نقطه چین را با کلمه مناسب پر کنید:
نقطه چین را با کلمه مناسب پر کنید:
واجهای زبان فارسی، در واحدی بزرگ تر از خود قرار میگیرند که، ... نامیده میشود.
٨ پاسخ
واجهای زبان فارسی، در واحدی بزرگ تر از خود قرار میگیرند که،تکواژ نامیده میشود.
میرزا یعقوب خان ارمنی و تز امتزاج اساس اسلام با علوم فرنگ: در رابطه با فراموشخانه ظاهراً اولین کسی که در باب لزوم تجدیدنظر در اسلام سنتی و تشیع متعارف، قلم زده است، بایستی میرزا یعقوب خان ارمنی (= پدر مَلکُمِ خان، و از مؤسسین فراموشخانه، و جزء باند میرزا آقاخان نوری قاتل مرحوم امیرکبیر، و ایضاً عامل انگلیسها در تجزیه قسمتهایی از خراسان و..) باشد. این جناب میرزا یعقوب خان، رساله ای دارد که تاکنون مؤلفش ناشناخته بوده و برای اولین بار آقای فریدون آدمیت فراماسونترین فراماسون، مفتخرانه! کشف کرده اند که تراوش فکر و قلم میرزا یعقوب خان است! رساله ای که فکر بلند! و روح مستقل! جناب میرزا یعقوب خان در آن موج میزند! به نوشته آدمیت: موضوع رساله در افزایش ثروت و بکار انداختن سرمایه و ایجاد کار و فعالیت جدید اقتصادی است، در رساله بعنوان راه حل مشکلات مردم ایران، از جمله میخوانیم که: چه عیب خواهد داشت بقدر امکان صاحبان مایه خارجی یعنی کاپیتالیستها و سرمایه داران غربی را که جای هیچگونه شکی در جهان خوارگی و سلطه جویی و استعمارگری آنان نیست. آلوده خیر و شر ایران بکنند؟ که به اعتراف خود آدمیت و پس از ذکر این قسمت از رساله مزبور: این مقدمه پیدایش فکر بکار انداختن سرمایه خارجی در ایران است فکری که هنوز شایع نگشته بود. و ما گفته آدمیت را روشنتر میکنیم که: نشان دادن چراغ سبزی برای شروع دوره استعمار نو، به استعمارگرانی که منافع و مطامع خویش را در این میدیدند که به عصر استعمار خشن و صریح نظامی پایان داده و از راه انعقاد قراردادهای اقتصادی تأسیس و تأمین امثال کمپانی هند شرقی، به شیوه نامرئی و غیررسمی اما خطرناکتر و فاجعه انگیزتر و دیرپاتر استعمار و استثمار کشورمان بپردازند. خوشمزه تر اینکه در رساله مزبور، آمده است که: اگر پای بوالهوسهای فرنگستان، ظاهراً یعنی توریستهای خارجی و باطناً و یالااقل ضمناً...؟! به ایران باز شود به سیاحت و تماشا این و قدر پول بیاورند و در ایران خرج کنند، و سوغاتی بخرند که خلق ایران از پول شمردن خسته شوند! موضوع آنقدر شور است که حتی آدمیت که مجیزگوی امثال میرزا یعقوب خان هاست به بامزه بودن آن اعتراف کرده و مینویسد: بامزه اینکه هنوز کاری آغاز نگشته، نویسنده بخیال جلب سیاحان فرهنگی هم افتاده! و بعد از نقل مطلب مزبور هم، ادامه میدهد که: رندی در حاشیه رساله افزوده: من ضامن که خسته نشوند. آنوقت همین عالیجناب میرزا یعقوب خان، در رساله ای که بنابه اظهار آدمیت در همان کتاب: حدود سال ۱۲۹۰ هجری قمری و ایام اقامتش در اسلامبول خطاب به ناصرالدینشاه نوشته، از (امتزاج اساس اسلام با علوم فرنگ) سخن بمیان آورده و مدعی شده است که: سررشته ترقی و لزوم اصلاحات از تطبیق مناسبتهای قدیم یا مناسبتها و مقتضیات قرارهای جدید عهد و زمان، به آسانی بدست میآید.
