پرسش خود را بپرسید

معادل کلمات زیر را بنویسید و مواردی از کاربرد آنها در متون ادبی ذکر کنید

تاریخ
١ روز پیش
بازدید
٢٧

ضجیع

کابولی

روذ

جماش

صبور آباد

شغب ناک

٥٦,٣٩٨
طلایی
١٩
نقره‌ای
١,١١٥
برنزی
٢,٤٠٥

٢ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

ضجیع= همسر وهم بالین

هزاروسیصد مرد بر آن صحراء ضجیع تراب و اکیل نسر و غراب گردانیدند. ( ترجمه تاریخ یمینی)

______________________

کابولی= از جنس کابل

یک سیه دیوی و کابولی زنی

گشت به شه زاده ناگه ره زنی

______________________

روذ= آمدن و رفتن 

چون در افکندت دریغ آلوده روذ

دم به دم می خوان و می دم قل اعوذ

______________________

جماش= شوخ و افسون گر

غلام نرگس جماش آن سهی سروم

که از شراب غرورش بکس نگاهی نیست.

______________________

صبوراباد= محرم راز

صبور آباد من گشت این سیه سنگ

که از تلخی چو صبر آمد سیه رنگ

______________________

شغب ناک= نالان خروشان

دریغا آنچنان سرو شغب ناک

ز باد مرگ چون افتاد بر خاک.

٨٩,٧١٨
طلایی
٦٧
نقره‌ای
٦٥١
برنزی
١,٢٨٩
تاریخ
١ روز پیش

درود بر شما
آفربن

برخی از این واژه‌ها در متون کهن و نسخه‌های مختلف املایی متفاوت دارند. معادل‌های رایج آن‌ها چنین است:

ضجیعکابولیجماشصبورآبادشغب‌ناک
واژهمعنی / معادل
هم‌بستر، هم‌خواب، یارِ خوابگاه
منسوب به کابل؛ گاه به معنی نوعی کالا یا پارچهٔ واردشده از کابل
روذ (رود)جوی، نهر، رودخانه
جامه، لباس (در برخی متون به صورت «جُماش» یا «جماش» آمده است)
کنایه از گورستان یا جایگاه مردگان (در برخی متون طنز و عرفانی)
آشوب‌انگیز، فتنه‌گر، پرهیاهو

نمونه‌های کاربرد در متون ادبی:

  • ضجیع:

    «ضجیعِ یار بودن آرزوی عاشقان است.»

  • روذ / رود:

    «چو رود از کوهساران روان شد.»

  • شغب‌ناک:

    «روزگار شغب‌ناک آرام مردمان را برهم زد.»

٢٠,٠٩٤
طلایی
٦
نقره‌ای
٢,٣٢٨
برنزی
١٢٧
تاریخ
١ روز پیش

درود بر شما
در معنی روذ و جماش بازنگری کنید

پاسخ شما