🔸 نکته:
تفاوت این واژه با Avoid، Evade، و Bypass:
• Avoid به معنای اجتناب کردن است و عام ترین و خنثی ترین گزینه است؛ می تواند کاملاً بی گناه و طبیعی باشد، بدون بار حیله و زیرکی.
• Evade به معنای طفره رفتن / فرار کردن از است و منفی تر و عامدانه تر از circumvent است؛ بر فرار از مسئولیت یا قانون با قصد پنهان کاری تأکید دارد ( مثل evade taxes ) .
... [مشاهده متن کامل]
• Bypass به معنای دور زدن / میان بر زدن است و فنی تر و خنثی تر است؛ بیشتر در بافت های مکانیکی، پزشکی، یا سیستمی به کار می رود ( مثل bypass surgery یا bypass a filter ) .
• Circumvent اما ترکیبی از دور زدن قانون یا محدودیت با زیرکی و از راه غیرمستقیم را می رساند و به همین دلیل در بافت های حقوقی و سیاسی دقیق تر و رسمی تر از avoid و bypass است. توجه کنید که Circumvent همیشه به معنای شکستن قانون نیست؛ می تواند دور زدن یک مانع مشروع هم باشد.
سِرکِم وِنت ( با تأکید بر هجای سوم )
🔸 معادل فارسی:
• دور زدن ( قانون، قاعده، یا مانع )
• خدشه وارد کردن به / نقض غیرمستقیم
• با حیله از کنار چیزی گذشتن / طفره رفتن
• دور زدن محدودیت / خلاص شدن از مانع
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• The company circumvented the sanctions through shell companies.
شرکت از طریق شرکت های صوری تحریم ها را دور زد.
• He found a way to circumvent the rules.
او راهی پیدا کرد که قوانین را دور بزند.
• We need to circumvent this bureaucratic obstacle.
باید این مانع بوروکراتیک را دور بزنیم.
- دور زدن ( قانون، مشکل، مانع و. . . . )
- با زیرکی یا حیله از چیزی اجتناب کردن
- پیدا کردن راهی برای عبور از محدودیت ها
با دوز و کلک دور زدن
با لطایف الحیل سر پیچی کردن
پیچاندن
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم vent
📌 این ریشه، معادل "come" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "come" مربوط هستند.
... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال:
🔘 venture: to "come" forward into risk or uncertainty.
🔘 convention: a gathering where people "come" together.
🔘 intervene: to "come" between to alter an outcome.
🔘 circumvent: to "come" around an obstacle.
🔘 avenue: a path where one "comes" and goes.
🔘 advent: the "coming" of something important.
🔘 ventilation: the process by which fresh air "comes" into a space.
🔘 parvenu: someone who has newly "come" into wealth or status.
🔘 souvenir: something that "comes" back as a memory.
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک prefix داریم به اسم circum
📌 این پیشوند، معادل "around" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این پیشوند را در خود داشته باشند، به "around" مربوط هستند.
... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال:
🔘 circumference: The distance around a circle
🔘 circumvent: To go around something to avoid it
🔘 circumstance: A fact or event around a situation
🔘 circumspect: Cautious and looking around carefully
🔘 circumnavigate: To travel all the way around something
🔘 circumlocution: Speaking around a topic indirectly
🔘 circumscribe: To draw a boundary around something
🔘 circumfusion: Spreading around something
🔘 circumsolar: Moving around the sun
🔘 circumferential: Relating to the area around a circle
✍ توضیح: To bypass or outwit a problem or obstacle 🚧
🔍 مترادف: Outwit
✅ مثال: They found a way to circumvent the security system.
به معنای دور کردن و پرهیز کردن هم گاهی می آید: aviod, evade
غلبه کردن بر. از سر راه خود برداشتن 2. از چنگ ( چیزی ) گریختن . ( چیزی را ) دور زدن
مثال:
Stop circumventing the issue.
دور زدن موضوع را متوقف کن. {سعی نکن موضوع را دور بزنی}
Circumvent the lawsدور زدن قوانین
1. طفره رفتن ، پرهیز کردن ، evade
۲. غلبه کردن
از انجام وظیفه سر باز زدن
circumvent ( v ) ( sərkəmˈvɛnt ) e. g. They found a way of circumventing the law. Young people still want to circumvent their parents’ control. circumvention ( n )
( فوتبال ) ردشدن از مدافع
از سر راه برداشتن
عبور کردن
فرار کردن از مدافع
🖊 ( مشکل، دردسر، سختی ) دور زدن، پیچوندن
✅️ مثال:
The clever hacker managed to circumvent the stringent security measures and gain unauthorized access to the company's confidential data.
❗️stringent = سفت و سخت ( قانون )
circumvent معنی دور زدن قانون میده. مثلا دور زدن قوانین مالیاتی، تحریم و . . .
این فعل از دو جز خیلی مهم تشکیل شده.
پیشوند: circum که به معنی surrounding, on all side, around است.
و ریشه vent که در بعضی عبارات ven نوشته میشه به معنی come است.
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
In the United States, cigarette companies can't advertise on TV.
However, many of these companies circumvent this rule by
advertising at sporting events that are televised
امیدوارم با این روش بتونید بهتر این عبارت رو بخاطر بسپارید
دم به تله ندادن
بی خیال شدن
Due to a shortage of keys, substitute teachers were often told to circumvent locks.
به دلیل کمبود کلید، اغلب به معلمان جایگزین گفته می شد که بی خیال قفل باشند.
با دورزدن قاپ زدن
بادور زدن قاپیدن
ازدست کسی درآوردن
دوستان گرامی وقتی مفهوم کلمه یا عبارتی را ازطریق کمک کاربران متوجه میشویم حداقل کاری که میتوانیم بکنیم، لایک کردن آن معنی به منظور دلگرم نمودن آن مترجم برای ادامه کار و کمک بیشتر آتی به خودمان است. زبان فارسی مانند سایر داشته هایمان برای بقا نیازمند کمک همه فارسی دانان است.
... [مشاهده متن کامل] دور زدن
– He found a way of circumventing the law
– The new highway allows travelers to circumvent the city
– Taking bribes is illegal but they circumvent the law by calling them "gifts"
[کسب وکار] دور زدن؛ خیانت به طرف تجاری از طریق مذاکره یا مراوده ی پنهانی با اشخاص ثالث
✔️ دور زدن ( مثلاً تحریم ها یا قوانین مالیاتی )
🗣️ [سِر کِم وِنْت]
💠 Iran - based miners are paid directly in Bitcoin, which can then be used to pay for imports - allowing sanctions on payments through Iranian financial institutions to be circumvented"
... [مشاهده متن کامل]
. . .
Iran uses crypto mining to lessen impact of sanctions, study finds
Reuters. com@
دور زدن مانع یا مشکل
circumventing the gait impediment
برطرف نمودن موانع راه رفتن
بر طرف کردن
دور زدنِ ( یک قانون، یک مشکل، یک مسیر، . . . )
پیروی نکردن
در تله نیفتادن
غلبه کردن
مهار کردن، فائق آمدن
پرهیز کردن_ دور زدن
دور زدن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٣٢)