نقطه چین را با کلمه مناسب پر کنید:
نقطه چین را با کلمه مناسب پر کنید:
تکواژهای دستوری دوگونه اند:
تکواژهای اشتقاقی: معنا و کاربرد مستقل ندارند؛ بلکه واژه ی جدید میسازند که به آنها واژههای مشتق گفته میشود.
تکواژهای ... : معنا و کاربرد مستقل ندارند واژه ی جدید نیز نمی سازند.
زبان فارسی یکی از زبانهای ترکیبی است که واژگان آن از راه ترکیب تکواژها با واژهها و یا ترکیب واژهها با واژهها ساخته میشوند. ازاین رو شناخت تکواژها و کاربرد معنای آنها اهمیت زیادی دارد.
٦ پاسخ
چهارراه گلوبندک را بگیر و به سمت جنوب گز کن، به کوچهای تنگ و ترش میرسی که روی تابلوی آن نوشتهاند کارکن اساسی. اینجا تا همین چند دهه پیش که هنوز محلههای انگشتشمار شهر را با کوی و برزنها در نقشهها دستهبندی میکردند، گذر قلی نام داشت و مشهورترین خانه آن، منزل آقای محله، سید احمد طالقانی بود. روحانی متعبد سرسختی که پیشازاین که پدر آل احمدها باشد، شهرتش را از سرشاخ شدن با حاکمیت آن دوره چون نشانی از شجاعت به سینه سنجاق کرده بود. جلال در این خانه رشد کرد. در ۱۷ سالگی از سختگیریهای همین پدر رمید و در ۴۷ سالگی بار دیگر پیش از آنکه در ۱۸ شهریور سال ۴۵ آن شهادت مشکوک به زندگی سراسر تکاپویش خاتمه دهد بار دیگر به پدر و اخلاصی که در روحانیت آن دورهدیده بود پناه آورد. خانه قدیمی ۱۰۰ ساله آل احمدها هنوز درگذر قلی نفس میکشد. هرچند این نفسها سنگین شده و کمکم بوی نم و نا گرفته است اما هنوز میشود رد خاطرات برگزاری مراسم سوگواری سید و سالار شهیدان و روضههای معروف روزهای سهشنبه این خانه را در اذهان قدیمیترین ساکنان این محله گرفت. این خانه زمانی نهچندان دور چشموچراغ اهالی محله بود و مایه مباهات اهالی دیندار پاچنار.
شمس تبریزی در حدود سال ۶۴۲ قمری به مولوی پیوست و چنان او را شیفته کرد، که درس و وعظ را کنار گذاشت و به شعر و ترانه و دف و سماع مشغول شد و از آن زمان طبعش در شعر و شاعری شکوفا شد و اشعار پرشور عرفانی سرود. کسی نمیداند شمس تبریزی به مولوی چه گفت و چه آموخت که اینگونه دگرگونش کرد؛ اما واضح است که شمس تبریزی عالم و جهاندیده بود و برخی به خطا گمان کرده اند که او از حیث دانش و فن بی بهره بوده است که نوشتههای او بهترین گواه بر دانش گسترده اش در ادبیات، لغت، تفسیر قرآن و عرفان است. مریدان مولوی وقتی میدیدند تمام فکر و ذهن مولوی، شمس تبریزی شده است و به آنها توجهی نمیکند به دشمنی با شمس تبریزی پرداختند و به او ناسزا و دشنام میداند. وقتی که شمس تبریزی این رفتار را از مریدان مولوی دید، رنجید و در سال ۶۴۳ ق از قونیه به دمشق هجرت کرد. بعد از این واقعه و پس از شانزده ماه همدمی با شمس، مولوی در آتش فراق و هجران او سوخت. وی پس از آگاهی از اقامت شمس در دمشق نخست غزلها و نامهها و پیامها و بعد فرزند خود سلطان ولد را با جمعی از یاران در جستجوی شمس بسوی دمشق گسیل کرد و پوزش و پشیمانی مردم را از رفتار خود با او بیان داشت و شمس این دعوت را پذیرفت و به سال ۶۴۴ به قونیه بازگشت. بار دیگر نیز با جهل و تعصب و حسادت عوام رو برو شد و ناگزیر سال بعد، بی خبر از قونیه رفت و ناپدید شد و دیگر اطلاعی از زندگی او یافت نشد. مولوی پس از جستجو و تکاپوی بسیار و دو بار مسافرت به دمشق از گمشدۀ خویش نشانی نیافت ولی آتش عشق و امید همچنان در وجود او روشن بود. از اینجا بود که مولوی از فراق شمس تبریزی قریحۀ شاعری او بیش از پیش شکوفا شد و موجب سرودن غزلهای احساسی و سوزناک دیوان شمس شد.
این غزل شرح حال مولوی در فراق شمس تبریزی از زبان خود اوست:
چو دیوانه همی گردم به صحرا
که آن آهو در این صحرا کجا شد؟
دو چشم من چو جیحون شد ز گریه
که آن گوهر در این دریا کجا شد؟/ مولانا، دیوان شمس، رباعیات.
