در کدام بیت غلط املایی یافت میشود؟
در کدام بیت غلط املایی یافت میشود؟
الف) بر سر کوت گر از باد اجل خاک شوم
شعله آتش عشق تو زند عظم رمیم
ب) من از این ورطه هجران نبرم جان بکنار
زانکه غرقاب غم عشق تو بحریست عظیم
ج) اگر از بهشت نگارم عنان بگرداند
بروز حشر من و دوزخ و عذاب علیم
د) اگر چه بشه نیارد شدن ملازم باز
مرا به منزل طاووس رغبتیست عظیم
٧ پاسخ
گزینه ج عذاب الیم درست است
مسعود سعد سلمان (۴۳۸ تا ۵۱۸ ق) شاعر، خوش نویس، ادیب و اسب شناس دوره غزنویان در نیمه دوم قرن پنجم و آغاز قرن ششم هجری بود. بیشتر اشعار او در قالب قصیده و باقی آنها بصورت رباعی و قطعه هستند. مسعود سعد یکی از قصیده سرایان شعر پارسی و سبک او سبک خراسانی است. بخشی از حیات هشتاد ساله او به دلیل همدستی با مسعود بن ابراهیم در توطئه علیه پدرش (ابراهیم غزنوی) در زندانهای دهک، نای، سو و مرنجاب گذشت. بار نخست در سال ۴۷۷ قمری به زندان افتاد و پس از ۱۱ سال در ۴۸۸ هجری توسط فرماندار چَلَنِدر آزاد شد و به لاهور بازگشت، ۲ سال بعد و در پی تغییرات سیاسی، بار دیگر برای ۸ سال به زندان افتاد. سالهای پایانی عمر او به سرودن بهترین شعرهایش در زندان نای گذشت. او خاطرات و رنجهای خود از زندان را در قالب شعر و زندان نامه نگاشته است.
بانو شاعره والیه
دختر فتحعلی شاه قاجار که سبک سرایش وی چنین است:
مژدگانی بده ای دیدۀ دل کز ره دور
میرسد نور تجلی بنظر چون شب طور
خانه خالی بکن از غیر دلا هان که رسید
حشمت جاه سلیمانی در خانۀ مور
شب قدر آمد یا لیلۀ معراج که شد
کشف اسرار الهی به دل از آیۀ نور
سر سودا زده باز آمده در خاک رهش
فرق طاعت بنه و جان بستان از ره شور
شد جهان بزم ارم دست بزن پای بکوب
ایدل خون شده هنگام نشاط است و سرور
جلوه گاه تو کجا وین دل دیوانه کجا
قطره گو نیست شود بحر چو آمد بظهور
یار برداشت نقاب از رخ خود والیه را
کرد حیران جمال از نگهی تا دم صور
در دیوان بانو شاعره والیه، حدود هشتاد غزل ثبت شده است.
این دو بیت اول قصیده مفصلی است که بانو شاعره گوهر در مدح فخر الدوله گفته است:
صبح چون خورشید خاور سر زد از دریای آب
ماه من از در در آمد با رخی چون آفتاب
در دو لعلش آب حیوان در دو چهرش ارغوان
در دو چشمش مکر و دستان در دو زلفش پیچ و تاب
این قصیده قافیه را در مدح رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) گفته که مقدمه آن نقل میشود:
دوش آمد مرا مهی به وثاق
روشن از عکس خود نمود رواق
طاق ابروی او همانا جفت
جفت ابروی از بخوبی طاق
تار گیسوی پر خمش بودی
رشته بهر گردن عشاق
بود رخسار او میان دو زلف
صدق ما تا میانه دو نفاق
بود در خوبی و دل آرائی
یوسفی نی ز دودۀ اسحاق
بود معروف تر برش از سیم
بود مشهور تر رخش ز آفاق
آفتاب طلوع طلعت او
رمز اشراق گفت از اشفاق
بس که بودی لطیف از حله
میدرخشید آن سپیدی ساق
همچو جعدش بریده صد پیمان
همچو زلفش شکسته صد میثاق
غمزه اش بر دل غمین ناخج
مژه ای بر تن حزین مزراق
با چنین جلوههای طاووسی
آمدی بهر پرسش عشاق
ای بهره ور ز صحبت فرزند و عشقِ شوی (شوهر)
افسانه است حال من اندر نظر ترا
بیگانگی ز خویش و بد اندیشگی ز دوست
کی دیده ای که سازم از آن باخبر ترا
با من حدیث عشق و سعادت مکن از آنک
توصیف این لطیفه نزیبد مگر ترا
از جبر و اختیار نگويم سخن وليک
گردون عزیز کرده ز من بیشتر ترا
کار تو بر مراد تو بودست و عیب نیست
ادراک نامرادی اگر نیست مر ترا
بهر خدا گمان حسادت بمن مبر
خوشبخت تر ز خویش بخوانم اگر ترا
زيراک زير موی سپیدم نمانده است
شوری که هست شکر خدا را به سر ترا/ بانو شاعره ژاله فراهانی/ عالم تاج.