خاقانی هم مانند مسعود سعد سلمان دارای حبسیههایی است؛ زیرا خاقانی نیز بر اثر حوادثی مدتی در زندان افتاد و اشعاری را در زندان سرود.
شعر ایوان مدائن خاقانی، مشهورترین قصیده شاعر صاحب سبک ایرانی و از پرشورترین قصاید فارسی است. خاقانی در بازگشت از سفر حج، زمانی که به بغداد میرسد و بقایای کاخ باشکوه پادشاهان ساسانی را میبیند، بسیار تحت تأثیر قرار گرفته و در کمال حیرت و ناباوری و تأثر، کلمات خود را جاری میکند. قصیده مشهور ایوان مداین ۴۲ بیت دارد:
هان! ای دلِ عبرت بین! از دیده عبر کن!
هان ایوانِ مدائن را آیینهٔ عبرت دان
یک ره زِ لبِ دجله منزل به مدائن کن
وَ ز دیده دُوُم دجله بر خاکِ مدائن ران
خود دجله چنان گرید صد دجلهٔ خون گویی
کز گرمیِ خوناب اش آتش چکد از مژگان/ خاقانی، دیوان اشعار، قصاید، ایوان مداین.
زبان را میتوان در سه دستگاه تجزیه و تحلیل نمود: ۱. زبان انسان در درجه اول دستگاهی است از علائم دهانی - گوشی؛ یعنی زبان از صداهایی ترکیب شده است. صداها به منزله عناصر سازنده ای هستند که زبان از اجتماع آنها به وجود میآید. این دستگاه را آواشناسی گویند که در آن شیوه تولید صداها و ترکیب آنها با هم بررسی میشود و به زبان آموز توانایی میدهد تا آواهای یک زبان را بدرستی تولید کند و از ترکیب آنها هجا و از ترکیب هجاها واژه بسازد. ۲. دستگاه دوم دستور است که از دو بخش صرف و نحو تشکیل شده است. در بخش صرف، واجهای زبان شناخته میشود و از ترکیب واجها تکواژها و کلمهها بدست میآید. بخش نحو زبان که در آن از ترکیب واژهها گروه و از ترکیب گروهها جمله ساخته میشود.۳. دستگاه سوم معناشناسی است که در آن افزون بر شناخت معنای مورد نظر از ساختههای زبان - یعنی واژهها و جملهها - از قوانین فصاحت و بلاغت و زیباسازی کلام نیز سخن به میان میآید.
طنزپرداز بايد با اطلاع از ناهنجاریها از آنها پرده بردارد و بدیها را به سُخره بگيرد. نه اینکه با آبرو و شخصیتیچ کسی بازی کند و خدای نکرده به تخریب شخصیت افراد بیگناه بپردازد. چهره واقعی رفتارهای زشتی همچون تملق، رياكاری، تكبر، كم كاری، بی نظمی، اعتياد، آداب و رسوم غلط، خرافات، فريب، بخل، حسد و... را با طنز ميتوان نمايان كرد و مخاطبان را به تأمل و تفكر واداشت تا به اصلاح خود بپردازند.
بنظرم تکواژ باشد.
درود بر شما و سپاس 🌺🙏
کلمهٔ مناسب «هجا» است.
جملهٔ کامل:
«واجهای زبان فارسی، در واحدی بزرگتر از خود قرار میگیرند که «هجا» نامیده میشود.»در زبانشناسی، واج کوچکترین واحد آواییِ متمایزکنندهٔ معناست و چند واج در کنار هم یک هجا را تشکیل میدهند.
درود بر شما و سپاس 🌺🙏
هجا جواب نقطه چین میباشد🙏
درود بر شما و سپاس 🌺🙏
درود بر شما و سپاس 🌺🙏