پرسش خود را بپرسید

این ضرب المثل کجا گفته میشود؟

تاریخ
٣ ماه پیش
بازدید
٢٨٩

این ضرب المثل کجا گفته میشود؟
ما مردم بَه بَه خداییم!

٢٢١,٦٨٧
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٥٥
برنزی
٧,٥٥٦
عکس پرسش

٨ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

اگه کسی  دیگری راتعریف و تمجید کنه اماصداقت در کارش نباشه بلکه دلایل دیگر ی دربین باشه مثل ترس تملق گویی نفع طلبی و ... باشه در این لحظه میگن  مامردم به به خداییم

١٣٥,٧٩٩
طلایی
١٥٨
نقره‌ای
٨٢٨
برنزی
١,٩٣٧
تاریخ
٣ ماه پیش

درود بر شفیعی جان گلم، بله آفرین در مواقع بی عملی و بی صداقتی ازش استفاده میشود، این ضرب المثل در منابع متعددی ثبت و کاربرد آن توضیح داده شده🌹🙏💝well done

پذیرش اشتباه کاری بسیار شجاعانه است. بسیاری جرات و توان پذیرفتن اشتباه خود را ندارند. این افراد از ترس پرداخت تاوان اشتباه‌شان همواره دیگری را مقصر خطاهای شان میدانند. بدونِ شک هیچ کس کامل نیست و هر کسی ممکن است مرتکب اشتباه شود. با این وجود گاهی اوقات پذیرش اشتباه و اعتراف به آن خیلی از مشکلات را حل میکند. مسلماً برخی از آنها تأثیرات بدی بر جای میگذارند و بخشیدن شان از جانب دیگران هم تقریباً غیر ممکن است. به هر حال ما باید یاد بگیریم تا از پذیرش اشتباه شانه خالی نکنیم و مسئولیت خطایمان را با فروتنی بپذیریم. اگر انجام این کار برایمان دشوار است، دستور العمل های ساده ای را دنبال کنیم تا هنر پذیرش اشتباه را یاد بگیریم و بر آن مسلط شویم. اولین و مهم ترین قدم برای پذیرش اشتباه این است که به خودمان بقبولانیم کار اشتباهی انجام داده ایم. بدون این اعتراف نمیتوانیم به خودمان و دیگران نشان بدهیم که اشتباه کرده ایم. مسئولیت کارهایمان را بر عهده بگیریم، خطایمان را مشخص کنیم و بپذیریم که چنین اشتباهی کار ما بوده است. حقیقت را در ذهنمان سرکوب نکنیم یا خود در ذهنمان ارزیابی های جانبدارانه انجام ندهیم. آنقدر شجاع باشیم که اشتباهاتمان را قبول کنیم. شاید سخت ترین قسمت پذیرش اشتباه و عذرخواهی، رام کردن غرورمان باشد. با این حال، اگر این کار را انجام ندهیم، نمیتوانیم برای عذرخواهی پا پیش بگذاریم. پس نفس عمیق بکشیم، اشتباه مان را بپذیریم و با فردی که در حق او ظلم کرده ایم ابراز هم دردی کنیم. اگر این کار جواب نداد، دوباره انجامش بدهیم. این کار را بارها و بارها تمرین کنیم تا زمانی که افسار غرورمان را در دست بگیریم. فقط در صورتی که در رام کردن غرورمان موفق شویم، میتوانیم گام های بعدی را به سمت پذیرش واقعی اشتباه مان برداریم.

٢٢١,٦٨٧
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٥٥
برنزی
٧,٥٥٦
تاریخ
١ روز پیش

آه، این چه معجزه ای است؛ شب و رنگین کمان، شب و این بازی ابریشم و باد؟ گویی از مکه تا عمق کهکشان چراغانی است! شب و این فوج فوج کبوتر! از کدامین سمت میوزد این نکهت بهشت؟ بنگرید این شمیم نور را از دل کعبه، بنگرید این طراوت همیشه مانای ولایت را که چه زیبا مشام لحظه‌ها را می‌نوازد و چه خوش، زمین را اسیر نوازش خویش ساخته است! وه، چه عطری نهفته در بشارت پیک بهاران! این شمیم، نشان تولد کیست؟ بیا ای معصومیت نگاه تاریخ، ای قاموس عدالت دهر، ای ناموس شرافت دین! بیا ای امید آسمان ها، ای شرافت زمین، ای هستی خاک! بیا ای جاری ترین آبشار مهر، زلال ترین چشمه عشق، تابان ترین تبسم نور! 
بیا ای دست قادر ازلی! 
روشن از نور شما، کلبه دلها، مولا 
سینه از فیض عطش وسعت دریا، مولا 
نور گفتم، رخ زیبای شما را دیدم 
نور هم، پرتویی از نور شما، یا مولا/ سید علی اصغر موسوی 

