ترجمه‌های زینب سرآمد (١٥٣)

بازدید
١,٣١٤
تاریخ
٩ ماه پیش
متن
He keeps tropical fish.
دیدگاه
١

او ماهی گرمسیری پرورش می دهد.

تاریخ
١١ ماه پیش
متن
After months of solitude at sea it felt strange to be in company.
دیدگاه
١

بعد از ماه ها تنهایی در دریا، بودن در میان جمع احساس عجیبی داشت.

تاریخ
١ سال پیش
متن
Laws were passed to save these animals.
دیدگاه
١

قوانینی جهت نجات این حیوانات تصویب شدند.

تاریخ
١ سال پیش
متن
A new kind of car was on display in the shop.
دیدگاه
٠

نوع جدیدی از خودرو در فروشگاه به نمایش گذاشته شد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The jet lag induces a mild form of hallucination.
دیدگاه
٠

پرواز زدگی باعث بوجود آمدن شکل خفیفی از توهم می شود.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The French team won hands down.
دیدگاه
١

گروه فرانسوی مثل آب خوردن برنده شد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
She set the tray down on a table next to his bed.
دیدگاه
٠

او سینی را روی میز کنار تختش قرار داد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
a daily walk in the garden
دیدگاه
٠

یک پیاده روی روزانه در باغ

تاریخ
١ سال پیش
متن
She spread the toast thinly with raspberry jam.
دیدگاه
٠

او لایه نازکی از مربای تمشک را روی نان تست پخش کرد.

تاریخ
١ سال پیش
متن
The mouse nibbled at the peanuts.
دیدگاه
١

موش بادام زمینی ها را گاز زد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
These protests have really made the government sit up and take notice .
دیدگاه
٠

این اعتراضات در واقع دولت را وادار کرد که هوشیار شده و توجه کند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
We must have been burgled while we were asleep.
دیدگاه
٠

بی برو بر گرد وقتی خواب بودیم بهمون دستبرد زده اند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The passengers are chafing at the delay of the train.
دیدگاه
٠

مسافرا بخاطر تاخیر قطار دارن کلافه می شن.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
A skunk gives off an obnoxious odor to defend itself.
دیدگاه
٠

یک راسو برای دفاع از خودش بوی نامطبوعی ساطع می کند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She's an interfering old busybody!
دیدگاه
٠

او یک پیر زن مزاحم فضول است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The wound began to fester.
دیدگاه
١

جراحت داشت چرک می کرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
This job's going to take me till doomsday.
دیدگاه
٠

این کار می خواهد مرا تا روزقیامت ببرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
They argued over whether the death penalty should be abolished.
دیدگاه
٠

آنها در مورد اینکه آیا مجازات اعدام میبایست لغو شودبحث می کردند

تاریخ
٢ سال پیش
متن
A fine perspective opened out before us.
دیدگاه
١

چشم انداز زیبایی در بابر ما گشوده شد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
After two hours of pomp and circumstance, the diplomas were awarded and the audience went wild.
دیدگاه
٠

بعد از دو ساعت نمایش زرق و برق و تشریفات، بالاخره مدارک اعطا شد و حضار از کوره در رفتند. ،

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The loss of their father filled the family with grief.
دیدگاه
٠

فقدان پدرشان خانواده را در غم فرو برد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
It was a clever ruse, and while others were taken in by this artifice, she was not.
دیدگاه
٠

این یک حیله هوشمندانه بود، و درحالیکه همه مجذوب این ترفند شده بودند او اینطور نبود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
" Some people feel that it is "ungentlemanly" to constantly defeat your opponents—unless the game is soccer.
دیدگاه
٠

بعضی از مردم احساس می کنند شکست دادن مداوم رقیبان ناجوانمردانه است مگر اینکه بازی فوتبال باشد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Silks and satins put out the fire in the kitchen.
دیدگاه

پار چه های ابریشمی و اطلسی باعث گسترش آتش در آشپزخانه شدند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The waitress was being harassed by a bunch of yahoos sitting at the bar.
دیدگاه
٠

خدمتکار توسط گروهی از آدم های حیوان صفت که در بار نشسته بودند مورد آزار و اذیت قرار می گرفت.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The waitress was being harassed by a bunch of yahoos sitting at the bar.
دیدگاه
٠

خدمتکار توسط گروهی از آدم های حیوان صفت مورد آزار و اذیت قرار می گرفت.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Babies make her go all gooey .
دیدگاه
٠

بچه ها باعث می شوندکه او کاملا احساساتی شود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The country's leadership is in crisis.
دیدگاه
٠

رهبری کشور در حالت بحران است.

