بزرگداشت فردوسی بزرگ و پاسداشت زبان فارسی
بادرود.25 اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی پدر زبان پارسی و پاسداشت زبان فارسی است...
لذا از عزیزان،ادیبان،استادان.مورخین،فارسی دوستان،پژوهشگران،همه و همه دوستانی که دستی برقلم دارند:؛
لطفا اگردوست دارید، حرف دلتون و نظرتون را، راجع به زبان فارسی.لزوم پاسداشت.پیشگیری و جایگزینی واژگان بیگانه،تاریخ و فرهنگ غنی فارسی، یا هر موضوعی که نظر خودتان و مورد علاقه شماست،حتی انتقاد،پیشنهاد ،اهداف، به یادگار در آبادیس ثبت کنید...
به قول معروف هرچه دل تنگتون میخواد بنویسید.شاید مورد استفاده خوانندگان ، حتی مسئولین فرهنگستان فارسی ، ادبیات و دستورزبان فارسی قرار گیرد...
موفقیت همه عزیزان را آرزومندیم. 🙏🌷🌹
٦ پاسخ
درود بر حسین عزیز🌹🙏
انوری میگه:
می توانم كه نگويم بد كس در همه عمر
نتوانم كه نگويند مرا بد دگران
گر جهان جمله به بدگفتن من برخيزند
من و اين كُنج و به عبرت به جهان در، نگران
جز نكوئی نكنم با همه تا دست دهد
كه بر انگشت نپيچند بدم بی خبران
نفس من برتر از آن است كه مجروح شود
خاصه از گپ زدن بيهده بی بصران
این شعر علاوه بر اینکه بار معنایی خوبی داره، از صنایع ادبی و هنری خوبی هم استفاده کرده،
این شعر هم هدیه ای بود به شما🌹🪻🌷🌺🥀
سلام و درود بر حسین جان عزیزم🙏🌹
ابتدا از سبک نوشتاری این پرسمان شکایت میکنم.
چون اساتید پیش کسوت آبادیس متواضع هستند و پسندشان نیست که استاد خطاب شوند،
و احتمالاً حضور نیابند، تا بگویند که ما مدعی استادی نیستیم.
دوم اینکه ما شاگردان را هم محروم فرمودید، چون ما نخودی هستیم، و پرسمان برای اساتید است نه ما.
از جایی که دوست گلم هستی و فردوسی متعلق به عموم است، بعنوان شاگرد، چند خط کوتاه در مورد حکمت فردوسی مینویسم، ولی بعنوان شاگرد، نه استاد.
حكمت فردوسی چيست؟ حكمت الهی اخلاقی. اگر با دقت بررسی کنیم میبینیم در حكمت فردوسی، يك ذرّه هم، حكمت زردشتی وجود ندارد. فردوسی آن وقتی كه از اسفنديار تعريف ميكند، روی دين داری او تكيه دارد. چون اسفنديار يك فرد بااخلاق مذهبی و ترویج کننده دين بوده و سعی كرده، پاك دينی را در همه جای ايران گسترش دهد. شخصیت اسفنديار، شخصیتی مذهبی است؛ فرد خيلی شجاع و نترس و دينی بوده؛ حاضر بوده است برای حفظ اصول اخلاقی كه به آن معتقد بوده و رعايت ميكرده، خطر كند و از هفت خان بگذرد و حتّی با رستم دست و پنجه نرم كند. وقتی ما شاهنامه را مطالعه ميكنيم، می بينيم كه فردوسی بخاطر جنبه ی دين داری و پاکی اخلاقی اسفنديار تكيه ميكند. با اينكه فردوسی اصلاً بنا ندارد از هيچ يك از آن پادشاهان بدگويی كند، امّا ببينيم گشتاسب در شاهنامه چه چهره ای دارد، و اسفنديار چه چهره ای دارد؛ اينها پدر و پسر هستند. فردوسی بر اساس معيارهای اخلاقی به فضيلتها توجّه دارد؛ درحالی كه بر طبق معيارهای سلطنتی و پادشاهی در شاهنامه به معنای واقعی، در نزاع بين گشتاسب و اسفنديار، حق با شاه است. چون نظر فردوسی چنین است:
که ما شاه را بنده و چاکریم
زمین جز بفرمان او نسپریم
و در نسخه اسدی:
تو دانی كه از دين و آئين و راه
چه فرمان يزدان، چه فرمان شاه
چه فرمان يزدان، چه فرمان شاه يعنی چه؟ يعنی هرچه شاه گفت، همان درست است؛ پس حق با گشتاسب است. امّا اگر ما به شاهنامه نگاه كنيم، می بينيم كه در نزاع بين اسفنديار و گشتاسب، حق با اسفنديار است؛ يعنی اسفنديار يك حكيم الهی است.
