترانه ملی و وطنیت از نشانه‌های این دگرگونی است. از دیگر دگرگونی‌ اقبال در اروپا، مطالعه‌ و پژوهش‌ عمیق وی درباره پایان نامه دوره دکترایش بود که با موضوع سیر فلسفه در ایران ارائه شد. او کتابهای نایاب فارسی را خواند و از همین راه، با گستره زبان و ادبیات فارسی آشنا شد. سرانجام نیز عاشق زبان پارسی شد و این زبان را برای اظهار عقاید و انتشار اندیشه‌ و پیام‌ خود و رساندن آنها به گوش ملتهای منطقه، مناسب تر از زبان مادری خود یافت. این دگرگونی سبب تألیف آثار گران بهایی به زبان فارسی شد. او پیشگویی میکرد که تهران به جای ژنو میشود. او حتی از سالها پیش، انقلاب ایران را پیش بینی کرده بود: 
گر بود تهران، جینوا از برای اهل شرق
بو که تغییری کند تقدیر شوم 
میرسد مردی که زنجیر غلامان بشکند
دیده‌ام از روزن دیوار زندان شما/ علامه اقبال لاهوری. این بیت گویا ترجمه یک بیت از ابیات اردوی اقبال است که حسن شادروان در کتاب خویش آورده است. 

٢١٨,١٢٣
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٢
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
٢ هفته پیش

راستش علیرضاجان  د ر باب طریقه مدیریت  رفتار فرمودی  در لحظات  منازعه گونه  که  برای  آدمی پیش میاد نکات خوبی گفتید  این بحثها در حقیقی   و مجازی پیش میاد راستش خود من  شاید در  سنین جوانتری یکی به دو  میکردیم در این صحنه ها ولی خب الان  اینطور نیست   ومیشود باحفظ آرامش طرف نزاع را خجالت داد چندی پیش در جایی شخصی قضاوتم کرد با کلمات نادرست من ری اکشن خاصی نگرفتم و گفتم یه بار دیگه چک کن مساله را و نهایت خودش شرمنده شد خوبه حفظ آرامش نکته خوبی بود و اینکه خودشو مواجهه بدی با حرفهای ناجورش هم کارساز است ممنونم 

١١٢,٠٩١
طلایی
١١٥
نقره‌ای
٧٣٩
برنزی
١,٦٤٨
تاریخ
٢ هفته پیش

درود بر محمد عزیز🙏🌹
چقدر خوب که اینقدر خونسرد مدیریت میکنید، این روزها گاهی شاهد نزاع های هیچ و پوچی هستم که تعجب میکنم چرا بعضیا اینقدر بی اعصاب شده اند💐