متن
He has girls on the brain.
دیدگاه
١

دائم به دخترا فکر می کند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
There's a very large question about the viability of the newspaper.
دیدگاه
٠

سوال بزرگی در مورد امکان تداوم آن روزنامه وجود داشت.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
spontaneous regeneration of tissue
دیدگاه
٠

ترمیم خودبخود بافت

تاریخ
٢ سال پیش
متن
children's fiction
دیدگاه
٠

داستان تخیلی کودکانه

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Intellectuals were dismissed as uncreative and unproductive.
دیدگاه
٠

روشنفکران بعنوان افرادی غیر خلاق و بی ثمر بر کنار شدند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He collapsed on the floor, mumbling incoherently.
دیدگاه
٠

او روی زمین ولو شد و بطور نامفهومی کلماتی را بر زبان می آورد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The man held the cigar between his lips.
دیدگاه
٠

آن مرد سیگار برگ را بین لب هایش نگهداشت.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
How many stripes are there on the sleeve of a sergeant?
دیدگاه
١

چند تا خط راه راه روی آستین یک گروهبان وجود دارد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The cocktail waitress often had to put up with rude comments from customers.
دیدگاه
٠

پیشخدمت مهمانی اغلب مجبور بود با نظرات بی ادبانه مشتریان کنار بیاید.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Her jokes were too obvious to be funny.
دیدگاه
٠

لطیفه های او پیش پا افتاده تر از آن بودند که با مزه باشند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The new invention was nutritious, palatable, cheap and simple to make.
دیدگاه
٠

ابداع جدید مغذی، لذیذ، ارزان و آسان جهت آماده کردن بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
There's something very phoney about him.
دیدگاه
٠

یک چیز یش می لنگه

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The winter coats will be distributed to needy families.
دیدگاه
٠

کت های زمستانی بین خانواده های نیازمند توزیع خواهند شد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He knifed through the water.
دیدگاه
٠

او تیز و تند از میان آب عبور کرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Scrumptious peanut cookies were personally made by the young ones in Bayan Lepas.
دیدگاه
٠

کلوچه های خوشمزه بادام زمینی شخصا توسط جوانان بایان لپاس ( در مالزی ) پخته می شود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Scrumptious peanut cookies were personally made by the young ones in Bayan Lepas.
دیدگاه
٠

کلوچه های خوشمزه بادام زمینی شخصا توسط جوانان

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She surrounded herself with underlings who were too afraid of her to ever answer back.
دیدگاه
٠

او خود را با افراد دون پایه احاطه کرده بودکسانی که آنقدر از او می ترسیدند که حتی نمی توانستند حاضر جوابی کنند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The first part of the history test consisted of arranging events in chronological order.
دیدگاه
٠

قسمت اول آزمون تاریخ شامل مرتب کردن حوادث به ترتیب زمانی بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The first part of the history test consisted of arranging events in chronological order.
دیدگاه
٠

قسمت اول آزمون تاریخ شامل مرتب کردن

تاریخ
٢ سال پیش
متن
If you are rude to me, I shall retaliate with equal rudeness.
دیدگاه
٢

اگر نسبت به من بی ادب باشی، با همان بی ادبی تلافی خواهم کرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Lash the scenery up ready for the next act.
دیدگاه
٠

صحنه را برای نمایش بعدی آماده کنید.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Good progress was made with writing the sheet memoir.
دیدگاه
٠

پیشرفت خوبی با نوشتن صفحه خاطرات انجام می شد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
She appealed unsuccessfully against her conviction for murder.
دیدگاه
٠

او علیه محکومیتش به قتل درخواست فرجام ناموفقی داشت.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The prison guards seemed bankrupt of all human feelings.
دیدگاه
٠

بنظر می رسید که نگهبانان زندان از تمام احساسات انسانی عاری بودند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
We said forthright that we would not take on such a responsibility.
دیدگاه
٠

ما رک و راست گفتیم که یک همچین مسئولیتی را بر عهده نخواهیم گرفت.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Their commercial really persuades people to try their product.
دیدگاه
٠

