پرسش خود را بپرسید

ضرب المثل (خدا میهمانی برساند تا نانی بخوریم)

تاریخ
٣ هفته پیش
بازدید
٥٤

در فرهنگ ما، مخاطب ضرب المثل (خدا میهمانی برساند تا نانی بخوریم) چه کسی است؟
اصلاً معنی این ضرب المثل چیست، و چه زمانی و در کجا ازش استفاده میشود؟

٢١١,٠٦٥
طلایی
٢٤٠
نقره‌ای
٢,٣٠٣
برنزی
٧,٣٩٨
عکس پرسش

٧ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

ضرب‌المثل «خدا میهمانی برساند تا نانی بخوریم» معمولاً دربارهٔ کسی به کار می‌رود که خودش اهل خرج کردن، تهیه کردن یا بهره‌برداری از امکاناتش نیست و فقط در موقعیت‌های استثنایی یا به کمک دیگران بهره‌ای می‌برد.

معنی ضرب‌المثل

معنای تحت‌اللفظی آن این است که:

> «خدایا مهمانی برسد تا ما هم غذایی درست‌وحسابی بخوریم.»

در گذشته، بسیاری از خانواده‌ها هنگام آمدن مهمان غذای بهتر و مفصل‌تری تهیه می‌کردند. بنابراین اگر کسی آن‌قدر صرفه‌جو یا خسیس باشد که در حالت عادی غذای خوبی برای خودش فراهم نکند، تنها هنگام آمدن مهمان از آن غذا بهره‌مند می‌شود.

مخاطب ضرب‌المثل چه کسی است؟

این مثل معمولاً خطاب به افرادی است که:

بیش از حد خسیس یا ممسک هستند.

امکانات یا پول دارند، اما برای خودشان خرج نمی‌کنند.

همیشه منتظرند دیگران کاری انجام دهند تا آن‌ها هم بهره‌ای ببرند.

به جای اقدام و تلاش شخصی، چشم‌انتظار یک اتفاق بیرونی هستند.

چه زمانی استفاده می‌شود؟

مثلاً:

کسی پول دارد اما هیچ‌وقت برای خودش لباس یا غذای مناسب نمی‌خرد.

اداره یا گروهی فقط وقتی کاری انجام می‌دهد که مهمان یا مقام بالاتری بیاید.

فردی همیشه منتظر دعوت دیگران است و خودش هیچ‌وقت میزبان نمی‌شود.

در چنین موقعیت‌هایی ممکن است کسی با طنز یا کنایه بگوید:

> «این هم که شده مصداقِ "خدا میهمانی برساند تا نانی بخوریم".»

بار معنایی

این ضرب‌المثل معمولاً کنایه‌آمیز است و اغلب اندکی انتقاد، شوخی یا سرزنش ملایم در آن وجود دارد. منظور گوینده این است که فرد مورد نظر آن‌قدر منفعل، صرفه‌جو یا وابسته به شرایط بیرونی است که بدون حضور دیگران یا رخ دادن یک اتفاق خاص، از داشته‌های خودش استفاده نمی‌کند.

٢١,٤٨٦
طلایی
٦
نقره‌ای
٢,٣٣٤
برنزی
١٣٠
تاریخ
٢ هفته پیش

درود بر شما، بله آفرین🙏🌹

جلال آل احمد با نوشتن کتاب سرگذشت كندوها به سال ۱۳۳۷ میتوان گفت که نخستين داستان نسبتاً بلند او است با شروعی به سبك قصه‌های سنتی ايرانی، (يكی بود يكی نبود غير از خدا هيچكس نبود) که در اين داستان به بيان شكست مبارزات سياسی سالهای ۲۹ تا ۳۱ حزبی خویش پرداخته است. اما کتاب دیگرش مدير مدرسه ۱۳۳۷ که اين داستان نسبتاً بلند به نوعی ميان خاطرات فرهنگی آل احمد است. خود او در اين مورد گفته است: حاصل انديشه‌های خصوصی و برداشت‌های سريع عاطفی از حوزه بسيار كوچك اما بسيار موثر فرهنگ و مدرسه (مدير مدرسه) گزارش گونه ای است از روابط افراد يك مدرسه با هم و روابط مدرسه با جامعه. آل احمد در مدير مدرسه به نثر خود اعتماد كامل دارد. قلم ديگر در دستش نميلرزد و چنين مينمايد كه انديشه هايش نيز، در چارچوبی خاص، شكل نهايی خود را يافته است. به رغم اين تكوين انديشه، جلال شكست را باور كرده است، لذا به دنبال گوشه ای خلوت ميگردد/ آثار جلال آل احمد.

٢١١,٠٦٥
طلایی
٢٤٠
نقره‌ای
٢,٣٠٣
برنزی
٧,٣٩٨
تاریخ
١ هفته پیش

ز كردار گرشاسب اندر جهان 
يكی نامه بُد يادگار از مهان 
پر از دانش و پند آموزگار 
هم از راز چرخ و هم از روزگار 
ز فرهنگ و نيرنگ و داد و ستم 
ز خوبّی و زشتيی و شادّی و غم 
ز نخجير و گردنفرازی و رزم 
ز مهر دل وكين و شادی و بزم 
كه چون خوانی از هر دری اندكی 
بسی دانش افزايد از هر يكی 
ز رستم سخن چند خواهی شنود 
گمانی كه چون او به مردی نبود/ از گرشاسب نامه/ اسدی طوسی 

