پرسش خود را بپرسید

معادل کلمات زیر را بنویسید و مواردی از کاربرد آنها در متون ادبی ذکر کنید

تاریخ
٣ هفته پیش
بازدید
٧٤

ضجیع

کابولی

روذ

جماش

صبور آباد

شغب ناک

٦٥,٤١٤
طلایی
٢٥
نقره‌ای
١,١٩٣
برنزی
٢,٥٧٨

١ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

ضجیع 

همخوابه، همبستر 

در متون ادبی اغلب برای توصیف حالتی از خستگی، شب‌زنده‌داری یا نزدیکی عاشق و معشوق در فضای خلوت شب به کار می‌رود. گاهی نیز به معنای کسی است که از شدت اندوه، صدای گریه و ناله‌اش بلند شده است.

همیشه دولت بیدار باد و بخت توزان

که فتنه بخت حسود ترا شدست ضجیع./کمال الدین اسماعیل 

//////////////

 کابولی 

متعلق به کابل افغانستان 

منسوب به کابول . کابلی . || کابلی . کاولی . کولی . لولی 

یک سیه دیوی و کابولی زنی

گشت به شه ‌زاده ناگه ره‌زنی./مولوی

////////////////

روذ

در لغتنامه دهخدا  آمدن و رفتن معنی شده برگرفته از روذة آمد و رفت.

////////////////

جماش 

افسونگر، دلفریب، شنگ، شوخ، فسونکار، مست

اما اگر جمّاش باشه معنی کاملا متفاوت میشه  کرد متعرض به زنان که در لغتنامه دهخدا نوشته شده.

خلخیان خواهی و جماش چشم

گرد سرین خواهی و بارک میان./رودکی

//////////////

صبور آباد 

به نظرم این ترکیب به صورت یک کلمه واحد در ادبیات وجود نداره ولی  هرکدام معنی‌ای داره، صبور: شکیبا / آباد:  پررونق ، شاداب

اگر در توصیف یک مکان به کار رفته باشد می‌تواند به معنای «مکانی که در آن صبوری و آرامش حکمفرما است» باشد .

////////////////

شغب ناک

صاحب آوازه ، غرش کنان ، خروشان، با شور و غوغا 

برآورد از جگر آهی شغب ناک

چو مصروعی ز پای افتاد بر خاک./نظامی 
 

٤,٤٩١
طلایی
٠
نقره‌ای
١٢٤
برنزی
٩٥
تاریخ
٦ روز پیش

درود بر شما
آفرین

پاسخ شما