تبلیغات بازرگانی آنها واقعا مردم را ترغیب می کند که محصولشان را امتحان کنند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
A man on his way to deposit $120 000 in a bank was waylaid by two men who punched him and snatched his bag yesterday.
دیدگاه
٠

مردی که دیروز در راه سپرده گذاری ۱۲۰۰۰ دولاری در یک بانک بود توسط دو مرد خف شد مردانی که به او با مشت ضربه زده و کیفش را قاپیدند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
a lame apology
دیدگاه
١

یه عذر خواهی شل و ول

تاریخ
٢ سال پیش
متن
It was a rather bleak and dismal place.
دیدگاه
٠

مکانی نسبتا متروک و دلگیر بود.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
How do economic factors affect interstate and intrastate relations?
دیدگاه
٠

چگونه عوامل اقتصادی بر روی روابط بین ایالت ها و درون ایالت ها تاثیر میگذارد؟

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Tod shook his head angrily and slung the coil of rope over his shoulder.
دیدگاه
٠

تاد سرش را با عصبانیت تکان داد و حلقه طناب را روی شانه اش انداخت.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Tod shook his head angrily and slung the coil of rope over his shoulder.
دیدگاه
٠

تاد سرش را با عصبانیت تکان داد وحلقه طناب را را

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The girls decoy more easily than most other children.
دیدگاه
٠

دختران آسان تر از اکثر بچه های دیگر به دام می افتند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Never expect him to come up with a brilliant idea.
دیدگاه
٥

هرگز از او انتظار نداشته باشید که یک ایده عالی ارائه کند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Billy, the stableman, was going the rounds of the walls, putting out light after light.
دیدگاه
٠

بیلی، گارگر اصطبل، در حال گشت زدن اطراف حصارها، چراغها را یکی بعد از دیگری خاموش می کرد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Youth will fade away, but my memories of you will not.
دیدگاه
١

جوانی به باد فنا خواهد رفت، ولی خاطرات من از تو نه.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Our team gained / had the upper hand in the second half.
دیدگاه
٠

تیم ما در نیمه دوم برتری داشت.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The annex has been built on to the main building.
دیدگاه
٠

ساختمان فرعی روی عمارت اصلی ساخته شده است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The annex has been built on to the main building.
دیدگاه
٠

بنای فرعی روی عمارت اصلی ساخته شد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Absenteeism is a problem in some industries.
دیدگاه
١

غیبت غیر موجه در برخی صنایع دردسر ساز است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
You have to admit that these sketches are true to life.
دیدگاه
٠

شما مجبورید بپذیرید که این طرحها کاملا طبیعی هستند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Any product made from cow's milk made him vomit.
دیدگاه
٠

هر محصولی که از شیر گاو تهیه شده باشد باعث می شود که او استفراغ کند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
I was determined to assert my authority from the beginning.
دیدگاه
١

من مصمم بودم که از همان ابتدا اقتدار خود را به اثبات برسانم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The young princess was chaperoned wherever she went.
دیدگاه
١

شاهزاده خانم جوان هر جا که می رفت همرا هی اش می کردند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The car overtook with a toot.
دیدگاه
١

ماشین با بوق ممتد سبقت گرفت.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
He has a small vocabulary and is only able to express himself in a limited fashion.
دیدگاه
٠

او دایره واژگان کوچکی دارد و تنها قادر است به شیوه ا ی محدود خود را بیان کند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The wizard gave the prince an amulet to ward off evil.
دیدگاه
٢

جادوگر به شاهزاده طلسمی داد تا شر را از او دفع کند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Those who wished a favour of the emperor had to grovel on hands and knees before him.
دیدگاه
٠

کسانیکه آرزوی لطفی از طرف امپراطور را داشتند می بایست در برابر او روی دستها و زانوهایشان سینه خیز می رفتند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
By speaking to the president directly, he circumvented the usual red tape.
دیدگاه
١

با صحبت کردن مستقیم با رئیس جمهور، او تشریفات دست و پا گیر را دور زد.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The explorers faced many risks as they made their way across the ice.
دیدگاه
٠

همانطور که کاوشگران راه خود را از میان یخ باز می کردند باخطرات زیادی روبرو شدند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
We start the current fiscal year $30 million in the hole.
دیدگاه
٢

