معادل کلمات زیر را بنویسید و مواردی از کاربرد آنها در متون ادبی ذکر کنید
٢ پاسخ
ضجیع= همسر وهم بالین
هزاروسیصد مرد بر آن صحراء ضجیع تراب و اکیل نسر و غراب گردانیدند. ( ترجمه تاریخ یمینی)
______________________
کابولی= از جنس کابل
یک سیه دیوی و کابولی زنی
گشت به شه زاده ناگه ره زنی
______________________
روذ= آمدن و رفتن
چون در افکندت دریغ آلوده روذ
دم به دم می خوان و می دم قل اعوذ
______________________
جماش= شوخ و افسون گر
غلام نرگس جماش آن سهی سروم
که از شراب غرورش بکس نگاهی نیست.
______________________
صبوراباد= محرم راز
صبور آباد من گشت این سیه سنگ
که از تلخی چو صبر آمد سیه رنگ
______________________
شغب ناک= نالان خروشان
دریغا آنچنان سرو شغب ناک
ز باد مرگ چون افتاد بر خاک.
برخی از این واژهها در متون کهن و نسخههای مختلف املایی متفاوت دارند. معادلهای رایج آنها چنین است:
| واژه | معنی / معادل |
|---|---|
| همبستر، همخواب، یارِ خوابگاه | |
| منسوب به کابل؛ گاه به معنی نوعی کالا یا پارچهٔ واردشده از کابل | |
| روذ (رود) | جوی، نهر، رودخانه |
| جامه، لباس (در برخی متون به صورت «جُماش» یا «جماش» آمده است) | |
| کنایه از گورستان یا جایگاه مردگان (در برخی متون طنز و عرفانی) | |
| آشوبانگیز، فتنهگر، پرهیاهو |
نمونههای کاربرد در متون ادبی:
ضجیع:
«ضجیعِ یار بودن آرزوی عاشقان است.»
روذ / رود:
«چو رود از کوهساران روان شد.»
شغبناک:
«روزگار شغبناک آرام مردمان را برهم زد.»
درود بر شما
در معنی روذ و جماش بازنگری کنید
درود بر شما
آفربن