معادل کلمات زیر را بنویسید و مواردی از کاربرد آنها در متون ادبی ذکر کنید
١ پاسخ
ضجیع
همخوابه، همبستر
در متون ادبی اغلب برای توصیف حالتی از خستگی، شبزندهداری یا نزدیکی عاشق و معشوق در فضای خلوت شب به کار میرود. گاهی نیز به معنای کسی است که از شدت اندوه، صدای گریه و نالهاش بلند شده است.
همیشه دولت بیدار باد و بخت توزان
که فتنه بخت حسود ترا شدست ضجیع./کمال الدین اسماعیل
//////////////
کابولی
متعلق به کابل افغانستان
منسوب به کابول . کابلی . || کابلی . کاولی . کولی . لولی
یک سیه دیوی و کابولی زنی
گشت به شه زاده ناگه رهزنی./مولوی
////////////////
روذ
در لغتنامه دهخدا آمدن و رفتن معنی شده برگرفته از روذة آمد و رفت.
////////////////
جماش
افسونگر، دلفریب، شنگ، شوخ، فسونکار، مست
اما اگر جمّاش باشه معنی کاملا متفاوت میشه کرد متعرض به زنان که در لغتنامه دهخدا نوشته شده.
خلخیان خواهی و جماش چشم
گرد سرین خواهی و بارک میان./رودکی
//////////////
صبور آباد
به نظرم این ترکیب به صورت یک کلمه واحد در ادبیات وجود نداره ولی هرکدام معنیای داره، صبور: شکیبا / آباد: پررونق ، شاداب
اگر در توصیف یک مکان به کار رفته باشد میتواند به معنای «مکانی که در آن صبوری و آرامش حکمفرما است» باشد .
////////////////
شغب ناک
صاحب آوازه ، غرش کنان ، خروشان، با شور و غوغا
برآورد از جگر آهی شغب ناک
چو مصروعی ز پای افتاد بر خاک./نظامی
درود بر شما
آفرین