ما سال مالی جاری را با ۳۰ میلیون دولار بدهی شروع می کنیم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Superstition, idolatry, and hypocrisy have ample wages, but truth goes a begging.
دیدگاه
٦

خرافات، بت پرستی و ریاکاری دستمزد فراوانی دارند ولی ماحصل حقیقت گدایی است.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
The diameter and the circumference of a circle correlate.
دیدگاه
٤

قطر و محیط دایره با یکدیگر مرتبط هستند.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
They exchanged rings as a symbol of friendship.
دیدگاه
٥

آنها حلقه ها را بعنوان نمادی از دوستی بین خود رد و بدل کردند.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Her conjecture as to her son's whereabouts turned out to be correct.
دیدگاه
٥

ظن او در باره محل تقریبی پسرش درست از آب درآمد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I browned the fish in the frying pan.
دیدگاه
٥

ماهی را در تابه تفت دادم.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
As a corporation, the business is a distinct entity and must pay its own taxes.
دیدگاه
٧

به عنوان یک موسسه حقوقی، آن کسب و کار یک نها د متمایز است و می بایست مالیات مربوط به خود را پرداخت کند.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Her loyalty ties her to the family.
دیدگاه
١١

وفاداریش او را به خانواده گره می زند.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
It was a painful, hangdog progress for him.
دیدگاه
٥

آن پیشرفتی دردناکِ شرم آور برای او بود.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Massive investment is needed to modernise the country's telephone network.
دیدگاه
٧

سرمایه گذاری عظیمی جهت به روز کردن شبکه تلفن کشور مورد نیاز است.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Withdrawal is a classic symptom of depression.
دیدگاه
١٠

پا پس کشیدن نشانه قدیمی افسردگی است.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
She has written her description of him in a mildly humorous vein.
دیدگاه
٨

او توصیف خود را از آن مرد با رگه ای از طنز ملایم نوشته است.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
We followed our guide through the labyrinthine catacombs.
دیدگاه
٥

ما راهنمای خود را از میان دخمه های هزار توی قبرستان دنبال می کردیم.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Ice is matter in a solid state while water is matter in a liquid state.
دیدگاه
٤

یخ در حالت جامد اهمیت دارد در حالیکه آب در حالت مایع اهمیت دارد

تاریخ
٣ سال پیش
متن
His volatile temper put everyone on edge.
دیدگاه
٨

خوی دمدمی او همه را عصبی کرد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
thin reasoning
دیدگاه
٨

استدلال ناچیز، استدلال سست

تاریخ
٣ سال پیش
متن
You need to prioritize your tasks.
دیدگاه
١٣

لازم است که وظایف خود را اولویت بندی کنید.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
My mother was left with 3 children to take care of.
دیدگاه
٥

مادرم با سه تا بچه که باید از آنها نگهداری می کرد، رها شد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The innovative product engendered many imitations.
دیدگاه
٨

کالای ابتکاری باعث تولید موارد مشابه بسیاری شد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
These crimes are individual acts and are unrelated to each other.
دیدگاه
٩

این جرایم عملکردهای فردی هستند و به یکدیگر ربطی ندارند.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
What a surprise to bump into you here!
دیدگاه
٥

چقدر غافلگیر کننده است که اینجا با شما برخورد کردم.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The professor's point was that the events of the past are still relevant for people today.
دیدگاه
٧

نکته استاداین بود که اتفاقات گذشته هنوز برای مردم امروزی قابل قبول است.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The accident woke him to the importance of safe driving.
دیدگاه
١١

آن تصادف چشمهای او را به اهمیت رانندگی ایمن باز کرد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
There is limited land for cattle grazing in this dry and mountainous region.
دیدگاه
١١

زمین های محدودی برای چرای گله گاوها در این ناحیه خشک کوهستانی وجود دارد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Throw these papers in the circular file, will you please ?
دیدگاه
١٢

میشه لطفا این کاغذها رو تو سبد کاغذ باطله بندازید؟

تاریخ
٣ سال پیش
متن
She throws a tantrum when she can't have the toy she wants.
دیدگاه
٤

او وقتی نتواند اسباب بازی را که می خواهد داشته باشد قشقرق راه می اندازد

تاریخ
٣ سال پیش
متن
He'd always been a renegade, indifferent to the opinions of others.
دیدگاه
٧