گویشهای زبان ایرانی مانند لری، کردی، بلوچی.. ساختار جملات آنها مثلاً جایگاه نهاد، مفعول و فعل، و نحوه صرف کردن فعلها مثال اینکه چطور بگوییم رفتم، رفتی، رفتیم بسیار شبیه به فارسی است. آنها از سیستمهای دستوری مشابهی استفاده میکنند. اما زبان ترکی ساختار آن کاملاً متفاوت است. ترکی یک زبان پیوستاری/چسبنده Agglutinative است. یعنی در ترکی، شما به جای اضافه کردن کلمات جداگانه، پسوندها را به انتهای یک کلمه میچسبانید تا معنای جدید بسازید. مثال ساده، در فارسی میگوییم در خانههایشان. در ترکی، تمام این اجزا (در + خانه +ها +شان) تبدیل به یک کلمه طولانی و چسبیده میشود. اما در لری، کردی و بلوچی مثل سه برادر هستند که از یک پدر (خانواده هندواروپایی/ ایرانی) زاده شدهاند؛ با هم شباهت زیادی دارند اما هر کدام با لحن و لباس (واژگان و لهجه) خاص خود ظاهر میشوند. و ترکی مثل یک همسایه است که سالها کنار این برادران زندگی کرده؛ با اینکه از خانواده دیگری است، اما به دلیل همجواری، از آنها کلمات زیادی وام گرفته و در کلامشان به کار میبرد..
در سال ۳۹۵ ميلادى، تئودور كبير، امپراتور قدرتمند روم، كشور پهناور خويش را ميان دو پسرش تقسيم كرد و از آن پس دو كشور روم غربی و روم شرقی در جغرافياى سياسی جهان نقش بست. روم غربی در سال ۴۷۶ ميلادى به دست بربرهاى شمال اروپا منقرض گرديد ولی روم شرقی كه مركز آن قسطنطنيه (استانبول) بود، علاوه بر اروپاى شرقی و آسياى صغير، مناطق شام، فلسطين و مصر را در تسلط خود داشت و بسيارى از حكومت هاى ديگر مانند حبشه و غسان، خراج گذار و مورد حمايت آن بودند. اين حكومت، عمرى طولانی نمود و از سال ۳۹۵ ميلادى تا سال ۱۴۵۳ ميلادى، در حدود ۱۰۵۸ سال، تداوم يافت و سرانجام در سال ۱۴۵۳ ميلادى به دست سلطان محمد دوم (خليفه قدرتمند عثمانی) منقرض گرديد.
قرن هفتم و هشتم دوران پختگی و کمال عرفان است که باعث شده است که عرفان مشخصۀ بارز سبک عراقی باشد. در دورههای بعد قرون نهم و دهم حرکت و نوآوری جدیدی در عرفان نیست و شاعران به تقریر و توضیح نکات عرفانی گذشتگان میپردازند و به اصطلاح عرفان درسی میشود. مهمترین منظومۀ عرفانی فارسی، مثنوی مولوی است که با توجه به حدیقه و آثار عطار سروده شده است. بوستان سعدی هم که یکی از معروف ترین مثنویهای فارسی است، دیدگاههای عرفانی و اخلاقی و تربیتی سعدی را شامل است. پاره ای از منظومههای دیگر در این زمینه عبارت است از: عشاق نامه از فخرالدین عراقی که موضوع آن مراتب عشق و حالات عاشقان است آمیخته با چند غزل و داستان، زادالمسافرین و کنوزالرموز سرودۀ امیر حسینی هروی در اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم، جام جم اوحدی مراغه ای، مطلع الانوار از امیر خسرو دهلوی، روضة الانوار از خواجوی کرمانی، مونس الابرار و محبت نامه و صحبت نامه و روضة المحبین و مصباح الهدایه از عماد فقیه کرمانی. منظومۀ کوتاه گلشن راز شیخ محمود شبستری شاعر نیمۀ دوم قرن هفتم و نیمۀ اول قرن هشتم که از نظر ایجاز و جامعیت اشارات عرفانی، اهمیت دارد و بیانگر اعتقادات عرفانی عصر خویش است.
کلمهٔ مناسب «تصریفی» است.
جمله کامل:
تکواژهای دستوری دوگونهاند:
تکواژهای اشتقاقی: معنا و کاربرد مستقل ندارند؛ بلکه واژهٔ جدید میسازند که به آنها واژههای مشتق گفته میشود.
تکواژهای تصریفی: معنا و کاربرد مستقل ندارند و واژهٔ جدید نیز نمیسازند.
توضیح:
- تکواژ اشتقاقی واژهٔ جدید میسازد؛ مانند: «دانا» + «ـی» ← «دانایی».
- تکواژ تصریفی فقط نقش دستوری واژه را تغییر میدهد و واژهٔ تازهای نمیسازد؛ مانند: «کتاب» + «ها» ← «کتابها».
پاسخ: تصریفی. ✅