این ضرب المثل چه معنایی دارد و با کدام شعر سعدی همخوانی دارد؟
این ضرب المثل چه معنایی دارد و با کدام شعر سعدی همخوانی دارد؟
میهمان حبیب خداست، شب بماند، بلاست.
٧ پاسخ
درود بر شما
میهمان گرچه عزیز است ولی همچو نفس
خفه میسازد اگر آید و بیرون نرود
در شمال غرب ایران دسته ای از شاعران ظهور کردند که کار آنان در ادب پارسی، تازگی داشت. این دسته که شاعران معروف آذربایجان (نظامی، خاقانی و... ) بودند، سبک شعر پارسی را از آنچه در دیگر نواحی ایران یا پیش از آن رایج بود، متمایز ساختند. سبک آذربایجانی (اَرانی) سبک شاعران حوزۀ شمال غربی ایران، یعنی منطقۀ اَران و آذربایجان است. رئیس این حوزۀ ادبی، ابوالعلای گنجوی بود. شاعران معروف آن، مجیرالدین بیلقانی (۵۷۷)، فلکی شروانی (۵۸۷)، خاقانی شروانی (۵۹۵) و نظامی گنجوی (۵۹۹) هستند. مختصات فکری آنان از نظر بنیان زبان، همان زبان خراسانی است. شعر آذربایجانی از نظر تحول فکر و مختصات ادبی شعر، در اوج روند تکامل شعری قرن ششم قرار دارد.
در مورد تاريخ وفات شيخ بهايی اقوال گوناگونی وجود دارد، تاريخ عالم آراى عباسی كه از مآخذ مورد اعتماد است، مینویسد كه در شب چهارم شوال سال ۱۰۳۰ ه. ق بيمار شد و هفت روز رنجور بود، تا اين كه در شب ۱۱ شوال درگذشت، و چون وى رحلت كرد، شاه عباس در ييلاق بود و اعيان شهر جنازه او را برداشتند و ازدحام مردم به اندازه اى بود كه در ميدان نقش جهان جا نبود كه جنازه او را حركت دهند. در مسجد جامع عتيق به آب چاه غسل دادند و علماء بر او نماز گزاردند و در بقعه اى منسوب به امام زين العابدين (عليه السلام) كه مدفن دو امامزاده است، گذاشتند و از آنجا به مشهد بردند و به وصيت خود او در پائين پا، در جايی كه هنگام توقف در مشهد در آنجا درس میگفت، به خاكش سپردند. صاحب روضات الجنات میگويد كه چون شيخ درگذشت، پنجاه هزار نفر بر جنازه وى نماز گزاردند و در تاريخ فوت وى گفته اند: (بی سر و پا گشت و شرع و افسر فضل اوفتاد) مقصود از (بی سر و پا گشت شرع) اين است كه شين و عين از آغاز و آخر شرع می افتد، و (راء) میماند كه ۲۰۰ باشد، و (افسر فضل اوفتاد)، يعنی (فاء) از آغاز آن ساقط میشود و (ضاء) كه ۸۰۰ و (لام ) كه ۳۰ باشد میماند و روى هم رفته، همان ۱۰۳۰ میشود.
تا كی به تمنای وصال تو يگانه؟
اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه
خواهد كه سرآيد غم هجران تو يا نه؟
ای تيره غمت را دل عشاق نشانه
جمعی به تو مشغول و تو غايب زميانه
رفتم به در صومعه عابد و زاهد
ديدم همه را پيش رخت راكع و ساجد
در ميكده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتكف ديرم و گه ساكن مسجد
يعنی كه تو را ميطلبم خانه به خانه
روزی كه برفتند حريفان پی هر كار
زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
من يار طلب كردم و او جلوه گه يار
حاجی به ره كعبه و من طالب ديدار
او خانه همی جويد و من صاحب خانه
هر در كه زنم صاحب آن خانه تويی تو
هر جا كه روم پرتو كاشانه تويی تو
در ميكده و دير كه جانانه تويی تو
مقصود من از كعبه و بتخانه تويی تو
مقصود تويی، كعبه و بتخانه بهانه/ از شیخ بهایی.
پای خود بر بست و گفتا گو شوم
در خم چوگانش غلطان میروم
زین کند نفرین حکیم خوش دهن
بر سواری کو فرود ناید زتن
عشق مولی کی کم از لیلی بود
گوی گشتن بهر او اولی بود
گوی شومی گردد بر پهلوی صدق
غلط غلطان در خم چوگان عشق
لنگ و لوک و خفته شکل و بی ادب
سوی او میغیژ و او را میطلب
از مثنوی مولوی
بادرود. بله گویند مهمان حبیب خداست و روزی اش را خدا مشخص کرده. اما گویند مهمان بخوره کنگر و بندازه لنگر. ملال آور میشود. البته صدرصد صدق نمیکنه برای اینجانب مهمان اگر لنگرم بندازه بازم حبیب خداست.. افتخار بدین در خدمتیم
درود بر شما باد🙏🌹
بله حتماً با شفیعی جان و یک لنگر بزرگ کشتی خدمت میرسیم تا چند سالی را خدمت شما تلپ بشویم😀
سپاس از مهمان نوازی شما، و لطف و محبت شما حسین جان عزیز، فعلاً که چند سالی میشود حتی یک روز هم فراغت نبوده، ولی همین نظر لطف شما یک دنیا ارزش دارد🙏🌹
سعدی می فرماید از صحبت دوست ناگزیرم دیری ست که دست در کنارم
اگر چه مهمان حبیب خداست و رعایت و تکریم او سفارش شده است اما اقامت بیش از حد او موجب ملال و فشار بر میزبان است مهمانی که بیاید بماند چونان نفسی ست که بالا نیاید
بله آفرین درود بر شما منم خودم همینجورم، وقتی مهمونی میرم مثل ملات بتون میچسبم به زمین، دیگه با کلنگ هم جدا نمیشم🤣
این ضربالمثل به این معناست که «مهمان، محبوب خدا و مایه برکت است، اما اگر شب را هم بماند، باعث زحمت و دردسر میشود». در فرهنگ ایرانی، ماندن بیش از حد مهمان (بیش از سه روز) خلاف مهماننوازی شمرده میشود.
مضمون این ضربالمثل با این بیت از باب اول گلستان سعدی همخوانی دارد:
«و مهمان، عزیز است تا سه روز و روز چهارم واجب است که خاک بر سرش کنند»
بله آفرین درود بر شما، سعدی چندبار این موضوع را تاکید کرده🌺🙏
درود بر شما سرور گرامی آفرین🙏🌺میهمان گرچه عزیز است، ولیکن چونفس، خفه میسازد اگر آید و بیرون نرود/ سعدی، آخه معمولا مراسم میهمانی سه روز است و بیشتر از آن اسباب زحمت برای صاحب خانه است، گاهی پوستش کنده میشود😀