٢٢١,٦٨٧
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٥٥
برنزی
٧,٥٥٦
تاریخ
٣ ماه پیش

روشن از نور شما، کلبه دلها، مولا
سینه از فیض عطش وسعت دریا، مولا
نور گفتم، رخ زیبای شما را دیدم
نور هم، پرتویی از نور شما، یا مولا ( ع )

در باب نفوذ شکسپیر (۱۵۶۴ تا ۱۶۱۶ میلادی) در زبان انگلیسی و مردم انگلیسی زبان نوشته اند که بیش از چهارصد و پنجاه جمله از کلمات او در میان عموم مردم راه یافته و اشخاص درس خوانده و فرهیخته قریب به دو هزار عبارت و شعر وی را غالبا در سخنان خود می‌آوردند. در زبان فارسی، سعدی چنین مقامی را دارد و تأمل در یکی از آثار او یعنی گلستان این نکته را تأیید میکند که تعداد زیادی از جملات و ابیات او به صورت مثل درآمده و شهرت یافته است و عبارت‌هایی نظیر (تا تریاق از عراق آورده شود مار گزیده مرده بود، جوهر اگر در خلاب افتد همچنان نفیس است و غبار اگر به فلک رسد همچنان خسیس، خبری که دانی دلی بیازارد تو خاموش تا دیگری بیارد، دوستان به زندان بکار آیند که بر سفره، همه دشمنان دوست نمایند، دولت نه به کوشیدن است، چاره کم جوشیدن است، ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند، لقمان را گفتند ادب از که آموختی؟ گفت: از بی ادبان؛ هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم، متکلم را تا کسی عیب نگیرد سخنش صلاح نپذیرد، محال است که هنرمندان بمیرند، و بی هنران جای ایشان گیرند، نه هر چه به قامت مهتر به قیمت بهتر، همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود به جمال، هر که را زر در ترازوست زور در بازوست و آنکس که به دنیا دسترس ندارد در همه دنیا کس ندارد) و صدها نکته لطیف جزو مکالمات و مراسلات روزمره مردم ایران شده است و تا زبان فارسی بر جای است سخن سعدی نیز وصف حال مردم ایران است، و غالب اوقات تسلی بخش دلهای آنان.

٢٢١,٦٨٧
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٥٥
برنزی
٧,٥٥٦
تاریخ
٣ ماه پیش

حکیم ابوالقاسم منصوربن حسن فردوسی طوسی، عقل گرایی خویش را آشکار بیان کرده، و گذشته از مواضع گوناگون شاهنامه، که در ستایش خرد داد سخن داده در آغاز کتابش نیز، پس از ستایش خدا، بی درنگ به ستایش خرد می‌پردازد: 
بنام خداوند جان و خرد 
کزین برتر اندیشته بر نگذرد... 
خرد چشم جان است چون بنگری 
تو بی چشم شادان جهان نسپری 
خرد افسر شهریاران بود
همان زیور نامداران بود
به روز و شب این نامه را پیش دار
خرد را به دل داور خویش دار
وزان پس چو پیوسته رای آمدش
بدانش خرد رهنمای آمدش
خرد بهتر از هر چه ایزد بداد
ستایش خرد را به از راه داد 
خرد رهنمای و خرد دلگشای
خرد دست گیرد به هر دو سرای
ازویی به هر دو سرای ارجمند
گسسته خرد پای دارد ببند 
خرد چشم جانست چون بنگری
تو بی چشم شادان جهان نسپری

٢٢١,٦٨٧
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٥٥
برنزی
٧,٥٥٦
تاریخ
٣ ماه پیش

یعنی میگه ما آدما کلا از اوناییم که با یه کم تعریف و تمجید سریع خوشمون میاد و نرم می‌شیم😄🤭 انگار کافیه یکی بگه: به‌به! عجب آدم خفنی!😎👏 بعد دیگه کلی ازش خوشمون میاد و تحویلش می‌گیریم😂🙈