آمد هزار تیر تو بر جسم چاك چاك
يك تير شد خطا و شدم باعث هلاك
گر یار یاورم بود از آسمان چه بیم
گر دوست مهربان بود از دشمنان چه باک
اشکم ز بیم هجر تو هر روز تا سمك
آهم ز دست خوی تو هر شام تا سماك
بازش مگر حیات دهد لطف شهریار
اکنون که گشت رشحه زجور فلك هلاك
محمود پادشاه که در روزگار او
از نوك ناوکش شده خفتان چرخ چاك
از بانو شاعره رشحه/ بیگم هاتف کاشانی
بانو شاعره ژاله فراهانی/ عالم تاج
عالم تاج نام اصلی این شاعره است و تخلص وی ژاله است، ایشان مادر شاعر شیرین سخن پژمان بختیاری است. پدرش میرزا فتح الله نوه مرحوم قائم مقام وزیر شهید محمد شاه و مادرش مریم بانو ملقب به گوهر ملك صبيه معين الملك بود. ژاله در ۱۲۶۲ خورشیدی متولد شده و در ۱۳۲۵ شمسی در جوار تربت امامزاده حسن آرام یافت.
گوهر ملك مادر ژاله نیز طبع شعر داشته و راجع بشكستن دست ادیب الممالك فراهانی پسر عموی خود رباعی ذیل را که در دیوان اديب الممالك آمده بعنوان معرفی سبک وی در اینجا اضافه میکنم:
ای بحر علوم و ای در بی همتا
دست تو به بست دست عالم بقفا
دست تو اگر شکست ز آسیب قدر
امید که دل نشکندت كيد قضا
بانو شاعره ژاله فراهانی زنی بود عصبی، خرده بین و زود رنج که تقریباً تمامت دوران زندگی را در تنهایی و انزوا بسر برد و تحصیلات معمول عصر خویش را تا آنجا که متناسب با وضع زندگانی بانوان آن روزگار بود نزد یکی از اقوام خود که شیخی فاضل معروف به (جناب) بود فرا گرفت و مراحل ادبی را در خدمت یکی دیگر از خویشانش استاد ادیب الممالک فراهانی طی کرد. در هیجده سالگی ازدواج نمود و در ۲۴ سالگی بیوه شد. حافظه ای قوی داشته، چنانکه تقریباً سراسر خمسه نظامی و امیر خسرو و همچنین کلیات سعدی و دیوان حافظ را از حفظ داشته و در اواخر، مثنوی مولوی انیس شبانه روزی او بوده، جالب اینکه وی در شاعری از هيچيك از این شعرا متاثر نشده و به شیوه گویندگانی میسروده که شاید هرگز به دیوان های آنان مراجعه نکرده. شاید بخاطر ضعف اعصاب بوده که آثار طبع خود را نابود کرده، ولی مقدار کمی از اشعار او توسط بستگانش باقیست که در مجموعه بهترین اشعار حفظ شده، بعنوان نمونه این شعر از اوست:
بدل گفتم از دست این بختیاری (شوهرش)
گر آسوده گردم شود بخت یارم
جمالم خریدار بسیار دارد
چرا بر بَدَل رنج بسیار دارم؟
یکی شوی فاضل گزینم که با او
دو روزی جهان را بشادی گذارم
کنون او بخاك سيه خفت و خیزد
شرار غم از روح امیدوارم
گرانمایه مردی جوانمرد شوئی
بسر سایه ای بود از کردگارم
ندانستمش قدر و اکنون چه حاصل؟
گر از دیدگان اشك خونین ببارم
بگرد اندرم بهر تاراج و یغما
سبك حلقه بستند خویش و تبارم
بسی عقده بستند بر کارم اما
کسی عقده نگشود یک ره زکارم
یکی خواند در خورد اورنگ شاهم
یکی گفت شایان سالار بارم
مرا کبریا کیش کردند از آن در
كه كوچك شود جمله دار و دیارم
نه کارم نکوتر شد آوخ نه روزم
سیه چهره تر شد سیه روزگارم
پدر نیست مادر نه شوهر نه واينك
بدوشی ضعیف است سنگینه بارم
پسر رفت و شو مرد و هستی تبه شد
توان گفتن اکنون به کف هیچ دارم
که را گویم آخر که آنروی چون گل
چنین کرده در چشم ایام خارم
که را گویم آخر که با جرم پاکی
فلك زير پی سوده ناپاک وارم
همچنین شعری از بانو شاعره ژاله فراهانی باقیمانده که به واقعه کشف حجاب پهلوی اول اشاره میکند:
من عاشق عشق بودم افسوس
بی عشق حيات من تبه شد
در دل شرری ز آرزو بود
کانهم ز سرشك غم سیه شد
چندان به زمانه دیر ماندم
تا مقنعه بر سرم کله شد
درود بر شما محمد عزیز🌹🙏