فردوسی از اوّل هم با نام خدا شروع ميكند:
به نام خداوند جان و خرد
كزين برتر انديشه بر نگذرد
تا آخر شاهنامه هم همين طور است؛ فردوسی را با اين چشم نگاه كنيم. فردوسی خدای سخن است؛ او زبان مستحكم و استوارى دارد و واقعاً پدر زبان فارسی امروز است؛ او دلباخته و مجذوب مفاهيم حكمت اسلامی و اخلاقی بود؛ شاهنامه را با اين ديد نگاه كنيم، نه نگاه بعضیها که زردشتی مسلكند، خوششان می آمد كه به زردشتی گرى منسوب كنند و چنین چيزی درباره فردوسی بگويند، امّا حقيقت قضيه اين است که شاهنامه فردوسی زبانی گویا دارد و در مقابلمان است. آیا خيال ميكنيد اگر در شاهنامه فردوسی چيزی برخلاف مفاهيم اخلاقی وجود داشت، اينقدر در جوامع اسلامی جا می افتاد؟ ما ميدونيم كه در نسلهای گذشته، مردم ما چقدر دينی بوده اند. در كدام خانه و كدام دِه و كدام محلّه شاهنامه نبود يا خوانده نميشد؟ شاهنامه خوانی و نقالی یکی از سنت های مهم فرهنگ ما بوده، همه جا ميخواندند و منافاتی هم با مفاهيم دینی ما نميديدند. حافظ هم همينطور؛ در ديوان حافظ هم با اينكه سخن از می و معشوق و پياله و اين حرفها است، درعين حال مردم بين این اشعار و مفاهيم مذهبی تضادی نميديدند؛ يعنی از اشعار حافظ برداشت عرفانی داشته اند. خلاصه کلام اینکه، شاهنامه را اخلاق گرایی شیرین و دلچسب کرده که ۱۰۰۰ سال باقیمانده، پس برای حفظ آن هم بهترین راه تکیه بر اخلاقیات و مفاهیم شاهنامه فردوسی داشته باشیم، نه صرفاً افکار لیبرالی و قومیت گرا، چون راز ماندگاری این شاهکار آمیختن هنر و انسانیت است. کوپن بنده بعنوان شاگرد تمام شد، وقت شما را بیشتر از این نمیگیرم. در پناه صاحب الزمان (عج) موفقیت و سعادت برای تمام هموطنانم آرزو میکنم🙏🌹🌷🪻🌺🌹
سرور گرامی جناب ایرانی نیای عزیز با درودفراوان. ضمن قدردانی از متن بسیار ارزنده و پرمحتوای شما، اطاعت امر شد و ویرایش مختصری صورت گرفت، گرچه حضرتعالی کوچک نفسی میفرمایید و این اخلاق بزرگان است. اما با این وصف، شما استاد هستید و ما شاگردکوچک شما در برابر لطف و تحصیل علم از شماو بقیه اساتید، سرتعظیم فرود میاوریم تا رسم شاگرد و استادی را بنا به فرهنگ غنی خود بجا آورده باشیم. 🌹🙏
سلام و درود بر حسین عزیز🙏🌹
من کوچیکه شما هستم داداش🪶
باعرضدرودومهرورزیبسیارخدمتهمهیدوستانواستادان،بسیاریازکلمات
بیگانهداریماستفادهمیکنیمکهدرفارسی
شیرینترازآنهاراداریموبسیاریازکلماتی
کهامثالفردوسیبزرگبرایشانزحمتفراوانکشیدندازیادرفتهومتأسفانهباآمدناینگوشیهاخیلیهافینگیلیسیبهمپیاممیدهند،اینموردمثلآبیماندکهزیرپایههای
ساختمانیبسیارقدیمی،تمدندار،واصیل
افتاده،تازوداست،اهلفن،استادانوادبا
بایدپیشگیریهقاطعیبفرمایند.