٤٦,٩٢١
طلایی
٣٢
نقره‌ای
٦٠١
برنزی
٣٤٥
تاریخ
٣ ماه پیش

درود بر شما و سپاس🙏🌹

حکیم ابوالقاسم منصوربن حسن فردوسی طوسی، بزرگترین شاعر ایران و یکی از بزرگترین حماسه سرایان جهان، سراینده شاهنامه است. درباره اسم او که منصور است یا حسن بن اسحق شرفشاه، همین طور درباره پدر، تاریخ تولد و وفات او آگاهی دقیق و موثقی در دست نداریم و آنچه از شاهنامه بر می‌آید، به سبب اختلاف نسخه‌ها و دستبرد کاتبان چندان گرهی از کار نمیگشاید. زادگاه او ده‌باژ یا فاژ از روستاهای طوس بوده و در چهار مقاله عروضی یکی از قدیمی ترین منابع موجود در باب زندگی وی به این نکته تصریح شده است. تبار او از ایرانیان اصیل یعنی دهقانان (دهکانان) بوده است. دهقانان در اواخر عهد سامانی و آغاز حکومت غزنویان شامل حکام محلی و زارعان نسبتا مرفه میشدند و از خصوصیات فرهنگی آنان این بود که کوشش بسیار میکردند تا سنتها و آداب و رسوم نژادی و دودمانی خود را در برابر ارزش‌های جدید اسلام نگاهداری کنند. پژوهشگران از همین جا استنباط میکنند که دلبستگی فردوسی به سرودن شاهنامه برخاسته از این پیوند روحی و تربیت خانوادگی او بوده، نه امید به عطایای سلطان محمود. از قرائن تاریخی و اشاره خود حکیم در شاهنامه، به دست میاید که تقریبا میتوان فهمید، تا اواسط عمر (تا حدود پنجاه یا شصت سالگی) زندگانی او مرفه و خاطرش آسوده بوده و با اتکاء به مرده‌ریگ دودمانی و فارغ از غم به کار بزرگ خود ادامه میداده است، چه نظامی عروضی هم میگوید: شوکتی تمام داشت، چنانکه به دخل آن ضیاع از امثال خود بی نیاز بود. از چگونگی تحصیل و از استادان فردوسی نیز آگاهی نداریم. اما با مرور دقیق در شاهنامه به خوبی روشن میگردد که وی بر ادب عرب، کلام و فلسفه روزگار خویش احاطه و تسلط داشته است. معتزلی بودن او روشن است. بر خلاف اشاعره و محمود غزنوی که به اوهام و خرافاتی مانند رؤیت خدا در روز قیامت اعتقاد راسخ داشته اند، فردوسی با هوشیاری دیدار خدای متعال را چه در دنیا و چه در آخرت منکر است: 
ز نام و نشان و گمان برترست
نگارندهٔ بر شده پیکرست 
به بینندگان آفریننده را
نبینی مرنجان دو بیننده را

٢٢١,٦٨٧
طلایی
٢٤٨
نقره‌ای
٢,٣٥٥
برنزی
٧,٥٥٦
تاریخ
٣ ماه پیش

عبارت «ما مردم بَه‌بَه خداییم» در واقع بیشتر یک طعنه یا کنایه عامیانه است تا یک ضرب‌المثل مشهور و فراگیر فارسی. این جمله را معمولاً در برخی گویش‌های محلی ایران، به‌ویژه در گفتار عامیانهٔ مناطق شمال و بخش‌هایی از غرب کشور، برای انتقاد از مردمی به کار می‌برند که فقط تعریف و تمجید می‌کنند، زود تحت تأثیر قرار می‌گیرند یا بدون بررسی هر چیزی را تأیید می‌کنند.

معنای تقریبی آن این است:

> «ما مردمی هستیم که فقط می‌گوییم "به‌به" و تحسین می‌کنیم.»

گاهی هم با بار طنز گفته می‌شود که:

> «هر چه به ما بگویند یا نشانمان بدهند، فوری خوشمان می‌آید و تحسین می‌کنیم.»

این عبارت در منابع شناخته‌شدهٔ ضرب‌المثل‌های فارسی به‌عنوان یک مثل سراسری ثبت نشده و بیشتر رنگ‌وبوی محلی و گفتاری دارد. 

٢٥,٨٢٩
طلایی
٧
نقره‌ای
٢,٣٥٥
برنزی
١٦٠
تاریخ
٣ ماه پیش

درود بر شما🌹🙏

١

پاسخ شما