او همیشه یک مرتد بوده، بی تفاوت نسبت به عقاید دیگران.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Johnny had/threw a tantrum in the shop because I wouldn't buy him any sweets.
دیدگاه
١١

جانی در مغازه قشقرق راه انداخت زیرا هیچ نوع شیرینی برایش نمی خواستم بخرم.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
It will take two elephants to drag all this wood away.
دیدگاه
٩

دو تا فیل می خواد تا تمام این چوبها را بکشند کنار.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Do you recall the time we went to the beach to watch the sunrise?
دیدگاه
١٣

آیا زمانی را که به ساحل رفتیم تا طلوع خورشید را تماشا کنیم به یاد داری؟

تاریخ
٣ سال پیش
متن
They rose up and smote their enemies.
دیدگاه
١٢

آنها قیام کردند و دشمنانشان را در هم کوبیدند.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The teacher frowned the class into silence.
دیدگاه
١٠

معلم با ترشرویی کلاس را به سکوت وا داشت.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The younger child infected his brother and his sister with the flu.
دیدگاه
٩

بچه کوچکتر برادر و خواهرش را به آنفلوانزا مبتلا کرد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
This versatile vegetable can be eaten raw or cooked.
دیدگاه
٩

این سبزی مختلط را می توان خام یا پخته خورد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
We could see that he was a gifted singer.even as a child.
دیدگاه
١١

ما تونستیم ببینیم که او خواننده با استعدادی بود حتی بعنوان یک بچه.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
You should turn over the burgers now.
دیدگاه
٩

الان دیگه باید گوشتهای کبابی رو پشت و رو کنی.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The young pioneers lived in a little log cabin in the mountains during the summer camping.
دیدگاه
٦

پیشاهنگان جوان تمام تابستان را در یک کلبه ی کوچک چوبی در کوهستانها زندگی کردند.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The incident was a prank that went wrong.
دیدگاه
٩

اون حادثه یک شوخی خرکی بود که بد پیش رفت.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The old curmudgeon found a new scapegoat and that let me out.
دیدگاه
٦

بد عنق پیر قربانی تازه ای پیدا کردو آن قربانی باعث شد که من از انجا بروم بیرون.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Don't take what that irascible old curmudgeon says too seriously.
دیدگاه
٧

آنچه را که آن پیر مرد زود رنج بد عنق می گوید زیاد جدی نگیرید.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
They raved over the chef's talent.
دیدگاه
١١

آنها در مورد استعداد سرآشپز حسابی جاروجنجال راه انداختند.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
What did you hanker after most when you were in prison?
دیدگاه
١٣

وقتی تو زندان بودی دلت از همه بیشتر چه می خواست؟

تاریخ
٣ سال پیش
متن
I was following the man when he dived into a small restaurant and I lost track of him.
دیدگاه
٩

داشتم آن مرد را دنبال می کردم که او شیرجه رفت تو یک رستوران کوچک و من ردش را گم کردم.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
He leapt to the side to avoid an accident.
دیدگاه
١١

او پرید به یک طرف تا از تصادفی جلوگیری کند.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
She leaped all obstacles on her road to success.
دیدگاه
٦

او از روی تمام موانعی که سر راه موفقیتش بودند پرید.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The royal seal was affixed to the letter.
دیدگاه
١١

مهر سلطنتی روی نامه خورده بود.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The thief was put on probation for two years.
دیدگاه
١٣

دزد برای مدت دو سال تحت آزادی مشروط قرار گرفت.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The prisoner was put on probation .
دیدگاه
١٨

زندانی تحت آزادی مشروط قرار گرفت.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Thanks for coming to our party; we're so glad you could make it!
دیدگاه
٢٠

ممنون که به مهمانی ما آمدید؛ خیلی خوشحالیم که تونستید بیایید.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
He was surprised to see the high level of technology being used and produced in these countries as his prejudice had been that these were backward nations.
دیدگاه
٢٢

او از دیدن سطح بالای تکنولوژی که در این کشورها مورد استفاده قرار می گرفت یا تولید می شد شگفت زده شد زیرا پیش داوری او این بود که اینهاجوامع ای عقب اف ...