درود بر شما به پاس این یادآوری نیک و فراخوانی دلنشین. ۲۵ اردیبهشت، یادآور شکوه بی زوال حکیم توس و غنای بیمانند زبان پارسی است. سخن شما در دل مینشیند.
اگر بخواهم از دلتنگیهای یک فارسی زبان بگویم، نخستین غم، جدایی نسل امروز از ریشه های نرمِ زبان است. زبان پارسی نه فقط وسیله ارتباط، که حافظه تاریخی و تاروپود فرهنگ ماست. واژه های بیگانه، چونان شاخه های هرز، اگر بیحساب وارد این باغ شوند، نه تنها گوهر اصیل کلمات را کمرنگ میکنند، بلکه سبک تفکر و موسیقی درونی کلام را نیز دگرگون میسازند.
اما آنچه بیش از خود واژه های بیگانه دردناک است، نگاه ابزاری صِرف به زبان و غفلت از زیبایی شناسی آن است. بسیاری چنان زبان را به کار میبرند که گویی تنها برای ثبت داده هاست، نه برای سرودن، اندیشیدن و زیستن.
پیشنهاد من این است که پاسداشت زبان را از مدرسه و خانواده آغاز کنیم. آموزش خلاق ضرب المثلها، متل گویی، نقالی، و حتی ساخت بازیهای واژهای میتواند عشق به فارسی را در کودکان زنده کند. فرهنگستان باید از موضع تحکم بیرون آید و با تولید محتوای جذاب و معرفی ریشه شناسانه واژه ها، جایگزینی هوشمندانه برای واژهه ای بیگانه ارائه دهد.
اما مسئولیت تنها بر دوش نهادها نیست. هر یک از ما در فضای مجازی و گفتوگوهای روزمره، سفیر زبان فارسی هستیم. یک پیامک، یک پست در شبکه اجتماعی، یک نوشته ساده در یک وبلاگ، اگر با عشق به گنجینه واژگان پارسی نوشته شود، فانوسی است در این شبِ غبارآلود.
بیایید در بزرگداشت فردوسی، تنها به خواندن شاهنامه و ستایش او بسنده نکنیم. بیایید فردوسی وار سخن گفتن را تمرین کنیم؛ یعنی سعی کنیم به جای گزافه گوییهای مغلق یا ساده انگاری های خشن، سخنی بلیغ، پرمعنا و شاعرانه داشته باشیم. یادمان باشد که فردوسی نه فقط یک حماسه سرا، که یک معمار زبانی بی همتا بود.
جای امیدواری است که هنوز از این آبشخور زلال، عاشقانی چون شما هستید که دل در گروِ پاسداشت آن دارند. دست همگی شما درد نکند. پاینده باد زبان پارسی و زنده باد یاد حکیم توس.
بادرود و تشکر بابت ثبت این پست با ارزش شما. که حاوی نکات بسیار مهمی بود و انشالله با اتحاد همه فارسی زبانان و دوستان بتوانیم با آموزش و همدلی در پیشبرد زبان غنی و اصیل خودمان. و بقول شما حافظه تاریخی و حذف این هرز واژه های بیگانه گامی مؤثر برداریم. ممنون از شما ارادی عزیز و هموطن گرامیم. بدرود🌹
درود و وقت بخیر
بزرگداشت حکیم سخن فردوسی عزیز و پاسداشت زبان شیرین فارسی نشان از اهمیت، پاسداری و اثرگذاری حکیم فردوسی و شاهنامهٔ او بر زبان و ادب فارسیست. افزون بر دانشهای روزگار و خواندههای بسیار، مردی ژرفنگر، آزاداندیش، تیزبین و نکتهسنج در رویدادهای گذشته و حال بود.
««حکیم فردوسی در شمار آن شاعران نهچندان پرشمار در زبان فارسی است که نجابت گفتار و پاکی سخن او آلوده نشده و حتی واژهای که زننده و ناسزا باشد از او سر نزدهاست.»»
امیدوارم همه ما فارسی زبانان میراث دار ایشان باشیم، از ناسزا و بکاربردن کلمات بیگانه اجتناب کنیم که متاسفانه در نسل جدید و اشخاصی که ریخت روشفکری دارم بسیار برجسته و قابل مشاهده است.
سپاس و سپاس و هزاران سپاس. . ممنون بسیار جالب و زیبا بود. ممنون لطف شما الهی تندرسن باشی همیشه. 🙏🌷🌹