درود بر محمد عزیز، اگر یکی به ناحق به شما اهانت کند و با قضاوت نادرست حق شما را ضایع کند چه میکنید؟ تلافی و مقابله به مثل؟ گوشه گیری و سکوت؟ لجبازی؟ از جایی که در جامعه انسانی شلوغ امروزی، تفاوت اخلاق و سلیقه ها، ایجاد سوءتفاهم و مجادله را قطعی کرده، بیایید کمی دقیق تر نگاه کنیم. یکی از مهم ترین نکات زندگی که به ما یاد نداده اند، و حتماً باید تمرین کنیم، مدیریت رفتار اجتماعی و جلوگیری از هر نوع پرخاشگری و درگیری فیزیکی و لفظی است. قبل از هر چیز نکته مهمی را یادمان باشد: همیشه یادمان بماند، بزرگترین قدرت توی بحث، اختلاف، کشمکش و درگیریها، حفظ خونسردی و بالا نگه داشتن سطحِ ادبیاته. حتی اگر مخاطبمان اهانت کرد، تلافی نکنیم. وقتی ما آروم و منطقی بمونیم و طرف مقابل شروع به داد و بیداد یا توهین کند، در واقع اون داره خودش رو پیش همه بی‌اعتبار میکنه و ما برنده‌ایم. البته در ادامه چندین راهکار میدهم و بعد شما خود قضاوت کنید که کدام بهتر است، و اگر بحث طولانی شد، در پستهای بعدی کاملش میکنم. اینهایی که اینجا مطرح میکنم از هیچ کتابی کپی نشده، بلکه تجربیاتی است که امیدوارم مفید باشد. پس نکته اول خونسردی است، چون اگر این آرامش نباشد، فکر درست کار نمیکند و خدای ناکرده، حرف یا رفتار ناشایستی از ما سر میزند که بعداً پشیمان میشویم، پس احساسی عمل نکردن، و حفظ خونسردی و تسلط بر اعصاب، در واقع برگ برنده ی ما در هر چالش یا دعوای کلامی است. اینجا چند نکته کلیدی دیگر برای اینکه در گفتگوها همیشه دست بالاتر را داشته باشیم آورده‌ام، اصلاً فرض را بر این میگذاریم که مخاطب ما، فردیست، بی منطق، بی فرهنگ، عصبی، لجباز و یکدنده، این هفت نکته رو رعایت کنیم:
اول: سکوت، بعنوان سلاحِ سنگین. وقتی طرف مقابل عصبانی است و توهین میکند، اگر بجای جواب دادن و تلافی کردن، فقط چند ثانیه با نگاهی سرد به او خیره شویم و بعد بگوییم: خب، تموم شد؟ او را بشدت کلافه میکنیم. این کار نشان میدهد که حرف‌های او حتی ذره‌ای روی ما اثر نگذاشته است.
دوم: سوال پرسیدن، بجای دفاع کردن. یعنی وقتی کسی به ما لفظی حمله میکند، بجای اینکه سعی کنیم از خودمان دفاع کنیم (که نشانه ضعف ماست) از او پرسشی کنیم که: دقیقاً داری سعی میکنی با این حرف به چی برسی؟ چی رو ثابت کنی؟ این حرف چه دردی ازت دوا میکنه؟ با این رفتارمان، او مجبور میشود از موضعِ حمله پایین بیاید و در موضعِ پاسخگویی قرار بگیرد.
سوم: تغییرِ لحن به آرام‌ترین حالت. یعنی هرچه او صدایش را بلندتر کرد، ما صدایمان را پایین‌تر و آرام‌تر کنیم. این یک تضادِ روانی ایجاد میکند که باعث میشود او در نظر دیگران (و حتی خودش) ضعیف و بی‌منطق جلوه کند و ما مقتدر و مسلط.
چهارم: تکرارِ حرفِ طرف مقابل. یعنی اگر حرف غیرمنطقی زد، دقیقاً همان حرف را با لحنی خنثی تکرار کنیم: پس تو فکر میکنی که (جمله اش را تکرار کنیم؟ وقتی فردی حرفِ احمقانه‌ی خودش را از زبان ما میشنود، تازه می‌فهمند چقدر بی‌معنی بوده است.
پنجم: جدا کردنِ فرد از مشکل. مثلاً بجای حمله به شخصیت طرف (که توهین است) به رفتارش حمله کنیم. بگوییم: رفتارت الان خیلی غیر طبیعیه. بجای اینکه بگوییم: تو آدم بی‌شعوری هستی. چون حمله به رفتار، منطقی است؛ حمله به شخصیت، دعواست.
ششم: پایان‌بندیِ یکطرفه. بعنوان مثال، لازم نیست حتماً بحث را با نتیجه‌گیری تمام کنیم. مثلاً وقتی دیدیم بحث به بن‌بست رسیده و اهل منطق نیست، بگویم: من این رو شنیدم، ولی نظر من تغییر نکرد، فعلاً همین کافیه. و گفتگو را تمام کنیم. چون از نظر روانشناسی، کسی که از بحث خارج میشود، قدرت را در دست دارد، و همچون مدیری توانا مدیریت کرده.
هفتم و پایانی: تکنیک آینه. یعنی اگر کسی ما را مسخره کرد، فقط یک لبخند خیلی کوتاه و بی‌تفاوت بزنیم و بگویم: امیدوارم این حرفی که زدی، دلت رو خُنَک کرده باشه. این جمله یعنی تو انقدر حقیری که نیاز داری با مسخره کردن دیگران، خودت رو خالی کنی. و یادمون باشه که، اون کسی که از کوره در میرود، بازی را باخته. کسی که در اوجِ توهینِ دیگران، آرام میماند و با جملاتِ کوتاه و دقیق پاسخ میدهد، حاکمِ مطلقِ میدان است. در پایان این را اضافه کنم که در جامعه امروزی آموختن این نکات ضروری هستش و در آینده سعی میکنم، در چند پست و با ذکر مثال، کامل و دقیق روش واکنش صحیح را در نزاع و درگیری با همدیگه آنالیز کنیم. شما هم نظر، ایده، نقد یا پرسشی دارید بفرمایید.  فدات💐

٢١٨,١٢٣
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٢
برنزی
٧,٤٩٢
تاریخ
٢ هفته پیش

پاسخ صحیح: د) غلبه نگاه معنوی.

خمسهٔ خمسه نظامی شامل مخزن‌الاسرار، خسرو و شیرین، لیلی و مجنون، هفت پیکر و اسکندرنامه است. با وجود تفاوت موضوعی این آثار، یک ویژگی مشترک در همهٔ آن‌ها دیده می‌شود: نگاه معنوی، اخلاقی و حکیمانه به انسان و جهان.

بررسی گزینه‌ها:

الف) نادرست؛ همهٔ آثار خمسه در وزن‌های کوتاه سروده نشده‌اند.

ب) نادرست؛ نمادگرایی در برخی بخش‌ها وجود دارد، اما ویژگی مشترک و غالب همهٔ آثار نیست.

ج) نادرست؛ آثار نظامی از قوی‌ترین نمونه‌های تخیل شاعرانه در ادبیات فارسی‌اند.

د) درست؛ در همهٔ منظومه‌ها لایه‌ای از اندیشه‌های اخلاقی، عرفانی و معنوی وجود دارد.

ه و و به دلیل نادرستی یکی از اجزای آن‌ها غلط‌اند.

ز) نادرست؛ تمرکز خمسه بر مسائل سیاسی معاصر نیست.

بنابراین گزینهٔ «د» صحیح است.

٢٢,٩٦٣
طلایی
٧
نقره‌ای
٢,٣٤٠
برنزی
١٣٥
تاریخ
٣ هفته پیش

درود بر شما🌹🙏

پاسخ شما