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Our team will compete against four others for the championship.
دیدگاه
٣٨

تیم ما در مقابل چهار تیم دیگر برای قهرمانی رقابت خواهد کرد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
He loathed the woman's little yapping dog.
دیدگاه
٣٧

او از سگ کوچولوی زوزه کش آن زن بیزار بود

تاریخ
٣ سال پیش
متن
opposite walls
دیدگاه
٣٣

دیوارهای مقابل

تاریخ
٣ سال پیش
متن
She showed great endurance in the face of pain.
دیدگاه
٣٤

او در برابر درد تحمل زیادی از خود نشان داد.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
With little water, their survival in the desert was not likely.
دیدگاه
٣٩

با مقدار کمی آب احتمال زنده ماندن آنها در صحرا وجود نداشت

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Activated charcoal, spread on a pan like baking soda, also alleviates an odor problem.
دیدگاه
٤٠

ذغال چوب فعال شده ای مانند جوش شیرین را کف تابه ای پهن کنید تا مشکل بو را کمتر کند

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The limit of our yard is that line of trees.
دیدگاه
٣٢

محدوده حیاط ما آن ردیف از درختان است

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The oil tanker was grounded on a sandbank.
دیدگاه
٤٤

تانکر نفت بر روی ساحل شنی مستقر شد

تاریخ
٣ سال پیش
متن
They have appointed a new head teacher at my son's school.
دیدگاه
٢٩

آنها یک مدیر جدید در مدرسه پسرم انتصاب کرده اند

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The head teacher often acts as referee for his pupils.
دیدگاه
٢٨

مدیر مدرسه اغلب بعنوان میانجی بین شاگردانش عمل میکرد

تاریخ
٣ سال پیش
متن
She regretted the loss of her youth.
دیدگاه
٤٤

او بخاطر از دست دادن جوانیش پشیمان بود

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Great boasters, little doers.
دیدگاه
٤٤

لاف زن های بزرگ، عمل کننده های کوچک

تاریخ
٣ سال پیش
متن
A boaster and a liar are all one.
دیدگاه
٣٩

یک لاف زن و یک دروغگو هر دو یکی هستند.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
He was so thirsty that he drank a mug of milk.
دیدگاه
٤٧

او آنقدر تشنه بود که یک لیوان شیر خورد

تاریخ
٣ سال پیش
متن
He turns up the air conditioning when we leave.
دیدگاه
٤٤

او تهویه هوا را وقتی که ما آنجا را ترک میکنیم روشن می کند.

تاریخ
٣ سال پیش
متن
Clearly the appeal of the Virgo archetype belonged to the spirit of the age.
دیدگاه
٤٢

جذابیت طرح اصلی سنبله بطور آشکار به روح زمانه تعلق داشت

تاریخ
٣ سال پیش
متن
The food in the canteen is usually quite good.
دیدگاه
٣٧

کیفیت غذای غذا خوری معمولا خوب است

تاریخ
٤ سال پیش
متن
Warm wishes on your birthday. I send along my love and affection for you as well as a small gift. Take care!
دیدگاه
٣٤

آرزوهای صمیمی برای تولدت دارم. عشق و محبت خود را همانند هدیه ای کوچک برایت ارسال می کنم. مراقب خودت باش.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
The hotel has special facilities for welcoming disabled people.
دیدگاه
٤٢

این هتل تسهیلات ویژه ای برای استقبال از افراد ناتوان دارد.

تاریخ
٤ سال پیش
متن
Watching that scary movie gave me goose bumps.
دیدگاه
٤٣

تماشای اون فیلم ترسناک موهای بدنمو سیخ کرد

تاریخ
٤ سال پیش
متن
The sofa is very large and takes up a good deal of space in that living room.
دیدگاه
٥٣

آن مبل خیلی بزرگ است و اتاق پذیرایی را حسابی اشغال کرده است

تاریخ
٤ سال پیش
متن
Training will commence on 5 October, running from Tuesday to Saturday inclusive.
دیدگاه
٤١

آموزش از پنجم اکتبر شروع خواهد شد و از سه شنبه تا شنبه بطور مداوم ادامه خواهد داشت.

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Time tames the strongest grief.
دیدگاه
٤

زمان قوی ترین غم ها را رام میکند

تاریخ
٧ سال پیش
متن
Between grief and nothing, I will take grief. William Faulkner
دیدگاه
٤

بین غم و پوچی، من غم را خواهم پذیرفت. ویلیام فالکنر