پرسش خود را بپرسید

معنی کلمات زیر را بنویسید و برای هرکدام مثالی از متون ادبی بیاورید

تاریخ
٣ هفته پیش
بازدید
٩٢

خزخزان

رعیب

حلل

نسف

محصون

غیوث

٦٤,٢٢٢
طلایی
٢٥
نقره‌ای
١,١٧٤
برنزی
٢,٥٦٠

٨ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

خزخزان=

افتان و خیزان

بحالت خزیده رفتن

گر ازین دولت نتازی خز خزان

این بهارت را همی آید خزان

______________________

رعیب=

خوف زده

رو به شهر آورد سیل بس مهیب

اهل شهر افغان کنان جمله رعیب

______________________

حلل=

جمع حله

البسه

لباسها

حلیه ها

زیورها

پیرایه ها

یا کند آب دهانت را عسل

که بگویی که بهشتست و حلل

______________________

نسف=

ازبین بردن

و چون به... که سرحد بخاراست از طرف نسف رسیدم نماز خفتن شده بود. ( انیس الطالبین ص 134 ). و چند روز در بخارا باشیدم و به ضرورت به طرف نسف با اندوه و بار و قبض عظیم متوجه شدم. ( انیس الطالبین ص 130 )

______________________

محصون=

ایمن و استوار

نیل را بر قبطیان حق خون کند

سبطیان را از بلا محصون کند

______________________

غیوث=

باران ها

جمع باران

فلسفیی گفت چون دانی حدوث

حادثی ابر چون داند غیوث

١٠٣,٢٠٨
طلایی
٩٩
نقره‌ای
٦٩٧
برنزی
١,٥١٣
تاریخ
٢ هفته پیش

درود بر شما
آفرین

غیوث. [ غ ُ ] ( ع اِ ) ج ِ غَیث. ( اقرب الموارد ) ( تفلیسی ) ( المنجد ). بارانها. ( آنندراج ) :
فلسفیی گفت چون دانی حدوث
حادثی ابر چه داند غیوث.

مولوی ( مثنوی ).

رجوع به غَیث شود.


فلسفیی گفت چون دانی حدوث
حادثی ابر چون داند غیوث


غیوث. [ غ ُ ] ( اِخ ) بطنی است از صبیحیین. رجوع به صبح الاعشی ج 1 ص 323 شود.

١٦٨,٦٩٣
طلایی
٢٥٨
نقره‌ای
٤٥٨
برنزی
٨٩٧
تاریخ
٢ هفته پیش

درود بر شما
آفرین

اسم: محصون (پسر) (عربی) (تلفظ: mahsun) (فارسی: محصون) (انگلیسی: mahsun)
معنی: محفوظ و استوار، درامان، ( در قدیم ) محفوظ، مصون
برچسب ها: اسم، اسم با م، اسم پسر، اسم عربی

١٦٨,٦٩٣
طلایی
٢٥٨
نقره‌ای
٤٥٨
برنزی
٨٩٧
تاریخ
٢ هفته پیش

درود بر شما
آفرین

تو داوود جوانمردی امام قدرالسردی
چو من محصون آن سردم برون از گرم و از سردم

١٦٨,٦٩٣
طلایی
٢٥٨
نقره‌ای
٤٥٨
برنزی
٨٩٧
تاریخ
٢ هفته پیش

درود بر شما
آفرین

نسف از دهخدا 

نسف. [ ن َ ] ( ع مص ) از بیخ برکندن بنا را. ( از منتهی الارب ) ( از المنجد ) ( از اقرب الموارد ) ( از معجم متن اللغة ) ( از آنندراج ). برکندن.( ترجمان علامه جرجانی ص 99 ). برکندن بنا. ( دهار ) ( غیاث اللغات ). برکندن بنا و گیاه. ( تاج المصادر بیهقی )( از اقرب الموارد ). گویند: نَسَف َ البناءَ و نَسَف َالبعیرُ النبت َ. || برکندن و پراکندن بادخاک را. ( از المنجد ) ( از اقرب الموارد ). || کوفتن کوه را و هموار کردن و پرانیدن آن را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). دَک . ( المنجد ) ( اقرب الموارد ). قال اﷲ تعالی : یسألونک عن الجبال فقل ینسفها ربی نسفاً. فیذرها قاعاً صفصفاً. ( قرآن 105/20-106 ). || باد بردادن خرمن و جز آن را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از زوزنی ). بر باد دادن. ( ترجمان علامه جرجانی ص 99 ). بر باد دادن دانه را تا از خاک و کاه جدا گردد. ( از ناظم الاطباء ). || غربال کردن. ( از المنجد ). || گزیدن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( از المنجد ) ( از اقرب الموارد ). نسوف. ( المنجد ). یا نسوف آثار گزیدگی است. ( از اقرب الموارد ). || پرو لبریز شدن ظرف. ( از المنجد ) ( از اقرب الموارد ).
 


نسف. [ ن ِ س َ ] ( ع اِ ) ج ِ نسفة. رجوع به نسفة شود.
 


نسف. [ ن ُ س َ ] ( ع اِ ) ج ِ نسفة. ( ناظم الاطباء ). رجوع به نسفة شود.
 


نسف. [ ن ُ س ُ ] ( ع اِ ) ج ِ نسفة. رجوع به نسفة شود.
 


نسف. [ ن َ س َ ] ( اِخ ) نخشب : و چون به... که سرحد بخاراست از طرف نسف رسیدم نماز خفتن شده بود. ( انیس الطالبین ص 134 ). و چند روز در بخارا باشیدم و به ضرورت به طرف نسف با اندوه و بار و قبض عظیم متوجه شدم. ( انیس الطالبین ص 130 ). رجوع به نخشب شود

از مولانا :

چون زمین دانیش دانا وقت خسف
در حق قارون که قهرش کرد و نسف

١٦٨,٦٩٣
طلایی
٢٥٨
نقره‌ای
٤٥٨
برنزی
٨٩٧
تاریخ
٢ هفته پیش

درود بر شما
آفرین

رعیب از ریشه ی رعب ، به معنای ترس ، ترسیده است نمونه در شعر مولانا 

رو به شهر آورد سیل بس مهیب
اهل شهر افغان‌کنان جمله رعیب

١٦٨,٦٩٣
طلایی
٢٥٨
نقره‌ای
٤٥٨
برنزی
٨٩٧
تاریخ
٢ هفته پیش

درود بر شما
آفرین

حلل جمع حله به معنای زیور و پیرایه است 

نمونه شعری از مولانا ، غزلیات

ای آفتابی در حمل باغ از تو پوشیده حلل
بی تو بماند از عمل در زخم سرما نی مکن

١٦٨,٦٩٣
طلایی
٢٥٨
نقره‌ای
٤٥٨
برنزی
٨٩٧
تاریخ
٢ هفته پیش

درود بر شما
آفرین

خز یعنی لباس گرم که از جنس خز است  و خزان یعنی پاییز در برخی محلات ایران هنگام زرد شدن برگ درختان و گیاهان و ریخت آن می گویند خزان ریخته است ،نمونه  از منوچهری دامغانی 

خیزید و خز آرید که هنگام خزان است باد خنک از جانب خوارزم وزان است
١٦٨,٦٩٣
طلایی
٢٥٨
نقره‌ای
٤٥٨
برنزی
٨٩٧
تاریخ
٢ هفته پیش

درود بر شما
آفرین

پاسخ شما