٢١١,٠٦٥
طلایی
٢٤٠
نقره‌ای
٢,٣٠٣
برنزی
٧,٣٩٨
تاریخ
١ هفته پیش

تفاوت مهم در حروف مشترک ما و پشتو چیه؟ بعضی حروف در فارسی و پشتو شکل و ظاهرشون یکسان هستند، ولی تلفظ و کارکردشان ممکن است کمی لهجه دار باشد و فرق کند، یا مثلاً اُ o و وو u در فارسی ما صدای v بدهند ولی در پشتو شبیه  صدای w انگلیسی تلفظ بشوند، که جزئی هست این ریزه کاری ها. غیر از اُ حرف ه و ی هم هست که این دو حرف رو هم در پست بعدی کوتاه و خلاصه میگم، شناخت گویش پارسی همسایگان ایران در واژه شناسی به ما کمک میکند، حداقل برای اطلاعات عمومی خوبه، اما اینم معرفی چند واژه دری پشتوی هراتی همراه با معنی پارسی معیار خودمون:
پوهنځی: دانشکده
پوهنتون: دانشگاه
متعلم:  دانش‌آموز  
کلینیک: درمانگاه  
داروخانه‌چی: داروفروش  
موتر:  خودرو  
بس:  اتوبوس    
پیاده‌راه: پیاده‌رو
چپرکت: تخت  
تشناب: دستشویی wc
بوت: کفش  
واسکت: جلیقه  
بایسکل: دوچرخه  
طیاره: هواپیما  
میدان هوایی: فرودگاه  
قرطاسیه: لوازم‌التحریر  
بوره: شکر  
نان خشک: بیسکویت  
شوربا: سوپ  
قابلمه: دیگ  
دیگدان: اجاق  
بکس: کیف  
رخصتی: مرخصی  
مامور: کارمند دولت  
مدیریت: اداره  
شاروالی: شهرداری 
ولسوالی: بخش/ شهرستان  
ولایت: استان    
عسکر: سرباز  
پولیس: پلیس  
څارنوال: دادستان  
محکمه: دادگاه    
سند: مدرک  
تذکره: شناسنامه  
کارت‌هویت: کارت ملی  
نمبر: شماره  
ترافیک: راهنمایی‌ورانندگی  
توقف‌گاه: پارکینگ
کتار: صف  

٢١١,٠٦٥
طلایی
٢٤٠
نقره‌ای
٢,٣٠٣
برنزی
٧,٣٩٨
تاریخ
٢ هفته پیش

فکاهی: یک روز مردی دست بچه ای را گرفت و به سلمانی برد. به سلمانی گفت: من عجله دارم. اول سر مرا بتراش، بعد هم موهای بچه را بزن. سلمانی سر او را تراشید. مرد به سلمانی گفت: تا موهای بچه را اصلاح کنی برمیگردم. سلمانی سر بچه را هم اصلاح کرد، ولی خبری از آمدن مرد نشد. به بچه گفت: چرا پدرت نمی آید؟! بچه جواب داد: او پدرم نبود. سلمانی گفت: پس کی بود؟ گفت: نمیدانم، در کوچه مرا دید و به من گفت: بیا دو نفری برویم مجانی اصلاح کنیم🤣

٢١١,٠٦٥
طلایی
٢٤٠
نقره‌ای
٢,٣٠٣
برنزی
٧,٣٩٨
تاریخ
٢ هفته پیش

رابعه بنت کعب قزداری (متوفی ۳۲۹ ه. ق) که به رابعه بلخی هم شناخته میشود، شاعر پارسی گوی نیمه نخست قرن چهارم هجری است. بسیاری رابعه را نخستین زن شاعر پارسی گوی میدانند. پدرش از اعراب کوچیده به خراسان و فرمانروای بلخ، سیستان، قندهار و بست بوده است. از تاریخ ولادت و مرگ رابعه در منابع تاریخی اطلاعات درستی در دست نیست، ولی آنچه قطعی است آن است که او هم دوره با سامانیان و رودکی بوده و گفته شده است که رابعه با رودکی دیدار و مشاعره نیز  داشته است. 

٢١١,٠٦٥
طلایی
٢٤٠
نقره‌ای
٢,٣٠٣
برنزی
٧,٣٩٨
تاریخ
٢ هفته پیش

این ضرب‌المث  به معنای اینه که فرد امیدواره در شرایط سخت و دشوار، کمکی به او برسه یا موقعیتی خوب پیش بیاد در اینجا، مخاطب معمولاً خداوند ه که برکاتی را در زندگی‌اش به وجود میاره بواسطه  برکت حضور مهمان. 

این ضرب‌المثل معمولاً زمانی به کار می‌ره که کسی در موقعیت خاصی به امید کمک، انتظار می‌کشه که شرایط بهبود یابد. برای مثال، وقتی افراد در شرایط مالی سختی هستن و امیدوارن که کسی به آنها کمک کنه یا فرصتی به آنها داده  بشه

٩٩,٢٩٩
طلایی
٩٣
نقره‌ای
٦٨٩
برنزی
١,٤٤٨
تاریخ
٣ هفته پیش

درود بر محمد جان گلم، الهی که روبراه باشی🌹🙏
ضرب المثل های پارسی بسیار زیاد هستند، که من آنان را به سه دسته تقسیم کردم، دسته اول رایج، که همه میشناسندشون و دسته دوم، تحریف شده، یعنی اشتباه استفاده میشه و معنیشو کمتر کسی میدونه، و دسته سوم همینها است، یعنی ضرب المثل های مغفول هست که فراموش شده، مثلاً اگر به کسی بخواهند بفهمانند که خیلی خسیس است، این ضرب المثل را میگویند، چون خسیس منتظر است مهمانی بیاید و چیزی با خودش بیاورد که صاحبخانه خسیس در کنارش به قول معروف بچرد. اینم تقلب🤣

پاسخ شما